تلاشهای مذبوحانه خامنهای برای آشوب در کشور آزاده شده سوریه دردی از بحرانهای او را درمان نخواهد کرد. حکومت ولایت فقیه بار دیگر نقاب «مقاومت» بر چهره زده و با راهاندازی گروه نیابتی جدیدی به نام «جبهه مقاومت اسلامی سوریه»، تلاش میکند تا آشوب را به منطقهای بازگرداند که بهتازگی از چنگال دیکتاتوری مورد حمایت خودش رهایی یافته است. این اقدام، نه یک ابتکار تازه، بلکه ادامه سیاستی کهنه و شکستخورده است که با دروغ، فریب و هزینههای هنگفت از جیب مردم ایران تغذیه میشود. از منظر سیاستهای منطقهای، این حرکت خامنهای را باید تلاشی مذبوحانه برای احیای نفوذ ازدسترفته و پوشاندن زخمهای عمیق شکست استراتژیک پس از سقوط بشار اسد تحلیل کرد.
سوریه، کشتارگاه جدید در نقشه خامنهای
دروغ و خشونت، دو ستون اصلی سیاستگذاری حکومتی است که کشتار را نهتنها مجاز، بلکه مقدس میشمارد. برای خامنهای، هر گوشه از خاورمیانه میتواند به میدان نبردی برای پیشبرد اهداف خصمانهاش بدل شود؛ از لبنان و یمن گرفته تا عراق و حالا سوریهای که به تازگی نفس آزادی را تجربه کرده است. پس از فروپاشی رژیم اسد، که بزرگترین متحد منطقهای تهران بود، ضربهای مهلک به پروژه صدور تروریسم و بنیادگرایی وارد شد. اما خامنهای، بهجای پذیرش این شکست، رویاهایش را از خاکستر خشم مردم سوریه بیرون کشیده و با وعدههای پوچ و نمایشهای شیادانه، مدعی بازپسگیری مناطق از دسترفته شده است.
او در سخنرانیهای اخیرش، دستکم سه بار به صراحت از این سیاست پرده برداشت. تشکیل نیروی نیابتیای که با پول مردم ایران، سلاحهای انبارشده و مزدوران بازمانده از رژیم اسد، آتش فتنه را شعلهور کند. این همان استراتژیای است که پیشتر در لبنان و یمن به کار گرفته شد و هر بار با هزینههای انسانی و مالی گزاف، به بنبست رسید.
جبهه مقاومت اسلامی سوریه، نقابی بر چهره مزدوران اجیرشده
رسانههای حکومتی، از جمله تابناک و فارس، با شتابزدگی اعلام کردند که «شماری از گروههای مقاومت سوری» جبهه جدیدی به نام «جبهه مقاومت اسلامی سوریه» تشکیل دادهاند و هدفشان «مقابله با طرحهای تجزیهطلبانه آمریکا، اسرائیل، ترکیه و شورشیان مسلح حاکم بر دمشق» است. اما این ادعا، بیش از آنکه واقعیتی میدانی باشد، یک دروغ رسانهای آشکار است. چرا هیچ رسانه معتبر منطقهای یا بینالمللی اثری از این «جبهه» گزارش نکرده است؟ پاسخ روشن است: این گروه، نه یک جنبش مردمی یا مقاومتی، بلکه مشتی مزدور اجیرشدهاند که با پول و سلاح تهران، مأموریت دارند تا بار دیگر دمشق و سایر شهرهای این کشور را به میدان نبرد نیابتی خامنهای بدل کنند.
این الگو برای ناظران منطقه آشناست: حکومتی که با از دست دادن متحدانش، بهسرعت گروههای نیابتی را خلق میکند تا با ایجاد هرجومرج، از فروپاشی کامل نفوذش جلوگیری کند. اما این بار، خاک سوخته بجا مانده از بشار اسد جنایتکار و مردمی که طعم آزادی را چشیدهاند، بعید است بهراحتی تسلیم این بازی مرگبار شوند.
در همین زمینه
کدام افراد بیشتر اهمیت دارند نیروهای نیابتی خامنهای یا معلولان بهزیستی؟
شکست در کمین، پایان خط سیاستهای خصمانه
اقدام خامنهای برای احیای نفوذ در سوریه، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، علامت استیصال است. سقوط اسد نهتنها یک شکست نظامی، بلکه فروپاشی ایدئولوژیک پروژه «محور مقاومت» بود که تهران سالها برای آن هزینه داده بود. حالا، با تزریق پول و سلاح به بازماندگان رژیم سابق و گروههای وفادار، خامنهای امیدوار است تا بار دیگر منطقه را به آشوب بکشد. اما این سیاست، همانند تجربههای پیشین در لبنان و یمن، محکوم به شکست است. مردم رها شده از یوغ دیکتاتوری بشار اسد، که پس از سالها جنگ و ویرانی به ثبات نسبی رسیدهاند، انگیزهای برای بازگشت به گذشته سیاه ندارند.
علاوه بر این، نبود حمایت منطقهای و بینالمللی از این تحرکات، انزوای بیشتر ایران را در پی خواهد داشت. کشورهای عربی، ترکیه و حتی روسیه، که زمانی شریک تهران بودند، دیگر تمایلی به همراهی با این ماجراجوییها نشان نمیدهند. این انزوا، همراه با فشارهای داخلی ناشی از بحران اقتصادی در ایران، نشان میدهد که خامنهای در حال قمار با آخرین برگهای سوختهاش است.
فریاد منطقه برای صلح، آتشافروزی را متوقف کنید
تشکیل «جبهه مقاومت اسلامی سوریه» نه یک حرکت مقاومتی، بلکه تلاشی برای برهم زدن ثبات شکنندهای است که مردم سوریه بهسختی به دست آوردهاند. این اقدام، بار دیگر چهره واقعی سیاستی را نشان میدهد که بهجای توسعه و رفاه، ویرانی و مرگ را برای مردم منطقه به ارمغان میآورد. خامنهای با این ماجراجویی، نهتنها علیه مردم سوریه، بلکه علیه مردم ایران نیز جنایت میکند؛ مردمی که پول و منابعشان صرف شعلهور کردن آتشهایی میشود که جز خاکستر چیزی بهجا نمیگذارد.
زمان آن رسیده که جامعه جهانی و بازیگران منطقهای، این سیاستهای خصمانه را محکوم کنند و اجازه ندهند سوریه بار دیگر به قربانگاه رویاهای دیکتاتوری بدل شود. تاریخ نشان داده که آتشافروزیهای خامنهای، دیر یا زود، به خود او بازمیگردد و این بار نیز استثنا نخواهد بود.







