شرایط پسا کرونایی و آوار بحران ها بر سر خامنه ای
با اینکه هنوز شرایط کرونایی در ایران تمام نشده و تلفات کرونایی در ایران به عدد هولناک ۵۰۰ هزار نزدیک شده است، اما ابر بحرانهای پساکرونایی در حال سر بر آوردن است.
نگاهی سریع به آن چه که تنها طی دو روز در ایران تحت حاکمیت خامنه ای گذشت، بیانگر این واقعیت است؛
اعتراضات روز شنبه ۱۸ دی
۱. روز شنبه ۱۸دی ۱۴۰۰ خانوادههای قربانیان هواپیمای اوکراینی با انجام تجمعات اعتراضی، خواهان دادخواهی خون عزیزان خود شدند. این خانوادهها اعتراضشان را از بامداد روز شنبه از فرودگاه خمینی آغاز کردند. آنان با فریاد دادخواهی به خامنهای یادآور شدندکه تا خونبهای فرزندانشان یعنی اجرای عدالت را نگیرند، دست بردار نیستند. یکی از مادران داغدار فریاد کشید: «من فقط از علی خامنهای و سرداران سپاه شکایت دارم. اینها مقصرند و پارههای جگر ما را اینها کشتند!». [هواپیمای اوکراینی؛ چرا و چگونه سپاه پاسداران به چنین جنایتی دست زد؟]
فریاد مرگ بر خامنه ای
کمی آن طرفتر یعنی در جایی که دو سال پیش سپاه پاسداران با شلیک عامدانه، هواپیمای مسافربری اوکراینی را ساقط کرده بود، بازهم همین مردم و همین خانوادههای داغدار گرد آمده بودند. آنان در شهریار یعنی محل سقوط هواپیما بار دیگر گرد هم جمع شدند و پاسخ صداوسیمای خامنه ای را با این فریاد ها دادند: مزدور برو گمشو! ما گل نمیخواهیم، گلهای ما را خودتان پر پر کردید. مادری فریاد زد: مرگ بر خامنه ای! [بازماندگان قربانیان هواپیمای اوکراینی؛ ما جنایتکاران را به محاکمه خواهیم کشاند! + ویدئو]
به این ترتیب در سالروز کشته شدن ۱۷۶ مسافر بیگناه برای خامنه ای ثابت شد که این جنایتی نیست که به سادگی قابل فراموشی باشد.
۲. در همین روز شنبه ۱۸ دی در یک جنایت آشکار شاعر و نویسنده آزادیخواه وطن بکتاش آبتین در اثر تعلل عمدی مقامات قضایی و زندان جانش را از دست داد. متعاقب انتشار خبر فوت او، موجی از خشم ابتدا فضای مجازی را فرا گرفت و این خشم کم کم در زندان اوین و در محل محبوس بودن بکتاش آبتین تبدیل به فریاد مرگ بر خامنه ای شد. همبندیان بکتاش به تحصن نشستند و فریاد دادخواهی و عدالت سر دادند. مردم نیز با حرکت به سمت بیمارستان ساسان محل فوت این شاعر وطن و روشن کردن شمع نسبت به سلطه ظلم و جور اعتراض کردند.
۳. آن سوتر در غرب کشور در شهر سنندج زمانی که فعال اجتماعی زنان، خانم زهرا محمدی راهی زندان می شد، مردم این شهر در جلوی زندان و ساختمان دادگستری این شهر تجمع کردند و نسبت به زندانی کردن این فعال زنان و مدرس زبان مادری اعتراض کردند. خانم محمدی هنگام رفتن به زندان گفت: خاک بر سر دشمنی که به زندان امید بسته است! [زهرا محمدی در میان اعتراض و خشم مردم سنندج وارد زندان شد! + ویدئو]
اعتراضات روز یک شنبه۱۹ دی
۴. روزیکشنبه ۱۹دی یعنی یک روز بعد از درگذشت شاعر گرانقدر بکتاش آبتین، مردمی که در مراسم خاکسپاری وی شرکت کرده بودند شعار میدادند: مرگ برخامنه ای، مرگ برستمگر، برغم حضور گسترده نیروهای امنیتی و اطلاعاتی مردم با حضور گسترده در امامزاده عبدالله شهرری با شاعر آزادیخواه خداحافظی کردند. [شعار مرگ بر خامنه ای در مراسم خاکسپاری زنده یاد بکتاش آبتین + ویدئو]
۵. روزیک شنبه ۱۹ دی همزمان با حضور ابراهیم رئیسی در مجلس، جمعی از کارکنان قوه قضاییه در اعتراض به وضعیت نامناسب معیشتی و رد طرح تسری فوقالعاده خاص در دولت و مجلس در مقابل مجلس دست به تجمع اعتراضی زدند. معترضان با شعار علیه قالیباف، رئیس مجلس وی را دروغگو نامیدند و شعار سر دادند که «دروغگو، دروغگو، قالیباف ننگت باد، ننگت باد»، «دولت خیانت میکند مجلس حمایت میکند»، «مشکل ما حل نشه، عدلیه تعطیل میشه». این اعتراضات در شهرهای دیگر از جمله یزد، اصفهان، تبریز، ایلام و کرج نیز برگزار شد. [تجمع اعتراضی سراسری کارکنان قوه قضاییه + ویدئو]
۶. روز یکشنبه ۱۹ دی همچنین جمعی از مجروحان و معلولان جنگ ایران و عراق، در اعتراض به عدم حمایت حکومت از آنان، نبود امکانات پزشکی و درمانی، مشکلات معیشتی و دروغگوییهای متعدد و خلف وعده مسئولان بنیاد شهید، در مقابل ساختمان مرکزی این بنیاد تجمع کردند. در این تجمع آنان رئیسی و قالیباف را دروغگو نامیدند. نیروی انتظامی به این تجمع حملهور شد و شماری را مورد ضرب و شتم قرار داد….
افزایش تصاعدی اعتراضات
مرور برجسته ترین اعتراضات و بحرانهایی که فقط طی دو روز در ایران تحت حاکمیت خامنهای رخ داد چند واقعیت ساده را به ما گوشزد می کند. بگذریم از اینکه دهها اعتراض و درگیری دیگر در همین دو روز در ایران ستمزده رخ داد اما ما صرفا برای رعایت اختصار برجستهترین وقایع را مرور کردیم:
یک. با پدیدار شدن شرایط پسا کرونایی چشم انداز ابر بحرانها در ایران بیش از گذشته ظاهر میشود.
دو. حاکمیت خامنهای – رئیسی هیچ چشم اندازی برای رهایی و عبور و حل هیچکدام از این ابربحرانها را ندارد.
سه. تمام تلاش خامنه ای و رئیسی آن است که روی بخشی از این بحرانها خاک بپاشند و به طور موقت از کنارشان عبور کنند. سیاست واقعی آنان در مقابل مطالبات عظیم مردم، سیاست از این ستون به آن ستون است. اما فرجی حاصل نمیشود.
چهار. خامنه ای و رئیسی به خوبی میدانند که نه از مذاکرات برای آنان آبی گرم خواهد شد و نه از سیاست نگاه به شرق بنبستی در جلویشان شکسته خواهد شد. تنها تکیهگاهشان همچون گذشته بر سیاست سرکوب و تبلیغات گمراه کننده استوار است. به همین دلیل بودجه سال آینده که به باور بسیاری از کارشناسان بودجه یک حکومت ورشکسته است تماما بر تقویت سپاه پاسداران و نیز بنگاه تبلیغاتیاش متمرکز شده است.
از این رو با یقین و ایمان باید گفت که جامعه رویان و شورشی ایران درحال ورود به مرحله جدیدی از حیات سیاسی واجتماعی خود است. حکومت ولایت فقیه دیگر نه میخواهد و نه میتواند پاسخگوی مطالبات جامعه باشد. ابر بحرانها، از این پس یکی بعد از دیگری بر سر خامنهای آوار خواهند شد. چشم انداز ایران آزاد و دمکراتیک از پس این ابرهای تیره سر برخواهد آورد و امید به خانه خود باز میگردد.








