حکومت ایران در مقابل یک شکست استراتژیک مواجه است. در این رابطه دکتر جوزف باهوت، مدیر مؤسسه سیاست عمومی و امور بینالملل عصام فارس در بیروت میگوید که «ایران با شکست بزرگی روبرو است». اسکای نیوز در تاریخ ۷مهرماه این موضوع را مورد بررسی قرار میدهد. تحلیل موضوع شکست حکومت ایران مورد بررسی قرار میگیرد و علل و عوامل آن مورد بررسی قرارداده میشود.
موضوع شکست حکومت ایران و تحلیلهای مرتبط با آن از سوی دکتر جوزف باهوت میتواند از زوایای مختلفی مورد بررسی قرار گیرد. این تحلیلها که بهویژه در زمینه سیاست منطقهای ایران و نقش این کشور در خاورمیانه ارائه شده است، ارتباط مستقیمی با تحولات ژئوپلیتیک و استراتژیهای ایران و همپیمانانش مانند حزبالله لبنان دارد. در ادامه، ابعاد مختلف این موضوع را بررسی میکنیم.
ابعاد ژئوپلیتیک و منطقهای
تحلیل دکتر باهوت که به شکست احتمالی ایران اشاره میکند، به ویژه به نقش حکومت ایران در منطقه خاورمیانه اشاره دارد. ایران طی چند دهه گذشته یکی از بازیگران اصلی منطقه بوده و بهویژه از طریق حمایت از گروههای نیابتی نظیر حزبالله لبنان، حوثیها در یمن، و گروههای شبهنظامی در عراق و سوریه، به دنبال تثبیت موقعیت خود بوده است. اما اکنون به نظر میرسد که با چالشهای جدیدی روبروست.
تحولات در لبنان و حزبالله
حزبالله لبنان بهعنوان یکی از اصلیترین همپیمانان ایران در منطقه، در حال تغییرات داخلی است. معرفی جانشین احتمالی حسن نصرالله و بازسازی زنجیره فرماندهی این گروه، به معنی مواجهه با چالشهای جدیدی است که میتواند باعث تضعیف نقش حزبالله در منطقه شود. این مسأله نشاندهنده این است که هم در سطح داخلی و هم در سطح خارجی، حکومت ایران و حزبالله با چالشهای جدی روبرو هستند. تغییرات در حزبالله ممکن است بهدلیل فشارهای اقتصادی و سیاسی داخلی لبنان باشد و این مسأله توانایی ایران را در اعمال نفوذ منطقهای تضعیف کند.
تحولات سوریه و عراق
در سوریه و عراق نیز ایران با تغییراتی مواجه است. در سوریه پس از جنگ داخلی طولانی، نقش حکومت ایران کاهش یافته و روسیه بهعنوان بازیگر اصلیتر در کنار دولت اسد ظاهر شده است. در عراق نیز با اعتراضات مردمی علیه نفوذ خارجی، نقش گروههای شبهنظامی مورد حمایت ایران زیر سؤال رفته است. این عوامل به معنای محدود شدن توانایی ایران در ایجاد اتحادهای قوی در منطقه است.
چالشهای اقتصادی و داخلی حکومت ایران
یکی از مهمترین عواملی که به تحلیل شکست حکومت ایران مرتبط است، وضعیت اقتصادی کشور است. تحریمهای اقتصادی که پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ دوباره اعمال شد، تأثیرات شدیدی بر اقتصاد ایران گذاشته است. کاهش درآمدهای نفتی، تورم بالا، بیکاری و کاهش سطح رفاه عمومی، همگی به افزایش نارضایتیهای داخلی منجر شده است. این شرایط میتواند به تضعیف قدرت ایران در عرصه بینالمللی منجر شود و به عنوان یکی از دلایل اصلی شکست احتمالی حکومت ایران در این تحلیلها مطرح شود.
استراتژیهای حکومت ایران در مقابل فشارهای بینالمللی
یکی دیگر از ابعاد این تحلیل به توانایی ایران در مقابله با فشارهای بینالمللی مربوط است. دکتر باهوت اشاره کرده که ایران ممکن است برای دستیابی به یک معامله با غرب، بهویژه آمریکا، تلاش کند. در این زمینه، دو گزینه اساسی برای ایران وجود دارد:
در همین زمنیه
چرا کشته شدن حسن نصرالله یک ضربه استراتژیک به خامنه ای است؟
ادامه تقابل حکومت ایران با غرب
ایران ممکن است به استراتژی تقابلی خود با غرب ادامه دهد. این استراتژی میتواند شامل افزایش توان موشکی و هستهای، ادامه حمایت از گروههای نیابتی منطقهای و مقاومت در برابر فشارهای اقتصادی باشد. اما این راهبرد، با توجه به چالشهای اقتصادی داخلی و فشارهای بینالمللی، ممکن است هزینههای زیادی برای ایران داشته باشد.
تمایل به مذاکره حکومت ایران با غرب
گزینه دیگر، پذیرش شکست و تلاش برای مذاکره با غرب است. اما به گفته دکتر باهوت، هرگونه تلاش ایران برای رسیدن به یک توافق با غرب ممکن است تا پس از انتخابات آمریکا به تعویق بیافتد. این نشان میدهد که ایران در یک دوراهی استراتژیک قرار دارد: یا باید به تقابل ادامه دهد یا برای مذاکره آماده شود.
نقش انتخابات آمریکا و تغییرات در سیاستهای بینالمللی
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز نقشی کلیدی در تعیین مسیر آینده ایران ایفا میکند. اگر سیاستهای آمریکا نسبت به ایران پس از انتخابات تغییر کند، ممکن است فضایی برای مذاکرات جدید ایجاد شود. اما این امر بستگی به نتایج انتخابات و دیدگاههای دولت آینده آمریکا دارد. ایران ممکن است تا آن زمان تلاش کند تا خود را در موقعیتی قرار دهد که بتواند امتیازات بیشتری از غرب دریافت کند.
نقش مقاومت سازمان یافته در داخل ایران
تحلیل دکتر جوزف باهوت نشان میدهد که ایران در حال حاضر با چالشهای چندوجهی روبروست. از تغییرات در ساختارهای نیابتی خود در منطقه تا فشارهای اقتصادی و بینالمللی. همچنین شرایط داخل با توجه به اینکه نیروهای سازمان یافته مقاومت در داخل ایران در برانگیختگی قیام وخیزش های اجتماعی نقش تعیین کننده دارد. این شرایط میتواند به معنای شکست یا حداقل کاهش تواناییهای حکومت ایران در داخل و منطقه باشد.
از طرف دیگر، راهبردهای آینده ایران به تصمیمات این کشور در قبال غرب و به ویژه آمریکا بستگی دارد. آیا ایران با ادامه تقابل خود را در مسیری پرهزینهتر قرار خواهد داد؟ یا اینکه شکست را خواهد پذیرفت و بهدنبال راهی برای دستیابی به یک توافق با غرب خواهد بود؟ این پرسشها در ماههای آینده میتواند پاسخهای دقیقتری پیدا کند.







