وقتی خطای انسانی بهانهای برای پنهان کردن ستم میشود.کشته شدن یوسف شهلیپر، کودک ۵ ساله بلوچ، در شامگاه ۶ اسفند ۱۴۰۳ در منطقه چاه جمال ایرانشهر، بار دیگر پرده از جنایتهای حکومت ولایت فقیه برداشت. این کودک بیگناه، همراه با مادر باردارش، هدف تیراندازی بیضابطه نیروهای یگان تکاوری قرار گرفت؛ جنایتی که نهتنها خشم مردم بلوچستان را برانگیخت، بلکه فریاد اعتراض را در شبکههای اجتماعی طنینانداز کرد. حکومت خامنهای، که دستش به خون بسیاری آلوده است، حالا با دروغپردازی و نمایشهای عوامفریبانه، تلاش میکند این فاجعه را سفیدسازی کند.
شبی که خون یوسف شهلیپر ریخت
روزنامه حکومتی «اعتماد» در گزارش روز شنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۳، جزئیات هولناک این حادثه را فاش کرد: «یوسف، با بدن نحیف ۱۸ کیلوییاش، پس از اصابت ۶ گلوله به اندامهای حیاتیاش، کبد، معده و ریه، در بیمارستان جان باخت. مادر باردار ۳۲ سالهاش نیز با ۴ گلوله زخمی شد و کودک به دنیا نیامده اش را از دست داد. یک منبع نزدیک به خانواده گفت: «ماموران در دو ماشین بودند و بدون مجوز قضایی، با کلاشینکف به خودروی پژوی خانواده شلیک کردند.» این در حالی است که هیچ ایست بازرسی در مسیر وجود نداشت و ماموران، بدون توجیه قانونی، ماشه را کشیدند. یوسف شهلیپر و مادرش در صندلی عقب بودند؛ جایی که قرار بود امنترین نقطه برایشان باشد، اما به قتلگاه تبدیل شد.
در همین زمینه
یوسف شهلیبر ۵ساله همراه با برادر متولد نشدهاش با شلیک پاسداران کشته شد!
دروغپردازی برای فرار از پاسخگویی
پس جنایت کشتن یوسف شهلیپر ، ماموران در گزارشی فریبکارانه مدعی شدند که قصد شلیک به سارقان را داشتند و تیرها به اشتباه به خودروی این خانواده اصابت کرده است. این بهانه نخنما، که با خشم مردم بلوچستان روبهرو شد، در شبکههای اجتماعی با عنوان «حکومت کودککش» محکوم گردید. عموی یوسف، رضا شهلیبر، خواستار رسیدگی قضایی شد، اما حکومت خامنه ای بهجای عدالت، با ادعای بازداشت ۹ مامور، نمایشی ریاکارانه به راه انداخت تا خشم عمومی را فروبخواباند. این ترفند، نه برای مجازات، بلکه برای خریدن سکوت طراحی شده بود. لازم به یادآوری است که درجمعه خونین زاهدان۱۳کودک توسط نیروهای های جنایتکار خامنه ای به قتل رسیدند.
بیمارستانهای بیجان و سیستمی فاسد
مرگ یوسف شهلیپر تنها به گلولهها محدود نشد؛ نبود پزشک جراح و تجهیزات کافی در بیمارستانهای بلوچستان، شانس زنده ماندن را از او گرفت. اندامهای حیاتی یک کودک ۵ ساله، که ذاتاً شکنندهتر از بزرگسالان است، در برابر این بیتوجهی سیستمی هیچ مقاومتی نداشت. مادر یوسف نیز، پس از سقط جنین و جراحات شدید، از بیمارستان مرخص شد، اما زندگی این خانواده برای همیشه از هم پاشید. این فاجعه، نتیجه مستقیم نظامی است که جان مردم را بازیچه سیاستهای کثیف سرکوبگرانه خود میداند.
رادان و نمایش دلجویی دروغین
در روزهای اخیر، نماینده احمدرضا رادان، سرکرده نیروی انتظامی جنایتکار، به دیدار خانواده یوسف شهلیپر رفت و با وقاحت، این قتل را «خطای انسانی» خواند و وعده جبران خسارت داد. این سخنان عوامفریبانه، که تنها در حکومت ولایت فقیه دیده میشود، تلاشی مذبوحانه برای فرو نشاندن خشم مردم بلوچستان است. ابتدا میکشند، سپس با وعدههای پوچ، خون قربانیان را معامله میکنند. اما مردم دیگر فریب این بازیها را نمیخورند؛ آنها میدانند که این جنایت، نه خطا، بلکه بخشی از سیاست سرکوب سیستماتیک رژیم است.
فریاد عدالت در برابر ستم
این پرونده، موجی از واکنشها را در میان افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری برانگیخته است. فعالان خواستار تحقیقات شفاف و مجازات واقعی عاملان شدهاند، اما در نظامی که سرکوب و دروغ، ستونهای اصلیاش هستند، عدالت واژهای بیمعناست. قتل یوسف شهلیپر نه یک اشتباه، بلکه جنایتی کثیف از سوی حکومتی است که خون کودکان را بهای بقای خود میداند. این فاجعه بار دیگر نشان داد که تا این حکومت پابرجاست، مردم ایران، بهویژه در مناطق محروم چون بلوچستان، از ظلم و مرگ در امان نخواهند بود. روزی نه چندان دور خشم فروخورده مردم زبانه خواهد کشید و بنیان این جاینان را به آتش خواهد کشید.







