تختی شورش علیه تخت سلطنت!
تختی قهرمانی بود که بیش از قهرمانیش درمسابقه کشتی در رابطه انسانی و مسئولیت پذیری در مورد مردم، قهرمان بود .
آنچه اورا در این مسابقات از بسیاری دیگر ممتاز میکرد قیمت بود که بخاطر ارزشهای انسانی می پرداخت وهمین موضوع بود که اورا به محبوبترین قهرمانان خلق تبدیل کرد.که طبعا او را به دشمن دیکتاتوری شاه تبدیل کرد .قهرمانی که جانش را در این عرصه شرف و انسانیت فداکرد.
تختی در یکی از مسابقات کشتی متوجه ناراحتی دست حریفش میشود که از ابتدای کشتی تا انتها تماما تلاش میکرد که به آن سمت از بدنش نزدیک نشود و این بشدت عواطف تماشاچیهارا همراه با اشکهای شوقشان جلب کرد.
به همین دلیل به هرجا که وارد میشد مردم وجوانان عاشقش بودند واورا غرق در احترام میکردند.
روزی در یک مسابقه کشتی در باشگاه شعبان بیموخ در خیابان پارک شهر تهران باید به باشگاه میرفت.ضمنا غلامرضا پهلوی برادر شاه نیز سرپرستی مسابقات ورزشی را داشت. در روز موعود که جمعیت بسیار زیادی برای مسابقه پهلوان تختی در باشگاه جمع بودند.جمعیتی که تماما شیفته تختی بودند .اما طبق معمول غلامرضا پهلوی وارد شد که با بی محلی تماشاچی ها مواجه شد .
چراکه مردم دل پرخونی از شاه بعدا از سرکوب خونین تظاهرات ۲۵ خرداد ۱۳۴۹ وادامه جو خفقان داشتند .بعد از مدتی تختی وارد سالن شد که مردم سقف را روی سرشان گذاشتند.استقبالی که عملا به مثابه دفن غلامرضا پهلوی و شاه بود.درواقع شخصیتی مانند جهان پهلوان باعث میشد که خشم مردم ایران علیه دیکتاتوری شاه درهمان فضای خفقان آشکار شود.
درحقیقت حضور او در هر اجتماعی به مردم امکان میداد که ضدیتشان را علیه شاه علنی و بارز کنند.
.نکته دیگر که برای شاه غیر قابل تحمل بود زمانی بود که مجبور بود به برندگان مسابقات ورزشی مدال بدهد.مدال دادن شاه به تختی با برخوردهای سرد تختی ضربه ای به اتوریته شاه بود.
بدلیل محبوبتی که جهان پهلوان داشت و بدلیل اینکه او قهرمان کشتی در مسابقات جهانی بودشاه نمیتوانست او را زندان و محاکمه و اعدام کند، بهمین دلیل نقشه کشتن جهان پهلوان تختی را کشیدند و اورا مسموم کرده و اعلام کردند که تختی خودکشی کرد.
.البته برای مردم کاملا روشن بود که تختی اهل خودکشی نبود و شاه او را کشته است. روزنامه فکاهی توفیق نوشت« غلامرضا غلامرضا را کشت».
این جنایت همان وشعله ورشدن خشم مردم و جوانان از فضای خفقان شاه همان. .برای اولین بار بعداز تظاهرات ۱۵خرداد ۴۲ تظاهرات عظیمی در گرامیداشت تختی توسط دانشجویان از دانشگاه تهران به سمت ابن بابه در جنوب تهران راه افتاد، تظاهراتی علیه دیکتاتوری شاه آنچه نه مردم ونه شاه انتظارش را نداشت بهمین دلیل این تظاهرات به عالیترین صورت با شعارهای ضد دیکتاتوری از ابتدا تا انتها بدون هیچ مانعی برگزارشد، چرا که نیروهای انتظامی آمادگی نداشتند.
اما در برگشت که دانشجویان مجددا بصورت تظاهرات بسمت دانشگاه به حرکت در آمدند با سرکوب وحشیانه نیروهای شاه مواجه شده و تعدادی دستگیرشدند.
آری قهرمان ملی جهان پهلوان تختی با شهادتش به دوران تسلیم و سکوت پایان داد. و زمینه ای برای سر باز کردن مجدد تظاهرات ضد حکومتی بود.آخر بعد از سرکوب خونین تظاهرات سراسری ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ وایجاد جو سرکوب و دستگیری فضا بسته شد وتا سال ۱۳۴۷ امکان تظاهرات نبود.
اما شهادت جهان پهلوان تختی ای قهرمان ملی و میهنی دیگر طاقت مردم را لبریز کرد و دست به یک تظاهرات بزرگ زدندونام تختی بدلیل قیمتی که برای مردم رو در روی دیکتاتوری شاه داد برغم شهادتش و برغم خواست شاه اما در تاریخ ایران جاودانه شد، وجرقه تظاهرات اعتراضی درهمان فضای خفقان زده شد بطوریکه وقتی شاه قیمت بلیط اتوبوسهارا دوبرابر کرد مردم چنان تظاهراتی اعتراضی بر پاکردند که شاه مجبور به عقب نشینی شد.
هزاران دروز به روان پاک قهرمان شهید جهان پهلوان تختی







