حفاظت از کشتیرانی آزاد ، با ا ئتلاف امنیتی دریایی امکان پذیر است. با رادیکالترشدن مواضع مقامات بعضی از کشورهای اروپایی وآمریکا و طرحهای آمریکا و انگلیس برای تشکیل ائتلاف، این سئوال مطرح است که روزگار رژیم ،گروگانگیری و باجگیریهایش بپایان رسیده است؟مسیر تحولات به چه سمتی است؟.
برای پاسخ به این سؤالات آقای علیرضا معدنچی درگفتگویی با تلویزیون ایران آزاد به موضوعات پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد.
علیرضا معدنچی: اگر به تبلیغات رژیم نگاه بکنیم هم در رسانههایش و هم در سایتها و روزنامههایش مشخصاً در رادیو و تلویزیون که جنبه رسمی دارد، تبلیغات رژیم علیه آقای بوریس جانسون خیلی منفی بود، نشان میداد از انتخابی که شده رژیم خیلی بهم ریخته و ناراحت و نگران است. مثلاً از آقای جانسون بعنوان نسخه انگلیسی ترامپ و نسخه بدل ترامپ نام برد، آقای بوریس جانسون در موضعگیریهای خودش نشان داد که نسبت به رژیم رادیکال است از جمله در اولین سخنرانی بعد از روی کار آمدن در پارلمان انگلیس داشت شدیداً به رهبر حزب کارگر جرمی کوربین تحت این عنوان حمله کرد که این از رژیم پول میگیرد و از طریق شبکه پرس تی وی که متعلق به رژیم هست . میگفت این آدم در مناقشه بین امریکا و رژیم پیوسته جانب رژیم را گرفته است، و این را برای امنیت انگلستان خطرناک تلقی میکرد، جرمی کوربین هم جوابی نداشت که بدهد، جالب است حتی در مناقشات و دعواهای درون کشورهای غربی با همدیگر نزدیکی با رژیم بعنوان لکه ننگ تلقی میشود و وقتی میخواهند بگویند کسی منحرف است و چقدر وضعش خراب است میگویند این به رژیم ایران نزدیک است. رژیم ایران هم مارک بانکدار تروریسم به پیشانیش خورده است، این خیلی قابل توجه است، در واقع از همان روز شاید هر روز از این نوع تبلیغات منفی در مورد آقای جانسون داشته که نشاندهنده وحشتش از این انتخاب است.
علیرضا معدنچی: ببینید ممکن است در عالم سیاست افراد جابجا بشوند و امروز این فرد نخست وزیر انگلستان است و فردا کسی دیگری بشود و یا در سایر کشورهای هم به همین ترتیب است بنابراین نبایستی بر روی افراد تکیه کرد، افراد در تغییر سیاستها نقش محدودی دارند، این چیزی که الان شاهدش هستیم در واقع محصول تغییر یک دوران است، دورانی در رابطه با ایران و رژیم ایران عوض شده و اگر تا قبل از این سیاست مماشات یکهتاز سیاست نسبت به رژیم در عالم غرب بود، اما این سیاست مماشات با رژیم کنار رفته و در اروپا تتمهش هست، اما دیگر حاکمیت ندارد.
جالب است که در انگلستان هر دو حزب هم کارگر و هم حزب محافظهکار از آلترناتیو و اپوزیسیون رژیم که مجاهدین و شورای ملی مقاومت هست حمایت میکنند، در پارلمان انگلستان یک اکثریت دو حزبی از مجاهدین حمایت میکنند، همینطور در امریکا الان صحبت از این میشود که آقای ترامپ رئیس جمهور جمهوریخواه هست و اگرکنار برود چطور میشود، در حزب دمکرات امریکا هم به همین اندازه مخالفت با رژیم هست و حمایت از مقاومت ایران مجاهدین هست.
دیگر طشت رسوایی رژیم از عالم افتاده است، شاهدش هم رأی گیریهای که در کنگره امریکا میشد، در سنا گاهی اکثریت مطلق یعنی مثلاً یکبار من یادم است، قطعنامهای که در رابطه با رژیم داده میشد، در سنا یک رأی منفی داشتیم، و همه کسانی یا به عبارتی ۹۹ نفر دیگر رأی به محکومیت رژیم داده بودند، رأی به قطعنامهای که علیه رژیم بود، همینطور در مجلس نمایندگان امریکا باز من یادم هست یکبار ۴۱۷ رأی مثبت بود آنهای که رأی منفی به این قطعنامه داده بودند به گفته خودشان معترض بودند این قطعنامه به اندازه کافی تند نیست علیه رژیم رادیکال نیست، جالب است سیاستمداران هر دو حزب خودشان اذعان میکنند ما در مورد همه مسائل اختلاف نظر داریم و یکبار از یکی از این شخصیتهای امریکایی شنیدم میگفت اگر آنحزب بگوید الان روز است ما میگویم شب است، اما در یک مورد با هم وحدت نظر داریم آن هم در مورد مجاهدین و مقاومت ایران است، یک مورد جالب دیگر خود آلبانی است شما میدانید در بین دو حزب آلبانی تضاد خیلی شدیدی وجود دارد و به قول خودشان زیر یک سقف با هم جمع نمیشوند، اما در همین کهکشان ۹۸ که در اشرف برگزار شده بود، دیدیم نمایندگان هر دو حزب آمده بودند و در کنار هم در اشرف ۳ از مجاهدین و مقاومت حمایت میکردند و خودشان هم اذعان میکردند که در اینجا هست که به وحدت میرسیم.
بنابراین در چنین فضایی اصلاً اهمیت ندارد این فرد باشد یا آن فرد باشد، چیزی در رابطه با صورت مسئله ایران و رژیم تغییر کرده و افراد خیلی تعیین کننده نیستند که باشند یا نباشند، من یک موردی را از آقای لنس گودن که به تازگی عضو کنگره امریکا شده را یادداشت کردم و این فرد جوانترین نماینده کنگره امریکا و ۳۶ ساله هست، ایشان در سخنرانی که داشت گفت من دو چیز از جنبش شما آموختم یکی در مورد خانم مریم رجوی که از مورد احترامترین شخصیتها است، و نکته دیگری که آموختم ما در مورد اختلافاتمان در واشنگتن سر همه چیز اگر با هم اختلاف داشته باشیم سر یک چیز با همدیگر اتفاق نظر داریم و آن هم حمایت از جنبش شما است و اینکه رژیم حاکم بر ایران باید تغییر کند و همین الان.
علیرضا معدنچی: جواب در یک کلمه هست هیچ راه برونرفتی وجود ندارد. بخاطر اینکه رژیم مولد این بحرانها است، بنابراین خودش صورت مسئله و مشکل است، بنابراین تا وقتی رژیم هست هیچ بحرانی قابل معالجه نیست، از بحران اقتصادی، بحرانهای داخلی، اجتماعی تا بحرانهای باصطلاح بینالمللی از وقتی این رژیم آمده شما بگویید یک مسئله را این رژیم توانسته باشد حل کند. یک مسئله اقتصادی، یا یک مسئله اجتماعی و یا هر چیزی، تنها روشی که این رژیم بلد است، اعدام، سرکوب، شکنجه در داخل و صدور ترویزم و بمبگذاری در خارج کشور است.
بخصوص رژیم با آلترناتیوی مواجه هست با جایگزین و جانشینی که راه را از هر طرف برای رژیم بسته، و رژیم را در همه جهات افشاء کرده است، این آخوند جلاد مصطفی پور محمدی همین اخیراً در یک مصاحبهٔ که در تلویزیون رژیم داشت گفته بود هیچ تخریب در این ۴۰ سال اتفاق نیفتاده مگر اینکه پای اصلی آن مجاهدین بودند بخاطر مجاهدین ما کلی شکست خوردیم، این اعتراف او بود که تمام شکستهایش را میگفت از جانب مجاهدین است فیالواقع بحرانهای هم که الان با آن مواجه هست مثلاً بحران اتمی، کی پروژه اتمیش را افشاء کرد؟ مجاهدین، کی ماهیت رژیم را در رابطه با مردم ایران و این سرکوب و شکنجه افشاء کرد؟ و بخصوص قتلعام ۳۰ هزار زندانی سیاسی؟ مجاهدین، و همینطور سایر بحرانها، بنابراین تا وقتی که این رژیم با این ماهیت هست و ماهیتش تغییر نمیکند و تا وقتی دشمن اصلی بنام مجاهدین وجود دارد، که رژیم را در همه صحنهها افشاء میکنند و برملا میکنند، رژیم هیچ بحرانی را نمیتواند حل بکند، و هیچ راه برونرفتی برای بحرانهایش وجود ندارد، فارغ از هر استدلالی اصلاً تجربه ۴۰ سال حاکمیت رژیم هم نشان میدهد، رژیم ظرفیت حل هیچ بحران و مسئلهای از ریز تا درشت را ندارد.
علیرضا معدنچی: این رژیم تمام ذخائر استراتژیک خودش را مصرف کرده و تا آنجا که به فرجه و عمر تاریخیش برمیگردد عمر تاریخی رژیم بسر آمده است، رژیم تنها و تنها با سرکوب در داخل و با باجگیری و تروریزم در خارج کشور حکومت میکند و عهد این هم بسر آمده است.
به قول دکتر محمد مصدق بزرگ چند سال در عمر تاریخی یک ملت لحظهای بیش محسوب نمیشود، بنابراین رژیم با این شیوهها چند صباحی به عمر خودش ادامه بدهد محلی از اعراب ندارد، اهمیتی ندارد، مهم این است که رژیم فرجه بقاء ندارد، این را هم کارشناسان رژیم هم میگویند.
مثلاً یکی از کارشناسان سیاسی رژیم میگوید ما تمام سرمایه اجتماعی خودمان را مصرف کردیم، الان ما با بحران اعتماد عمومی مواجه هستیم، این بی اعتمادی عمومی و بی اعتمادی اجتماعیترمی است که همه کارشناسان سیاسی رژیم که البته وابسته به رژیم هستند بکار میبرند، یعنی خود اینها هم اذعان دارند و اعلام میکنند وقتی رژیمی و حاکمیتی به چنین نقطهای میرسد که بگوید روز است و مردم نتیجه بگیرند الان شب است، کار دیگر تمام است.
مثال میآوردند که در زمان جنگ هنوز ذخیره اجتماعی و سرمایه اجتماعی به قول خودشان داشت، اما اینها همه تمام شده است، شاخصش هم این است که اگر حتی یکروز دست از سرکوب و شکنجه بردارد روز بعد سرنگون است، کما اینکه وقتی رژیم شاه دست از شلاق برداشت، چند ماه بیشتر دوام نیآورد، و این رژیم خیلی خیلی به شدت پوسیدهتر از شاه است.
خانم مریم رجوی در یکی از سخنرانیهای اخیرشان گفتند اگر رژیم راست میگوید پایگاه اجتماعی دارد، یک روز را اعلام بکند و بگوید که هواداران مجاهدین به خیابان بیایند و تظاهرات بکنند ببینیم چه خواهد شد، و همان روز رژیم جارو میشود، به این خاطر است که هرگز پای این نمیآید، هرگز پای انتخابات آزادی که ناظران بینالمللی بر آن نظارت بکنند هرگز پای این نخواهد آمد، چون نتیجه از پیش مشخص است.
علیرضا معدنچی: اولاً درود میفرستم به این هموطن آگاه و روشنبین کار ما را خیلی راحت کردند، و خیلی از چیزها را که من بایستی میگفتم را گفتند، اگر جمع بزنیم دو عنصر که برای انقلاب نیاز هست اشاره کردند یکی شرائط عینی همان نارضایتی عمیق مردم و شرائط سیاسی اجتماعی و بحرانهای که رژیم با آن درگیر است.
یکی شرائط ذهنی یعنی وجود یک آلترناتیو شناخته شده معتبر و قدرتمند، مثل مجاهدین و شورای ملی مقاومت که با وجود این دو شرط کافی برای اینکه بگوییم عمر رژیم رو به اتمام است، در تعریف شرائط انقلابی یعنی شرائطی که جامعه باید پوست بیاندازد، جامعه دچار یک تغییر و تحول اساسی میشود میگویند بالاییها نمیتوانند حکومت بکنند و پایینیها (مردم) تن به حاکمیت نمیدهند. این وضعیت الان در مورد ایران خیلی خوب صادق است، رژیم همین مهرهها و کارشناسان خود رژیم اعتراف میکنند قادر به ادامه حکومت نیستند، اعتراف میکنند باند خامنهای در مورد دولت میگوید، سعی میکند همه را گردن دولت روحانی بیندازد، میگوید دولت روحانی قادر به اداره امور نیست.
دولت روحانی گویی همه مسائل را به حال خود رها کرده، و هیچ کنترلی بر اوضاع ندارد، البته واقعیت این است کل رژیم اینطور است، کل نظام اینطوری است، از جانب مردم هم اگر فقط یکروز سایه تیرک اعدام و سرکوب و پاسدار برداشته شود همان روز مردم به خیابان میآیند و رژیم را جارو میکنند.
ما این را در قیامهای مختلف بخصوص در قیام دی ماه ۹۶ دیدیم، که رژیم اذعان میکرد تا لبه پرتگاه سقوط رفته بود و همانطور در سال ۸۸ اگر نبود آن خیانتی که مشخصاً میرحسین موسوی کرد کار رژیم تمام بود، پرسیده بودند چرا رژیم اقدام چشمگیری نمیکند، اگر منظورشان این است بحرانها را حل بکند گفتیم این نه در ظرفیت تاریخیش و نه در توانش هست که این بحرانها را حل بکند.
در رابطه با سرکوب و اعدام سنگ تمام میگذارد و چه کاری در سرکوب و اعدام و شکنجه هست که رژیم نکرده باشد، یکی از روزنامههای رژیم مطلب طنزی را نوشته بود و نوشته بود: چطوری است رژیمی که اگر چند دختر و پسر در پارتی در گوشه شهر جمع میشوند خبردار میشود و حمله میکنند و میگیرند، چطور است چند دختر در پارکی آب بازی میکنند بر سرشان نازل میشوند و اینها را میگیرند، هیچ چیزی از دستشان در نمیرود، چطوری است دکل نفتی با آن ابعاد گم میشود وکسی نمیتواند پیدا کند؟ چطوری است ۳۰ هزار میلیارد تومان گم میشود و کسی نمیتواند پیدا کند؟ این رژیم چنین رژیمی است.
بنابراین تا آنجای که به سرکوب بر میگردد تمام توانش را بکار بسته که هیچ چیزی از دستش در نرود، که البته اینطوری نیست و تجربه شوراهای مقاومت و تجربه کانونهای شورشی نشان داده حاکم مطلق نیست و اینطوری نیست در همه جا سیطره و کنترل داشته باشد، همین کارهای که کانونهای شورشی میکنند و روز به روز هم در حال گسترش هست، نشان میدهد رژیم در امر کنترل و سرکوب اجتماعی هم شکست خورده است.
علیرضا معدنچی: اگر درست فهمیده باشم دقیقاً سیاست مماشات را هم مردم ایران به گور خواهند سپرد روحانی یکبار گفت دولت ترامپ با ما زیاد مسئله نداشت همین که قیام ۹۶ به وقوع پیوست یکباره ورق برگشت، و عوض شد، و بعد از آن بود که دولتمردان امریکایی فهمیدند این رژیم بقاء ندارد و هیچ فرجه و زمانی ندارد.
سیاستهای جهانی به شدت بر روی مردم و قیامهای مردمی حساب میکنند، رژیم را کنار بگذاریم و فکر کنیم بعنوان ناظری هستیم به وضعیت کشوری در آن طرف دنیا نگاه میکنیم، مثلاً سودان و یا ونزوئلا یا هر کدام از این کشورها، وقتی میبینیم مردم در این ابعاد وسیع به خیابان میآیند و تظاهرات میکنند و یا در بهار عربی کشورهای عربی دچار تلاطم انقلابی شده بودند چه نتیجهای میگیریم؟ نتیجه میگیریم مردم تن به این حکومت نمیدهند و حکومت دیر یا زود و ممکن است با یک پیچ و خمهای مقداری طول بکشد، سخت جانی بکند، اما سرنوشتی بجزء سرنگونی ندارند.
نقل قولی از مهاتما گاندی است که گفته بود تمام رژیمهای دیکتاتوری برغم اینکه وانمود میکنند قادر هستند و کنترل دارند محکوم به نابودی هستند و این مردم هستند که علیرغم همه قربانیانی که میدهند در نهایت پیروز میشوند، این منطق تاریخ است و تا الان هم به اثبات رسیده و ممکن است دیر و زود داشته باشد ولی سوخت و سوز ندارد.
علیرضا معدنچی: ببینید شورای ملی مقاومت ایران در تیرماه سال ۱۳۶۰ در تهران توسط آقای مسعود رجوی بنیانگذاری شد، در آن میثاقی که دادند اولین رئیس جمهور رژیم یعنی بنیصدر را که مجاهدین او را از رژیم جدا کرده بودند، پای آن میثاق همراه با برادر مسعود امضاء گذاشت، این آلترناتیو در آنجا متولد شد.
اما این آلترناتیو باید به دنیا معرفی میشد، و تنها با بیانیه نمیشود تأسیس شود، البته تا آنجا که به مجاهدین برمیگردد آن حماسهها و اعدامها بود اما اینها کافی نبود، بنابراین یک اقدامی باید صورت میگرفت که این اقدام یک ضربه به رژیم باشد، تمام دنیا را متوجه تولد این آلترناتیو در ایران بکند، آن هم همین پرواز بزرگ بود یعنی با یک تصمیم تاریخی که مسعود رجوی شخصاً گرفت، و تا ریسک آن را پذیرفت، این پرواز از پایگاه یکم شکاری مهرآباد که حفاظت شدهترین پایگاه نظامی رژیم در قلب تهران بود انجام شد، که یکدفعه مثل یک بمب صدا کرد که مسعود رجوی رهبر اپوزیسیون ایران همراه با بنیصدر رئیس جمهور معزول و برکنار شده با یک هواپیمای بوینگ ۷۰۷ از تهران خارج شدند و در فرودگاه پاریس (در یک فرودگاه نظامی) به زمین نشستند.
در آنجا همه دنیا با این آلترناتیو مواجه شد، البته اجازه بدهید از این کلمه آلترناتیو که زیاد صحبت میکنیم البته خواهران و برادران ما آشنا هستند ولی من یک توضیح مختصری در مورد آلترناتیو بدهم، وقتی از آلترناتیو صحبت میکنیم که از ان بعنوان بدیل یا جایگزین رژیم از آن صحبت میکننم یعنی میخواهیم رژیم را سرنگون بکنیم چه نوع سیستمی و چه نظامی و چه حکومتی بر سر کار بیاوریم، آلترناتیو یعنی این. در واقع در کشورهای دمکراتیک به آن دولت سایه میگویند، وقتی با انقلابی مواجه هستیم و میخواهیم رژیمی را سرنگون بکنیم باید مردم بدانند که اینآلترناتیو چی هست و کی هست و چه مشخصاتی دارد، ویژگیهای آلترناتیو هم من مختصر عرض بکنم، اولاً این آلترناتیوی که برای رژیم تعیین میکنیم باید ضد آن رژیم باشد، در همه جهات در جهت سیاسی و اجتماعی، ایدئولوژیک، (این را از این بابت میگویم که وزارت اطلاعات آخوندی برای مخدوش کردن صنعتی دارد بنام آلترناتیوسازی، عوامل خودشان را بعنوان اپوزیسیون جا میزنند و میگفتند ما آلترناتیو هستیم)، آلترناتیو باید ضد رژیم باشد، اینها که ضد رژیم نبودند، بغیر از این آلترناتیو باید رهبر شناخته شده داشته باشد، الان خانم مریم رجوی بعنوان پرچمدار این آلترناتیو رئیس جمهور برگزیده دوران انتقال در همه دنیا شناخته شده است .
همینطور باید یک برنامه سیاسی مشخص داشته باشد، که آن هم با برنامه ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی که همه از آن خبر دارند مشخص هست یک نقشه مسیری برای ساختن ایران آزاد و آباد که باید بعد از سرنگونی رژیم بر سر کار بیاید. همینطور یک آلترناتیو باید فراگیری ملی داشته باشد، کما اینکه شورای ملی مقاومت در برگیرنده همه تنوعات قومی و مذهبی در ایران هست، میدانید شورای ملی مقاومت بیشتر از ۵۰۰ عضو دارد، همینطور در درون خودش دارای مناسبات دمکراتیک باشد.
نمیتوان گفت بدنبال برقراری کشور دمکراتیکی هست ولی در درون خودش چنین مناسباتی نداشته باشد، شاخص و بینه اینکه آلترناتیو در ذات خودش و در مناسبات خودش دمکراتیک بوده، همین پایداری ۴۰ ساله است، که در واقع شورای ملی مقاومت دیرپاترین ائتلاف سیاسی تاریخ ایران است، اگر غیر از این بود و یا روابط و مناسبات غیر دمکراتیکی بر این شورا حاکم میبود تا الان با این همه توطئههای که رژیم کرده بود باید ۱۰ بار از هم پاشیده بود.
اجازه بدهید بقیه موارد را خیلی سریع و تلگرافی عرض کنم، آلترناتیو باید یک نیروی جان برکف و جنگنده داشته باشد، دارای ریشههای عمیق اجتماعی در داخل کشور باشد، دارای شبکه فعال وسازمانیافته باشد، توانایی کسب اطلاعات علنی و غیرعلنی از رژیم را داشته باشد، بلحاظ اقتصادی و سیاسی مطلقاً باید مستقل باشد، که این را استقلال مطلق شورا و مجاهدین طی این سالیان و ۴۰ سال علیرغم تمام تبلیغات منفی رژیم به اثبات رسیده، و همینطور توان و صلاحیت اداره کشور را داشته باشد، این هم چیزی است که در همین کهکشان امسال با اشرف ۳ همه ناظران سیاسی به آن گواهی دادند، و گفتند وقتی شما در کمتر از دوسال چنین شهری مثل اشرف ۳ را ساختید، بنابراین اثباتگر این هست که شما قادر هستید که ایران ویران به جا مانده از آخوندها را آباد کنید و آزاد بکنید.
علیرضا معدنچی: بله تعریف ما از به رسمیت شناختن چی باشد؟ در واقع مجاهدین و شورای ملی مقاومت توسط مردم و نمایندگان مردم که همین پارلمانها و شهرداران منتخب باشند، مثلاً شهرداران منتخب فرانسه یا سایر کشورها و شخصیتهای سیاسی که گاها وجدان سیاسی آن کشور هستند بعنوان وجدان سیاسی کنگره از آنان نام میبرند، یا در سطوح اجتماعی به این لحاظ بله شورای ملی مقاومت به رسمیت شناخته شده است، اما اگر بلحاظ دولتها بگوییم دولتها حساب و کتابهای خاص خودشان را دارند و محدودیتهای منافع خودشان را دارند.
الان سخنرانی یکی از شخصیتهای شرکت کننده در کهکشان امسال را گوش میکردم میگفتند خظاب به مجاهدین و مقاومت ایران که شما الان یک آلترناتیو نیستید شما یک دولت در سایه هستید و این چیزی است که باید عملی بشود یعنی شاخص به رسمیت شناختهشدگی این است سفراء و سفارتخانههای رژیم در همه کشورها بنا به اطلاعات متقن همیشه سرپل جاسوسی و صدور تروریزم هستند اینها باید برچیده بشوند، بسته شوند کاری که دولت آلبانی کرد، و این بر عهده سایر کشورها است همانطور که در سخنرانی بعضی از شخصیتها در کهکهشان امسال یاد بگیرند و الگو بگیرند، از کار شجاعانه دولت آلبانی با اینکه یک کشور کوچکی است ولی این اقدام را کرد، و همینطور کرسی سازمان ملل همه کرسیهای که رژیم در مجامع بینالمللی بناحق غصب کرده اینها متعلق به مردم ایران است و هیچ ربطی به رژیم ندارد، با به نماینده واقعی مردم ایران مجاهدین و شورای ملی مقاومت هستند واگذار بشود. گفتند چه تاثیری در سرنگونی رژیم دارد؟ راه سرنگونی طبعاً فقط و فقط بر عهده مردم ایران است هموارتر و آمادهتر میشود.
علیرضا معدنچی: الان حتی در خود رژیم هیچکس نمیتواند انکار بکند رژیم در صحنه بینالمللی منزوی و مترود است. نمونهّاش را دیدیم وقتی رئیس جمهور رژیم به سالنهای سخنرانی مجامع بینالمللی میروند آن سالنها خالی میشود، و بخاطر نفرتی که از او دارند سالن را ترک میکنند، یا دیپلمات تروریست رژیم را اخراج و یا زندانی میکنند، و یا گذرنامههای رژیم که هیچ اعتباری در دنیا ندارد و هیچ جا گذرنامههای رژیم را قبول ندارند و باعث ننگ مردم ایران است همه ایرانیان از آن شرمسار هستند از اینکه تبعه رژیم شناخته بشوند.
اما چه کسی این وضعیت را ایجاد کرده چه نیروی ایجاد کرده؟ آیا خودبخود ایجاد شده؟ نخیر این توسط مقاومت مردم ایران که نمایندهش مجاهدین هستند ایجاد شده، یک رژیمی که به منابع هنگفت سرمایههای ایران چنگ انداخته و اینها را در اختیار دارد خودبخود در دنیا منزوی نمیشود، در دنیا میدانید متاسفانه در سیاست حرف اول را منافع میزند، چه کسی رابطه زدن با این رژیم را ننگ کرده ، همانطور که عرض کردم بوریس جانسون برای حمله به رقیب خودش کوربین میگوید تو کسی هستی که از رژیم پول گرفتی، این برای سوزاندن یک سیاستمدار در غرب کافی است، چه کسی این رژیم را بعنوان بانکدار مرکزی تروریزم در دنیا افشاء کرده؟ چه کسی پروژه مخفی اتمی رژیم را برملاء کرده و رژیم در تله اتمی انداخته؟ بغیر از مجاهدین و مردم ایران که آن چیزی که ورق را علیه رژیم دراین سالیان در عرصه بینالمللی برگرداند، قیام مردم ایران در سال ۹۶ بود، که یک مرتبه همه دنیا متوجه شد این رژیم بر خلاف ادعایی که میکند هیچ پایگاهی در میان مردم ایران ندارد، اگر از انزوای منطقهای و بینالمللی رژیم صحبت میکنیم اگر از وضعیت وخیم رژیم صحبت میکنیم پایه و منشاء اصلی آن در داخل ایران است، در مردم ایران است، در مجاهدین و شورای ملی مقاومت است که این مردم را نمایندگی میکنند.
من از آقای رابرت جوزف یکی از سیاستمداران برجسته امریکا هست نقل قولی بکنم، ایشان در پنلی که تشکیل شده بود در کنفرانس بینالمللی در اشرف ۳ بود از تجارب سیاسی خودش در سالهای گذشته گفت من در سالهای گذشته در همه مسائل و سطوح سیاسی در حل و فصلشان بودم و میگفت وقتی ما میخواهیم یک مسئله را مطالعه یا حل بکنیم اول آن را غربال میکنیم، تا پوشالها کنار بروند ته خط چی باقی میماند، وقتی مسئله ایران را غربال میکنیم به دو واقعیت میرسیم یکی رژیم با این ویژگیها و مشخصات هست و یکی مجاهدین و مقاومت ایران با این ویژگیها هستند، بقیه چیزها دیگر پوشال است این دو نیرو در مقابل هم صف بستند.
آقای رابرت جوزف اضافه میکرد در مورد بحران اتمی رژیم گفت هیچ راه حل منحصر بفردی برای موضوع اتمی وجود ندارد، یعنی نمیشود بحران اتمی و یا این بحران و آن بحران را به تنهایی حل کرد، مگر اینکه مسئله این رژیم باید حل بشود، و من فکر میکنم این یک آلترناتیو حیاتی است که پایدار میباشد، و این چیزی است که فکر میکنم مجاهدین و شورای ملی مقاومت و بطور خاص ساکنین اشرف ۳ نقش و مسئولیتی برای ایفای آن دارند.
علیرضا معدنچی: چه موضوع خوبی را یادآوری کردید، رژیم هر سال در سالگرد فروغ جاویدان شادی و دستافشانی میکند و سم به زمین میکوبد که دیدید سرنگون نشدیم، و میخواهد نتیجه بگیرد در سال ۶۷ که با چنین حملهای مواجه بودیم و نیروی مثل مجاهدین تا آستانه کرمانشاه آمدند سرنگون نشدیم پس دیگر سرنگون نمیشویم،. میخواهد این نتیجهگیری را بکند، اولاً با این تبلیغات میخواهد مردم را ناامید بکند، و ثانیاً به نیروهای خودش که در حال ریزش هستند روحیه بدهد، اما امسال با یک پدیده جدیدی مواجه هستیم به همدیگر هشدار میدادند بخصوص فرماندهان سپاه که در دوره فروغ بودند، میگفتند نباید مجاهدین را دست کم گرفت، نبایستی فکر کرد تمام شدند، یکی از کارگردانهای رژیم گفته بود الان استراتژی سکوت در مقابل مجاهدین به پایان رسیده، این خطی بود که تا الان رژیم داشت وسعی میکرد مجاهدین را نفی و انکار بکند، این تبدیل به یک استراتژی شده بود، اما این دیگر جواب ندارد، بخاطر خطری که رژیم از جانب مجاهدین احساس میکند، ناچار است این را به زبان بیاورد.
من اشاره بکنم به حرفهای دو روز پیش ربیعی که یکی از مهرههای کارکشته وزارت اطلاعات است و در وزارت اطلاعات به عباد مشهور بود و الان سخنگوی دولت روحانی است، گفته بود من الان هم خودم را در تنگه احساس میکنم، ما امروز هم در تنگه هستیم و هر روز با شرائط مرصاد مواجه هستیم، بسا پیچیده و بدتر از آن موقع مواجه هستیم، جالب است پاسدار رضایی هم گفته بود مرصاد هنوز ادامه دارد.
بله کاملاً درست است از نظر ما و مقاومت ایران فروغ جاویدان پایان پیدا نکرده و هنوز ادامه دارد، ادامه عملیات فروغ همان ۶ و ۷ مرداد در اشرف در سال ۸۸ بود، ادامهش ۱۹ فروردین سال ۹۰ بود، ادامهش هجرت بزرگ بود، ادامهش همین کانونهای شورشی هستند اینها تداوم فروغ هستند.
آخوند پورمحمدی گفته بود ما هنوز با مجاهدین تسویه حساب نکردیم، ما هم با این رژیم تسویه حساب نکردیم، مجاهدین و مردم ایران هم با رژیم تسویه حساب نکردند، و این در تقدیر است، و صورت خواهد گرفت.
اجازه بدهید به حرفهای یکی از این پاسداران و فرماندهان سپاه بنام ناصح اشاره بکنم، مجری سؤال کرده بود شما یک زمانی در قالب چریک با اینها مبارزه میکردید، آیا به فعالیت امروز اینها نمیخندید؟ گفته بود نخیر بلاخره جنگ نرم این چیزها را ندارد چون بر روی جوانان ما اثر میگذارند، عامل میگیرند و فعالیت میکنند، ما خودمان هم متاسفانه آنقدر زمینه منفی در جامعه ایجاد کردیم و میکنیم، با اتفاقاتی که در حال افتادن است جوانان گرایش پیدا میکنند، به کی؟ به مجاهدین، شما مفاسدی را که الان در جامعه میبینید بلاخره همه مردم ناراحت هستند، ناراضی هستند و این گرانیها که وجود دارد، بلاخره بین مردم فشار است، در فشار وقتی درب باغ سبز را نشان میدهند، و تبلیغات میکنند ممکن است از عوامل نارضایتی مردم عضوگیری میکنند و فعالیت میکنند.
همین پاسدار ناصح گفته بود اینها عناد دارند در هیچ شرائطی کوتاه نخواهند آمد، بله این افتخار مجاهدین است که در هیچ شرائطی از جنگ با رژیم کوتاه نیآمدند و گفته بود فعلاً کار نظامی نمیکنند اما در ارتباط با بحث موشکی میبینیم اینها اطلاعات دادند، در رابطه با حقوق بشر اینها اسناد و پرونده دادند و به اروپاییان میدهند، تا از آن طریق به ما فشار بیاورند اینها از همین اهرمها بر علیه ما استفاده میکنند این را باید بدانیم و حواسمان جمع باشد، این بیان خیلی اتو کشیده وحشت مرگباری هست که رژیم از ناحیه مجاهدین و مقاومت ایران احساس میکند.
[bs-embed url=”http://www.youtube.com/watch?v=fZWJCscLVTE” title=”کلیپ کنفرانس” show_title=”1″ icon=”” heading_color=”” heading_style=”default” title_link=”” bs-show-desktop=”1″ bs-show-tablet=”1″ bs-show-phone=”1″ bs-text-color-scheme=”” css=”” custom-css-class=”” custom-id=””]







