حمله موشکی سپاه ، شوی اقتدار پوشالی!
با هلاکت قاسم سلیمانی، ضربهای استراتژیک شدیدی به حاکمیت آخوندی وارد شد. زیرا اصلیترین و مهره بلاجایگزین او برای دخالت در منطقه را از دست داد. رژیم در یک هیاهو و تبلیغات کرکننده ۵روزه، بر جو انتقامگیری سخت دمید، تا تعادل از دست رفتهاش را باز یابد. اما با حمله موشکی سپاه، بروشنی دیده میشودکه این حمله، صرفا یک شوی اقتدار برای رژیمی درمانده بود و وزیرخارجه رژیم نیز، ملتمسانه خواهان آن شد تا به این درگیریها پایان داده شود.
حمله موشکی سپاه در بامداد ۱۸دی انجام شد و ۱۰شلیک موشک به پایگاه عینالاسد و ۵موشک به پایگاه الحریر در موصل شلیک شد که هیچگونه تلفات انسانی از نیروهای آمریکایی برجای نگذاشت. ساعتی بعد از حمله، ترامپ در توئیت کوتاهی نوشت همه چیز خوب است و از پرداختن بیشتر نسبت به آن درگذشت.
جنگها نمود بالغ شده سیاستها هستند. برای فهم هر درگیری و نبردی، قبل از آنکه صحنههای خونین و آتشین جنگ ذهنمان را بگیرد، باید به سیاستهایی که منجر به آن درگیری شده، همچنین به مسیری که بعد از آن طی خواهد شد اندیشید تا بتوان تصویر روشنتری از آن واقعه بدست آورد.
درگیری موجود بین رژیم و آمریکا نیز محصول سیاستهایی است که تاکنون هر یک از طرفین طی کردهاند. و بدون شک، حاصل چنین درگیریهایی، نقشه مسیر سیاستهای بعد از این را نیز روشن خواهد کرد.
مهمترین تحول در پهنه سیاسی ایران، پایان سیاست مماشات است که با خروج ترامپ از برجام و اعمال تحریمها کلید خورد. در طی نزدیک به دوسال گذشته، رژیم را به نقطه استیصال مطلق و ورشکستگی اقتصادی کشانده است و هیچ روزنه گشایشی هم در پیش رو ندارد. قیام آبان، که در ادامه همان قیام دیماه محرومان جامعه است، با گران کردن بنزین شعله ور شد. خامنهای با ردکردن مرز سرخ و فرمان شلیک به مردم، و انجام قتلعامی بیسابقه در سطح شهرها، فاصله خودش را از مردم نشان داد. مردم بجان آمده نیز با به آتش کشیدن مراکز سرکوب و دولتی، عدم مشروعیت این رژیم را به جهانیان نشان دادند.
خامنهای برسیاق همیشگیاش سعی نمود با عملیات ایذایی در عراق علیه نیروهای آمریکایی، بحران اصلی خودش در داخل کشور را، به بیرون مرزها بکشاند. اما پاسخ جدی آمریکا در به هلاکت رساندن مهره اصلیش، قاسم سلیمانی، به او فهماند که دیگر دوران جنگهای نیابتی گذشته و منبعد، سزای هر عمل تروریستی و نیابتیاش را مستقیم خواهد دید.
خامنهای با چرخاندن جسد سلیمانی در شهرها، سعی بسیاری نمود تا از او یک قدیس بسازد. در این پروژه قدیسسازی، حتی از مهدکودکها و کودکان دبستانی هم نگذشت. برای آنها مراسم تشییع جنازه سمبولیک و سجده به تصویر او را براه انداخت که حتی با آموزههای دینی اسلام هم منافات دارد. از طرف دیگر، خود رژیم با همه دستگاه تبلیغاتیاش به برجسته کردن موضوع انتقام سخت پرداخت و همه سرکردگان و تریبون دارانش، فریادهای انتقام سخت سردادند.
سوال این است که آیا سلیمانی چنین جایگاهی داشت تا چنین قدیسسازی مهوعی را برایش ترتیب دهند؟ خامنهای قصد داشت با این نمایشات کدام دردش را درمان کند؟ سوال بعدی اینکه، چرا رژیم عمدا با تبلیغات سرسام آور با مطرح نمودن «انتقام سخت»، سطح انتظار جامعه را بالا میبرد؟
پاسخ جز این نیست که این سیاست رژیم، همچنان در راستای سرکوب جامعه و باند رقیب است. خامنهای از حدود یکسال قبل تصمیم به انقباض هرچه بیشتر رژیمش گرفته بود و حتی در سخنرانی ۲خرداد برای دانشجویان، زمینه سازی برای تشکیل دولتی جوان و حزباللهی را مطرح کرد. اما تا کنون فرصت آنرا نیافته و پس از قیام آبان نیز، باند اصلاحطلب زبانشان بر روی باند خامنهای باز شده که با چنین سیاستهای انقباضی، راه فرجی نیست و با سرعت به سمت سقوط حتمی میروند.
این «قدیس سازی» سلیمانی و پمپاژ شعار «انتقام سخت»، از یکطرف برای سرکوب مردمی است که فریاد زدند: نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران. و همچنین سرکوب و پس راندن باند رقیب که هنوز بدنبال روزنههایی برای مذاکره بودند.
حمله موشکی سپاه بسمت پایگاه عینالاسد و الحریر که اهداف دوری هستند و کاملا با پدافند هوایی مستقر شده آمریکایی قابل رهگیری و انهدام هستند( همانطور که در عمل هم چنین شد)، یک تهاجم انتقام جویانه برای وارد کردن خسارت به اهداف آمریکایی نبود. صرفا نمایشی از قدرت بود که در مقابل به هلاکت رساندن سلیمانی کاری کرده باشند و بتوانند خودشان را در داخل کشور قدرتمند و با ثبات نشان دهند.
هرچند که بنابر گزارش ایندیپندت، رژیم پیشاپیش به اطلاع آمریکاییها رسانده بود که قصد دارند به کجا موشکپرانی کرده تا آنجا را خالی کنند. اما اگر چنین خبری هم صحت نداشته باشد، برای رژیم اهداف نزدیکتر و موثرتر زیادی در استان دیالی و یا خلیجفارس بود که آنها را مورد هدف قرار نداد. زیرا قصد تشدید تضاد را ندارد.
خامنهای و باند او که توانستند در مراسم تشییع سلیمانی، به دو خواسته جدی خود، یعنی سرکوب شعار و خواسته مردم و به کرنر بردن باند رقیب دست یابند، هدفشان ضربه به آمریکا نبود و چنانچه وزیرخارجهشان اعلام کرد: «انتقام سخت انجام گرفت و تمام شد».
سخنرانی ترامپ هم نشاندهنده آنست که در حال حاضر دوطرف، قصد شعلهورتر کردن این جنگ را ندارند و آمریکا نیز دریافته است که رژیم تحت فشار افکار عمومی داخل کشور نیاز به انجام چنین شوی اقتداری داشته است. همچنین برای ترامپ روشن است که سیاست تحریمها، برای رژیم کشندهتر است و قول تشدید آنرا نیز داد.







