جهان پهلوان تختی تکرار شدنی است؟
برخی می گویند که جهان پهلوان تختی یک استثنا در تاریخ ایران بوده است.سالیان است که سایه دیکتاتوری و استبداد بر کشور ما ایران سایه افکنده و مردم تحت ستم روزانه با مشکلات اقتصادی و اجتماعی و … مواجهند.
بطور خاص در ۴۶ سال گذشته آخوندهای عقب مانده تلاش کردند که علاوه بر ویرانی ایران و از بین بردن حرث و نسل تمامی ارزش های انسانی را هم در وجود مردم از بین ببرند.
اما از طرف دیگر تاریخ ایران پر است از الگوها و نمونه های شجاعت و آزادیخواهی و انسانیت.
یک نمونه از آنها غلامرضا تختی بود. ورزشکاری مردمی که در مقابل دیکتاتور سر خم نکرد و همواره یار و یاور محرومان و فقرا بود. [جهان پهلوان غلامرضا تختی الگوی یک ورزشکار مردمی + ویدئو]
خاطره ای از زنده یاد غلامرضا تختی
دم غروب بود و باران هم میبارید. هوا کم کم داشت تاریک میشد.
داشتم از زورخونه برمیگشتم و به سمت خانه میرفتم. کنار خیابان چشمم افتاد به سبزی فروشی که کنار خیابان بود.
بیشتر سبزیهایش را نفروخته بود و میشد ناراحتی را در چهره اش دید. یقه پالتوام را صاف کردم و رفتم جلو.
سلام و علیکی با او کردم و دست دادیم و همانجا کنارش ایستادم.
طی مدت کوتاهی مردم که متوجه حضور من در آنجا شده بودند به هوای دیدن من و امضا گرفتن میآمدند و به بهانه سبزی خریدن کنار من میایستادند.
یکساعت نگذشته بود که تمام سبزیهایش فروخته شد و با خوشحالی به خانه رفت.
من هم از دیدن این صحنه راضی بودم و خدا را شکر کردم که امشب پدری شرمنده خانوادهاش نشد.
این مرام تختی بود که باعث شده بود مردم او را از جان و دل دوست داشته باشند و لقب جهان پهلوانی هم برازنده همین انسانیت و شرافت و مردانگیاش بود.
تختی شورش علیه تخت سلطنت!
تختی قهرمانی بود که بیش از قهرمانیش درمسابقه کشتی در رابطه انسانی و مسئولیت پذیری در مورد مردم، قهرمان بود .
آنچه اورا در این مسابقات از بسیاری دیگر ممتاز میکرد قیمتی بود که بخاطر ارزشهای انسانی می پرداخت وهمین موضوع بود که او را به محبوبترین قهرمانان تبدیل کرد.که طبعا او را به دشمن دیکتاتوری شاه تبدیل کرد .قهرمانی که جانش را در این عرصه شرف و انسانیت فداکرد.
تختی در یکی از مسابقات کشتی متوجه ناراحتی دست حریفش میشود. از ابتدای کشتی تا انتها تماما تلاش میکرد که به آن سمت از بدنش نزدیک نشود و این بشدت عواطف تماشاچیها را همراه با اشکهای شوقشان برانگیخت.
به همین دلیل به هرجا که وارد میشد مردم وجوانان عاشقش بودند واورا غرق در احترام میکردند.
روزی در یک مسابقه کشتی در باشگاه شعبان بیمخ در خیابان پارک شهر تهران باید به باشگاه میرفت. غلامرضا پهلوی برادر شاه نیز سرپرستی مسابقات ورزشی را داشت. در روز موعود که جمعیت بسیار زیادی برای مسابقه پهلوان تختی در باشگاه جمع بودند.وقتی غلامرضا پهلوی وارد شد با بی محلی تماشاچی ها مواجه شد .
چراکه مردم دل پرخونی از شاه بعدا از سرکوب خونین تظاهرات ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ وادامه جو خفقان داشتند .بعد از مدتی تختی وارد سالن شد که مردم سقف را روی سرشان گذاشتند.استقبالی که عملا به مثابه دفن غلامرضا پهلوی و شاه بود.درواقع شخصیتی مانند جهان پهلوان باعث میشد که خشم مردم ایران علیه دیکتاتوری شاه درهمان فضای خفقان آشکار شود.
حضور او در هر اجتماعی به مردم امکان میداد که ضدیتشان را علیه شاه علنی و بارز کنند.
نکته دیگر که برای شاه غیر قابل تحمل بود زمانی بود که مجبور بود به برندگان مسابقات ورزشی مدال بدهد.مدال دادن شاه به تختی و برخوردهای سرد تختی ضربه ای به اتوریته شاه بود.
بدلیل محبوبتی که جهان پهلوان داشت و بدلیل اینکه او قهرمان کشتی در مسابقات جهانی بود شاه نمیتوانست او را زندانی و محاکمه و اعدام کند، بهمین دلیل نقشه کشتن جهان پهلوان تختی را کشیدند و اورا مسموم کرده و اعلام کردند که تختی خودکشی کرد.
البته برای مردم کاملا روشن بود که تختی اهل خودکشی نبود و شاه او را کشته است. روزنامه فکاهی توفیق نوشت« غلامرضا غلامرضا را کشت».
این جنایت همان وشعله ورشدن خشم مردم و جوانان از فضای خفقان شاه همان. برای اولین بار بعداز تظاهرات ۱۵خرداد ۴۲ تظاهرات عظیمی در گرامیداشت تختی توسط دانشجویان از دانشگاه تهران به سمت ابن بابویه در جنوب تهران راه افتاد، تظاهراتی بزرگ علیه دیکتاتوری شاه .
اما در برگشت از ابن بابویه که دانشجویان مجددا بصورت تظاهرات بسمت دانشگاه به حرکت در آمدند با سرکوب وحشیانه نیروهای شاه مواجه شده و تعدادی دستگیرشدند.
اما شهادت جهان پهلوان تختی ای قهرمان ملی و میهنی دیگر طاقت مردم را لبریز کرد و دست به یک تظاهرات بزرگ زدند و نام تختی بدلیل قیمتی که برای مردم رو در روی دیکتاتوری شاه داد برغم شهادتش و برغم خواست شاه اما در تاریخ ایران جاودانه شد، وجرقه تظاهرات اعتراضی درهمان فضای خفقان زده شد بطوریکه وقتی شاه قیمت بلیط اتوبوسهارا دوبرابر کرد مردم چنان تظاهراتی اعتراضی بر پاکردند که شاه مجبور به عقب نشینی شد.







