جنگ ویرانگر که خامنهای برافروخت هم اکنون در مناطق مختلفی از منطقه در جریان است. خامنهای سنگ جنگ را انداخت، اما شواهد و قرائن نشان میدهد که این سنگ بزرگ در حال افتادن روی پای خود او است. بهقول معروف لقمهای را برداشت که تا کنون ازگلویش پایین نرفته است. هر روز اوضاع بغرنجتر و پیچیدهتر میشود.
سرداران سپاه پاسداران در سوریه و عراق اجسادشان بر اثر حملات غافلگیرانه متلاشی میشود و برای خواندن نماز میت به ولی فقیه سپرده میشود. آنها همچون خاکسترهایی میمانند که از پس قافله جنگ بهجا میمانند. خامنهای و نیروهای شکست خوردهاش با دمیدن در خاکسترها فضا را تاریک و غبار آلود میکنند. نعرههای انتقام سخت خاموشی ندارد. اما سیر حوادث و گذر ایام نتیجه را برملا خواهد کرد.
آیا ولایت فقیه دست به انتقام خواهد زد؟
این سوال هم اکنون در صحنه جهانی مطرح است. نیروهای زیادی از پاسداران خامنهای به هلاکت رسیدند. کم کم دود آتش جنگ چشمان عاملین و آمرین آن را میسوزاند. تحلیلگران هرکدام سیر حوادث را بررسی و این سوال را مطرح میکنند که آیا حکومت ایران پاسخ خواهد داد؟ رسانههای حکومتی و برخی از کارگزاران حکومتی هر کدام ساز خودشان را میزنند.
برخی میگویند که جواب دندان شکن داده خواهد شد. برخی میگویند دیپلوماسی سخت خودش انتقام است. عدهای دیگر میگویند سیاست سوریه در قبال از دست دادن بلندیهای جولان را در پیش خواهند گرفت؛ یعنی این که رژیم هیچ کاری نخواهد کرد. برخی دیگر میگویند که از طریق نیروهای نیابتی پاسخ خواهد داد. عدهای تحلیل میکنند که حکومت ایران در زمین دشمن بازی نخواهد کرد. اما هیچ کدام از تحلیلها به این سوال پاسخ نمیدهد که آیا ولایت فقیه دست به این ریسک خواهد زد که دست به اقدام نظامی مستقیم بزند؟
از تحلیل تا واقعیت کدام مسیر محقق خواهد شد؟
تا جایی که به خامنهای برمیگردد از رویارویی پرهیز میکند. خامنهای توان نبرد مستقیم را ندارد. توان بلوف و جوسازی حکومت او زیاد است اما تا فعلیت یافتن آن شک و تردیدهای زیادی وجود دارد. ولی فقیه که این جنگ را بهعنوان سپر و مهار بحرانهای داخلی از جمله قیام مردم بر افروخت، تن به پذیرش خطر نمیدهد. به این دلیل که با بحران بقای حکومت درگیر است. هم اکنون جنگ روانی بیشتر خودش را نشان میدهد.
شاید هم برای تست منطقه و جامعه جهانی باشد. خامنهای خوب میداند که با ریسک کردن خودش را بهلبه پرتگاه میرساند. بههمین دلیل برای پرهیز از جنگ مستقیم از نیروهای نیابتی خود استفاده میکند و آنها را گوشت دم توپ میکند. پاسداران تروریست او که در فساد و دزدی و اختلاس غرق شدهاند توان حرکت در مرداب سیاستهای بنیادگرایانه را ندارند.
حکومت خامنهای بهدلیل بحرانهای اقتصادی و بحرانهای اجتماعی خیلی شکننده میباشد. بههمین دلیل بیشتر دود و دم و صبر استراتژیک برای او کارآیی دارد تا این بحران را از سر بگذراند و یا به فراموشی سپرده شود.
در همین زمینه
خامنه ای مرد جنگ نیست!
اقدام متقابلی که ترس و وحشت خامنهای را افزایش میدهد
سایت اکسپرس در تاریخ ۷آوریل به نقل از کارشناسان گزارشی ارائه میدهد که باعث تار شدن دید خامنهای و دستگاه جنگ او میشود. اکسپرس مینویسد: «یک کارشناس امنیتی مدعی است که اگر ایران در چند روز آینده حملهای را انجام دهد، اسرائیل میتواند بمبهای مرگبار پالس مغناطیسی الکترال را در تلافی علیه ایران بهکار گیرد».
یک کارشناس امنیتی و دفاعی ناشناس برای روزنامه دیلی استار فاش کرد: «اگر ایران تصمیم بگیرد مستقیماً با حمله به سایتهای استراتژیک در اسرائیل به اسرائیل حمله کند، پاسخ بسیار غیرمتعارفی از سوی اسرائیل داده خواهد شد».
آشنایی مختصر با بمب الکترومغناطیسی (E-bomb)
اکسپرس معتقد است درحالی که رهبران جهان بهدنبال آتشبس فوری هستند، حکومت ایران بر طبل جنگ میکوبد. اما اگر چنین واقعهای اتفاق بیفتند طرف متخاصم از بمب الکترومغناطیسی (E-bomb) علیه اهداف مشخصی در ایران استفاده خواهد کرد.
کارشناسان امنیتی و دفاعی در مورد این نوع بمبها میگویند: «این بمب علیه تهران و دیگر مراکز بزرگ ایران استفاده خواهد شد. جایی که تاسیسات هستهای ایران وجود دارد. خود بمب مستقیماً مردم را نمیکشد، زیرا یک پالس EMP را ارائه میدهد که میتواند تمام وسایل الکترونیکی را در شعاع ناشناختهای از دور خارج کند».
نتیجه این خواهد شد که بیشتر زیر ساختهای تهران و یا کلان شهرهای دیگر میتوانند فوراً از کار بیفتند. کارشناسان دفاعی و امنیتی به اکسپرس میگویند: «این میتواند همان “آسی” باشد که اسرائیل در آستین دارد».
با این حال حکومت جنگ افروز خامنهای تلاش میکند که از جنگ رودررو پرهیز کند. چون در باتلاقی خواهد افتاد که بیرون آمدن از آن غیر ممکن خواهد بود. در نهایت مردم ایران که سختیهای زیادی را تحمل کردهاند سنگ قبر ولایت فقیه را بر آن باتلاق نصب خواهند کرد.







