تختی چگونه قهرمان شد؟. ۱۷دی سالروز شهادت جهان پهلوان غلامرضا تختی است. در سالگرد شهادت او نگاهی داریم به ویژگیهای این جهان پهلون که برای جوانان ایران الگوی جوانمردی و آزادگی است.
تختی یک قهرمان کشتی بود که از میان مردم فقیر جنوب تهران محله خانیآباد برخاست. وی پس از کسب مدالهای طلا و نقره مسابقات جهانی و المپیک و آسیا، بازوبند پهلوانی ایران را بر بازو بست.
اما آنچه تختی را محبوب مردم ایران کرد. نه مدالهای طلا و نقره، بلکه ایستادگیش در برابر دیکتاتوری، میهندوستی و جوانمردی او بود.
مسابقات هلسینکی؛ تختی چگونه قهرمان شد؟
او نخستین مدال جهانی خود را در اردیبهشت ۱۳۳۰ در مسابقات جهانی هلسینکی کسب کرد.
به موازات فعالیتهای ورزشی، از همان سال ۱۳۳۰ وارد فعالیتهای سیاسی شد. در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت، رو در روی دربار شاه و استعمار، تمام قد به حمایت از دکتر مصدق برخاست.
بعد از کودتای ۲۸مرداد، و سقوط دولت ملی دکتر مصدق، به نهضت مقاومت ملی پیوست. او در کنار آیتالله طالقانی به مبارزه با دیکتاتوری شاه ادامه داد.
درسال ۱۳۳۹ پس از تشکیل جبهه ملیدوم، تختی وارد این تشکل سیاسی شد و عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران بود.
درهمین زمینه
جهان پهلوان تختی؛ از خانیآباد تا سکوی قهرمانی
اوج محبوبیت و قدرت مردمی تختی در روز۱۰شهریور۱۳۴۱ آشکار شد. روزی که اقدام به جمعآوری کمک از مردم برای زلزله زدگان بویینزهرا کرد. او صندوقی به گردن آویخت و شخصا با بلندگو مردم را به کمک فراخواند. موجی خیرهکننده از حمایت مردمی بپا خاست. مردم پول و انگشتر و زیورآلات طلای خود را بیدریغ در صندوق او میریختند.
تختی چگونه قهرمان شد
روزی که مردم علیرغم ممانعت مأموران رژیم شاه، برای دیدار با مصدق به احمدآباد رفتند. تختی جلودار کاروان مردم بود و عکس بزرگی از دکتر مصدق را بلند کرده بود.
در روز ۱۴اسفند ۱۳۴۵ که دکتر مصدق درگذشت. تختی عازم احمدآباد شد و خطاب به مأموران حکومت که او را تهدید میکردند میگفت: دستگیرم کنید.
دریک کلام، تختی هرگز حاضر نشد خودش را به استبداد و صاحبان قدرت بفروشد و تا پای جان در کنار مردم و رو در روی دیکتاتور ایستاد و محبوب قلوب مردم شد. همین ایستادگی و محبوبیت او بود که باعث شد خاری در چشم شاه باشد.
خاطره ای از زنده یاد غلامرضا تختی
دم غروب بود و باران هم میبارید. هوا کم کم داشت تاریک میشد.
داشتم از زورخونه برمیگشتم و به سمت خانه میرفتم. کنار خیابان چشمم افتاد به سبزی فروشی که کنار خیابان بود.
بیشتر سبزی هایش را نفروخته بود و میشد ناراحتی را در چهره اش دید. یقه پالتوام را صاف کردم و رفتم جلو.
سلام و علیکی با او کردم و دست دادیم و همانجا کنارش ایستادم.
طی مدت کوتاهی مردم که متوجه حضور من در آنجا شده بودند به هوای دیدن من و امضا گرفتن میآمدند و به بهانه سبزی خریدن کنار من میایستادند.
یکساعت نگذشته بود که تمام سبزیهایش فروخته شد و با خوشحالی به خانه رفت.
من هم از دیدن این صحنه راضی بودم و خدا را شکر کردم که امشب پدری شرمنده خانوادهاش نشد.
این مرام تختی بود که باعث شده بود مردم او را از جان و دل دوست داشته باشند و لقب جهان پهلوانی هم برازنده همین انسانیت و شرافت و مردانگیاش بود.
شهادت تختی
هرچند که تختی در روز ۱۷ دی ۱۳۴۶ شد. اما سنت رادمردانه و مردمگرایانه او، همچنان در جامعه ورزشکاران و قهرمانان ورزشی ما پایدار مانده است. با الهام از این الگو است که قهرمانانی همچون هوشنگ منتظرالظهور( قهرمان کشتی فرنگی) و نوید افکاری رودرروی دژخیمان حاکم میایستند. آنان پشتشان بر زمین ضعف و تسلیم مالیده نمیشود و تاپای جان، درمسیرمبارزه با استبداد و دیکتاتوری و کسب آزادی برای مردم، میایستند.
ما را در توئیتر ایران آزادی دنبال کنید







