مرگ پرندگان در اثر غرق شدن در لخته های نفتی
در امتداد سواحل دو طرف خلیج فارس، جنگلهای حرا و بستر علفهای دریایی که گونههای گیاهخواری مانند گاوهای دریایی یا دوگونگها که آنجا چرا میکنند مورد آسیب و تهدید قرار داده است. این منطقه همچنین، مسیر مهاجرت مهم برای نهنگها، از جمله نهنگ براید، نهنگ گوژپشت عربی به شدت در خطر انقراض و کوسه ها است. لاک پشتهای دریایی سبز و لاکپشتهای دریایی منقار عقابی در سراسر خلیج فارس و تنگه هرمز ساکن، تغذیه کرده و زاد و ولد میکنند. این محدوده عنوان مخازن ژنتیکی حیاتی نام گذاری شده است.
سواحل جنوبی ایران، بهویژه اطراف جزیره قشم و نزدیکی تنگه هرمز، میزبان برخی از گسترده ترین سامانههای صخرههای مرجانی خلیج فارس است. این صخرهها زیستگاه هایی حیاتی برای ماهیان، سخت پوستان و بی مهرگان دریایی به شمار میروند. انفجارها، برخورد کشتیها و نشت نفت در اثر درگیریهای نظامی، این ساختارهای ظریف را در معرض خطر نابودی قرار میدهند. تخریب فیزیکی این صخره ها منجر به از دست رفتن زیستگاه پیچیده تعداد متنابهی از آبزیان ذکر شده میشود و بر تنوع زیستی و صید ماهی که جوامع محلی ایران به آن وابسته اند، تأثیر میگذارد.

جنگل های شگفت انگیز حرا قربان دیگر جنگ و مواد نفتی
پیش از تشدید تنشهای اخیر، زیست بوم خلیج فارس و تنگه هرمز با مجموعه ای از تهدیدها روبه رو بود. آلودگیهای نفتی مزمن در اثر استخراج، حمل و نقل، توسعه غیرکارشناسی سریع مناطق ساحلی، مدیریت نامطلوب حاکمیت آخوندی در تغییر کاربری زیستگاهها، صید بیرویه و در نهایت تغییرات اقلیمی که با افزایش دمای آب و اسیدی شدن تدریجی همراه بوده است. تاثیر این عوامل همزمان و واکنش اکوسیستم به آنها لزوما اثرش خطی نیست، بلکه تأثیر مجموعه فاکتورها بر پیچیدگی و مشکل این زیست بوم سینوسی است. به این معنا که فشارهای کوچک هم ممکن است به تغییرات ناگهانی و گسترده منجر شوند. این محیط آبی تقریبا نیمه بسته با تبادل محدود آب از راه تنگه هرمز با اقیانوس هند، شرایط فیزیکی متفاوتی نسبت به بسیاری از دریاهای جهان دارد. دمای آب تابستان در بیشتر نواحی از ۳۵ درجه سانتیگراد فراتر میرود و شوری آن نیز به طور قابل توجهی بالاتر از میانگین اقیانوسها ست. گونههای آبزی چنین محیطی به سازگاری های ویژهای دست یافتهاند که بسیار با اهمیت است. مرجانهای خلیج فارس از مقاوم ترین مرجانهای جهان اند که گرما و گاه شرایط محیطی بسیار سختی را تحمل میکنند که برای بسیاری از صخرههای مرجانی مناطق دیگر کشنده است. با اینحال، شواهد و تحقیقات نشان میدهد این گونهها حالا به پایان تحمل خود نزدیک شدهاند و ظرفیتشان برای سازگاری با گرمایش بیشتر محدود است.
در همین زمینه
تشدید آلودگی زیست بوم خلیج فارس و نابودی تنوع زیستی بر اثر جنگ
مطالعات بومشناختی که پس از فاجعه جنگ توسط مؤسسه تحقیقات اعماق دریایی انجام شدهاست، نشان میدهد که پیامدهای نامطلوب زیست بومی ناشی از نشت نفت بر روی موجودات آبزی، میتواند تا چندین دهه ادامه یابد. نفت خامِ، جنگلهای حساس حرا و سامانه های ظریف صخرههای مرجانی در اطراف جزیره قشم و سواحل جنوبی خلیج فارس را میپوشاند و موجب مرگ و میر گسترده آنها میشود. در چنین شرایطی، هر عامل اضافی جدید، اثری چند لایه دارد. اگر درگیریهای اخیر به نشت نفت یا تخریب زیرساختهای ساحلی منجر شود، فشاری مضاعف بر این اکوسیستم وارد خواهد شد. تجربههای گذشته در منطقه نشان داده است که چنین رویدادهایی معمولا اثراتی ماندگار بر گونههای حساس دارند، بهویژه زمانی که اکوسیستم پیشاپیش در وضعیت شکننده ای قرار داشته باشد. در چنین شرایطی، آسیب به مرجانها، جنگلهای حرا، علفزارهای دریایی و زیستگاههای آبزیان تنها یک موضوع علمی نیست، بلکه این زیستگاهها بخشی از چرخه طبیعی تولید و بقای آبزیان هستند و هر آسیبی به آنها میتواند به کاهش ذخایر دریایی و دشوار شدن فعالیت صیادان منجر میشود.

خطر نابودی جنگل های حرا در اثر ادامه جنگ
صدمات ناشی از آلودگیهای صوتی به آبزیان در خلیج فارس و تنگه هرمز داستان دیگری است. انفجارهای زیر آب و ترافیک سنگین کشتیهای نظامی و تجاری، امواج ضربهای شدید و آلودگی صوتی ایجاد میکنند و باعث آسیب های داخلی و کشنده موجودات دریایی میشوند. از دست دادن شنوایی و سردرگمی شدید دلفینها، گرازهای دریایی و نهنگهای نادر از آن زمره اند. نهنگها و دلفینها حیواناتی بسیار اجتماعی هستند که اساساً برای ارتباط، مکان یابی پژواکی و شکار به سیگنالهای صوتی متکی هستند. عملیات نظامی و انفجارهای زیر آب، امواج صوتی را به طور اساسی تغییر میدهند و اغلب پستانداران دریایی را از زیستگاه های طبیعی خود جدا میکنند. فعالیتهای راداری، الکترونیکی انسانی رو و زیر آب، سیستمهای ارتباطی و ناوبری نهنگها و دلفینها را مختل نموده و گاها باعث تلف شدن آنها میشوند و تهدیدات طولانی مدتی را برای تغذیه، تولید مثل و بقای کلی آنها ایجاد میکند.
طبیعتاً، تأثیرات سوء اقدامات نظامی روی محیط زیست خلیج فارس و تنگه هرمز به جوامع محلی منتقل میشود. آلودگی دریا در نهایت میتواند خود را در سلامت، اقتصاد خانواده، اشتغال جوانان، امنیت غذایی و آینده جوامع ساحلی نشان دهد. بنابراین، نمیتوان خسارت زیست محیطی جنگ را صرفاً در قالب چند شاخص آزمایشگاهی یا میزان آلاینده های موجود در آب خلاصه کرد. پشت هر زیستگاه آسیب دیده، بخشی از اقتصاد و زندگی مردم منطقه قرار دارد. پیامدهای اقدامات نیروهای نظامی، تنها احتمال در ورود آلایندهها به آب محدود نمیشود، بلکه جنگ نظم عادی فعالیتهای دریایی را نیز برهم میزند. تغییر مسیر شناورها، توقف طولانی مدت کشتیها و کاهش تردد در محدوده تنگه هرمز، شرایطی متفاوت از وضعیت عادی ایجاد کرده و هر تغییر در الگوی رفت و آمد دریایی میتواند پیامدهای زیست محیطی خاص خود را داشته باشد.







