کارنامه اقتصادی آخوندها
از زمانی که آخوندها حکومت و قدرت را به دست گرفتهاند، ایران در مسیر رشد منفی و افول اقتصادی قرار گرفته است. آخوندها برای پیشبرد اهداف خود، ثروت و منابع ملی را غارت کرده و تولید و رشد صنعتی را ویران کردهاند. ورشکستگی اقتصادی ایران به جایی رسیده است که رسانهها و کارشناسان اقتصادی خود رژیم به چالشهای اقتصادی دولت و مردم در بودجه جدید اعتراف میکنند.
فقر لجام گسیخته، گرسنگی، تورم بالای ۵۰ درصد، بیکاری یک چهارم نیروی کار، اعتیاد و خودکشی، افزایش غیرقابل باور سرقت و دزدی، بازداشت و زندان، شکنجه و اعدام و انبوه مسائل اجتماعی و اقتصادی دیگر نتیجه حکومت فاسد آخوندها از روز اول تا الان بوده است. در حالی که روزها و ماهها میگذرند خامنه ای در حال غرق کردن ایران در گرداب ناشی از فساد حکومت خود است.
اظهارات و پیش بینی های خوشبینانه اقتصادی رئیسی
یکی از وعدههای اولیه رئیسی در جریان انتخابات ، مهار تورم و نظم و انضباط بخشیدن به مسائل اقتصادی بود. اما علیرغم تمام ادعاهای دروغ و توخالی او و وزرایش از جمله وزیر اقتصاد احسان خاندوزی، تورم رکوردهای جدیدی را درایران به ثبت رسانده است.
نگاهی گذرا به دولت یک ساله ابراهیم رئیسی هیچ نشانی از تمایل و جدیت تیم اقتصادی او برای مهار تورم یا حداقل کاهش اثرات آن بر زندگی اکثریت مردم که در زیر خط فقر بسر میبرند نیست. تورم مزمن در چهار دهه گذشته، همراه با تورم انفجاری سه سال اخیر، تصویری هولناک و نگران کننده از ابعاد مختلف زندگی مردم عادی ارائه میدهد.
تورم مهار نشده و رو به افزایش در دولت رئیسی
نرخ افزایش تورم واحدی در خرداد امسال نسبت به ماه قبل با ۱۲.۲ و تورم نقطه به نقطه به ۵۲.۵ درصد رسید. نرخ تورم نقطهای مواد اصلی یعنی «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات» با ۳۲.۲ درصد افزایش به ۸۱.۶ درصد و گروه «کالاهای غیرخوراکی و خدمات» با ۲.۸ درصد افزایش به ۳۶.۸ درصد رسید.
البته صحت آمارهای دولتی ارائه شده توسط مرکز آمار ایران زیاد معتبر نیست و به گفته بسیاری از کارشناسان تورم واقعی بالاتر از ارقامی است که این مرکز و سایر نهادها مانند بانک مرکزی اعلام کردهاند.
اما حتی اگر این اعداد صحت داشته باشند، مبنای این آمار نشان میدهد که بیش از سه سال است که کمر مردم ایران در زیر تورم بالای ۴۰ درصد خم شده است و در سه دهه اخیر میانگین تورم در کشور۲۰ درصد بوده است.
درنقطه مقابل، درآمد سرانه مردم کاهش یافته و شاخصهای «رفاه» و «مصرف خانوار» به شدت تنزل کرده است.
به عنوان مثال، مالیاتها بر اساس قانون بودجه در سال ۱۴۰۱ نسبت به سال ۱۳۹۰ (۱۱ سال پیش) پانزده برابر افزایش یافته است که نشان دهنده تشدید فشار مالیات بر مردم است.
افزایش قیمت کالاها و خدمات نیز در بازارهای مختلف بیداد میکند و در عوض درآمد و حقوق حداقل بگیران از افزایش متناسب با تورم بیبهره مانده است. با توجه به این وضعیت در چهار دهه گذشته، آثار مخرب این تورم تا سالهای آینده در تمامی عرصههای جامعه باقی خواهد ماند.
سبد معیشتی میلیونها خانوار «خالی» است
افزایش شدید تورم در سالهای اخیر باعث شده است که درآمد خانوارهای طبقه کارگر و سایر اقشار کم درآمد سالانه چندین پله سقوط کند و شکاف بین درآمدها و هزینهها بیشتر شود و در نتیجه سبک زندگی آنها هر ساله میزان بیشتری پایینتر از حد استاندارد بشود.
بسیاری از اقشار جامعه هزینههایی مانند سفر، تفریح، فرهنگ و هنر، تحصیل فوق برنامه یا رفتن به رستوران را از سبد هزینه خود حذف کردهاند و اکنون فقط به فکر تامین ضروریترین و حیاتیترین هزینههای زندگی یعنی اجاره یک سرپناه قابل سکونت، درمان و حداقل غذا هستند. با وجود این کاهشها در سبد معیشتی بسیاری از خانوارها، ولی باز درآمد میلیون ها خانواده برای اجاره خانه و دسترسی به حداقل مواد غذایی ضروری کافی نیست.
در روزهای اخیر گزارشهایی مبنی بر کاهش مصرف مواد غذایی ضروری از جمله گوشت، مرغ و لبنیات منتشر شده است. در جدیدترین خبر، اسماعیل مرادیان، نایب رئیس اتحادیه میوه و تره بار از کاهش ۲۵ تا ۳۰ درصدی تقاضای میوه تنها در یک هفته خبر داد.
این در حالی است که دبیرکل دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت در سال ۹۵ یعنی ۶ سال پیش اعلام کرد که ۸۸ درصد مردم ایران کمتر از میزان مورد نیاز سبزی و میوه مصرف میکنند.
گسترش حاشیه نشینی شهرها، بیکاری، افزایش جرم و جنایت و اعتیاد، افزایش تعداد «کودکان کار»، بحران مسکن و «ازدواج کودکان» از جمله آثار تنزل جایگاه اجتماعی ناشی از تورم بالا است. شصت و یک اقتصاددان در ۲۰ خرداد در نامهای نسبت به پیامدهای سیاستهای اخیر هشدار دادند.
نیازی به آمار بیشتر نیست تا مشخص شود میزان مصرف مواد غذایی در اکثر خانوارها در آستانه هشدار قرار دارد و سوءتغذیه ناشی از آن سلامت نسلهای آینده را به خطر انداخته است.
تغییر رژیم، چاره واقعی و عملی این وضعیت و بحران است چرا که آخوندها هرگز کوچکترین قصدی برای بهبود زندگی مردم نداشتهاند.
۴۳ سال پیش خمینی وعده آب و برق رایگان، مدرسه رایگان و سهم نفت و گاز را برای هر شهروند داد.
ولی به جای آن دروغها و فریبکاریها، اکنون مردم باید دنبال پیچ و مهره تابلوهای علائم راهنمایی و رانندگی، نرده های محافظ پلها و یا حتی دزدیدن سنگ قبر باشند تا زندگی خود را تامین کنند.
این وضعیت توهین به غرور مردم ایران از زن و مرد و پیر و جوان است. دقیقاً به همین دلیل است که رژیم ولایت فقیه باید سرنگون شود تا مردم ایران زندگیای که شایستگی آنرا دارند داشته باشند. اعتراضات روزهای اخیر اقشار مختلف مردم نزدیکی این تغییر را نوید میدهد.
ح. بیضایی







