خبرگزاری رویترز روز یکشنبه ۲۸بهمن ۱۴۰۳ گزارش داد، وزیر امورخارجه آمریکا « مارکو روبیو با انتقاد شدید از سیاستهای جمهوری اسلامی، این رژیم را عامل اصلی بیثباتی در منطقه دانست». مارک روبیو اظهار داشت: «پشت هر گروه تروریستی، هر اقدام خشونتآمیز و هر فعالیت بیثباتکننده در منطقه، رژیم ایران قرار دارد».
روبیو تأکید کرد که ایران بزرگترین منبع بیثباتی در منطقه است و گفت: «منظور من از ایران، آیتاللهها و رژیمی است که مردمش از آن حمایت نمیکنند و خود قربانی آن هستند».
وی با اشاره به نقش رژیم ایران در حمایت از حماس، حزبالله، خشونت در کرانه باختری، بیثباتی در سوریه و شبهنظامیان در عراق، خواستار مقابله جدی با این رژیم شد و افزود: «یک ایران هستهیی هرگز نباید وجود داشته باشد؛ چرا که چنین ایرانی خود را از هر فشار و اقدام مصون خواهد دانست».
مارکو روبیو همچنین خاطرنشان کرد که «رئیسجمهور آمریکا نیز به صراحت بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهیی تأکید کرده است».
در همین زمینه
مارکو روبیو: آخوندهای حاکم نماینده مردم ایران نیستند!
تحلیلی بر موضع گیری مارکو روبیو در مورد حکومت ایران
۱. مبانی و اهداف استراتژیک
مارکو روبیو در این موضعگیری به دو نکته کلیدی اشاره میکند. ایران بهعنوان بزرگترین منبع بیثباتی در خاورمیانه میباشد. این ادعا مبتنی بر نقش ایران در حمایت از گروههای نیابتی نظیر حزبالله و حوثیهای یمن و همچنین دخالتهای نظامی در سوریه و عراق است. این اقدامات از دیدگاه آمریکا و متحدانش عامل بیثباتی در منطقه تلقی میشود.
جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، این موضع با سیاست دیرینه آمریکا در منع اشاعه سلاحهای هستهای همخوانی دارد.
۲. منطق و پیامدهای امنیتی
مارکو روبیو بر این باور است که ایران هستهای نهتنها توازن قوا در منطقه را برهم میزند، بلکه میتواند به مسابقه تسلیحاتی در خاورمیانه دامن بزند. کشورهای عربی نظیر عربستان و امارات ممکن است برای مقابله با تهدید ایران بهدنبال سلاح هستهای بروند. همچنین، از دید آمریکا، دستیابی ایران به سلاح هستهای میتواند حمایت از گروههای نیابتی را تشدید کند، چراکه احساس امنیت بیشتری خواهد کرد.
۳. ابعاد دیپلماتیک و بینالمللی
این موضعگیری همچنین بهدنبال جلب حمایت بینالمللی برای اعمال فشار بیشتر بر ایران، بهخصوص در زمینه تحریمها و انزوای دیپلماتیک، است. آمریکا با تأکید بر نقش بیثباتکننده ایران، سعی در همراستا کردن سیاستهای اتحادیه اروپا، کشورهای عربی و حتی روسیه و چین در قبال ایران دارد.
موضعگیری مارکو روبیو منطقی و همسو با سیاستهای سنتی آمریکا در قبال ایران و خاورمیانه است. او سعی دارد با تقویت ادبیات تهدید و بازدارندگی، ایران را به پای میز مذاکره بکشاند یا حداقل از پیشرفت هستهای آن جلوگیری کند.
اما موفقیت این سیاست بستگی به همراهی بینالمللی، مدیریت دیپلماتیک، و اجتناب از تشدید تنشهای نظامی دارد.
یادآوری تجربه تلخ اشغال عراق و ساست مماشات با رژیم ایران
اما در ورای موضعگیری اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، درباره رژیم ایران؛ هر ایرانی و ناظر خارجی که اخبار و تحولات ایران را طی سالهای گذشته دنبال کرده باشد به یاد دارد که در فردای اشغال عراق توسط آمریکا مقاومت ایران مکررا گفت که اشغالگر اصلی در عراق ؛ در واقع رژیم ایران است ولی دولت وقت آمریکا و هیچیک از طرف های سیاسی آن را جدی نگرفتند. و دیدیم که نتیجه تلخ و دردناک آن چه شد! و عراق در سینی طلایی تقدیم آخوندها شد!! بدون آن که به پیامدهای راهبردی آن اندکی فکر کنند.
. اما حالا شنیدن این جملات از وزیر خارجه آمریکا باعث احساس دوگانهای در هر ایرانی و ناظر سیاسی میشود. و نهایتا از این که درک این واقعیت پس از این همه سال انجام میشود و به آن رسیدهاند ؛ شگفت زده شدهاند.
اما ؛ در تحلیل نهایی برای اینکه منطقه و جهان از حضور شیطانی حکومت ولایت فقیه چه از منظر صدور بنیادگرایی و چه تروریسم خلاص شود، تنها راه منطقی سرنگونی این حاکمیت است که تا کنون منطقه را به آتش کشیده است و مردم ایران را شدیدا سرکوب میکند و در عین حال یک آلترناتیو قدرتمند و سازمان یافته و دموکراتیک برای جایگزینی وجود دارد.







