تخریب هورالعظیم به خاطر حفاری نفت توسط سپاه پاسداران
در جریان جنگ اخیر سایر زیرساختهای غیرنظامی و صنعتی نیز هدف قرار گرفتهاند. به گفته سازمان جهانی بهداشت WHO، این موارد شامل حملاتی به تأسیسات نفتی و کارخانههای شیمیایی است که موجب آلودگی آبراههای حساس میشود؛ امری که میتواند به آلودگی آب، غذا و هوا و پیامدهای شدید بهداشتی برای جمعیتهای آسیبپذیر بینجامد.
جنگ پیامدهای عظیمی در منطقه ای که چهار کشور از شش کشور کمآب جهان را دارد، جایی که نمکزدایی آب خلیج فارس درصد قابل توجهی از کل تقاضا را برآورده میکند. برای مثال تا ۷۷.۳ درصد در قطر و ۶۷.۵ درصد در بحرین تأمین آب آشامیدنی به آب شیرین کن وابسته است. تهدیدات تأمین منابع آب، چیزی بیش از آسیبهای جانبی است. آنها در نقطه تلاقی درگیری ها و آسیب پذیری اجتماعی، اقتصادی و اقلیمی قرار دارند. نیازهای آب آشامیدنی در شهرهایی مانند دوحه، دبی یا شهر کویت به سادگی بدون شبکههای تأسیسات نمکزدایی آب خلیج فارس، آب آشامیدنی کشور هایشان قابل تأمین نیست. علاوه بر این، مشخص شده است که عدم دسترسی به آب، چه ناشی از تغییرات اقلیمی باشد و چه ناشی از درگیری، آسیب پذیریهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی را افزایش میدهد که خطر تشدید درگیری، شکنندگی و خشونت را در خاورمیانه و شمال آفریقا به همراه دارد.

نتیجه جنگ فقر و حاشیه نشینی در سرزمینی بسیار غنی
جنگ جدید ایران میتواند بحران آوارگی ناشی از تغییرات اقلیمی را تشدید کند. در جنوب عراق و بسیاری نقاط جنوبی و مرکزی ایران، تنش آبی ناشی از تغییرات اقلیمی، جمعیت روستایی را مجبور به مهاجرت به شهرها کرده است. چنین مهاجرتهایی، پدیده آزار دهنده حاشیه نشینی را سبب شده است. اکنون بسیاری در معرض خطر آوارگی مجدد هستند، ولی این بار نه به دلیل تغییرات اقلیمی، بلکه به دلیل جنگ و معیشت. در حالی که دادههای مربوط به آوارگی در ایران محدود است، برآوردها نشان میدهد که سالانه حداقل دهها هزار ایرانی به دلیل خشکسالی و سایر اثرات اقلیمی، مانند سیل یا تخریب زمین، آواره میشوند. اگر دسترسی به آب پاکیزه به عنوان مثال از طریق افزایش حملات به کارخانههای آب شیرین کن بدتر شود، حتی جمعیتهای ثروتمند در امارات متحده عربی و عربستان سعودی نیز احتمالاً ظرفیت خود را برای ماندن در خانههایشان از دست خواهند داد.
آلودگیهای ناشی از مناقشات نظامی در غرب آسیا، فراتر از آلودگی منابع آب است. روز ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ بر اثر چهار حمله هوایی، تأسیسات ذخیرهسازی و پالایش نفت را در تهران و حومه آن هدف قرار گرفت. این حملات منجر به آتشسوزیهای وحشتناکی شد که پدیدهای موسوم به باران سیاه را پدید آورد. ترکیبی از نفت و بارش که کلانشهری با جمعیتی بین ۹ تا ۱۵ میلیون نفر را تحت تأثیر قرار داد. وخامت وضعیت به حدّی بود که سازمان جهانی بهداشت پس از این حملات، در خصوص آلودگی خطرناک هوا هشدار صادر کرد. این حملات موجب آلودگی هوا با اسید سولفوریک همراه با فلزات کمیاب که بسیار آسیب زا برای سلامت و بهداشت مردم است، شد. مسئلهای که تأثیرات مستقیمی بر سلامت عمومی و ساکنان منطقه پس از حمله داشت، که بسیاری از سردرد و مشکلات تنفسی شکایت داشتند. حتی، قرار گرفتن کوتاه مدت در معرض باران سیاه نیز میتواند منجر به تشدید بعضی از امراض، تحریک چشم، سوزش پوست، افزایش بیماریهای آسم و مشکلات ریویِ شود.
در همین زمینه

آلودگی شدید بر اثر بمباران جایگاههای انبار نفت
از آنجا که ترکیب دقیق آلایندههای بوجود آمده از جنگ مشخص نیست، پیامدهای ناشی از مواجهه مزمن و طولانی مدت آنها با خاک، آب و محصولات کشاورزیِ آلوده هم هنوز کاملاً مشخص نیست. ولی، امراض مشاهده شده، مشابهت زیادی با الگوهای بیماریهای مختلف در عراق پس از جنگهای با ایران و خلیج فارس دارد. در ابعادی وسیعتر، مناقشه جاری چالشهای جدی برای وضعیت آب، بهداشت و نظافت در ایران را ایجاد کرده و موجب افزایش خطر ابتلا به بیماریهای عفونی، تنفسی، اسهال و سایر بیماریهای واگیردار شده است. بیماریهایی که با آواره شدن جمعیت و تراکم بیش از حد افراد در پناهگاهها، زنان و کودکان را بطور نامتناسبی تحت تأثیر قرار میدهند. برآورد میشود که از آغاز جنگ تاکنون، بیش از ۳.۲ میلیون نفر در ایران آواره داخلی شدهاند. سازمان جهانی بهداشت نسبت به افزایش خطر ابتلا به وبا، سرخک، آبله مرغان و گال هشدار داده است. همچنین، کمبود وحشتناک تأمین داروهای ضروری برای بیماریهای غیر واگیردار از جمله انسولین را حاکمیت آخوندی به جای مدیریت غیر اصولی، دزدی و اختلاس خود، به افزایش آوارگی ناشی از جنگ نسبت داده است.

حاشیه نشینی ره آورد آوارگی روستائیان و افراد کم درآمد
یکی دیگر از پیامدهای درگیریهای نظامی، تداوم و بلاتکلیفی آن، سلامت روان عمومی است، آسیبهای بسیار و نادر روانی-اجتماعی را باعث شده و عواقب آن که بر سلامت روان عامه مردم ناشی از تداوم جنگ، نظیر فقر و بیکاری غیر قابل انکار میباشد. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، جمعیتهایی که در معرض درگیریهای مسلحانه قرار دارند، حدود ۱۰ درصد دچار مشکلات جدّی سلامت روان میشوند و ۱۰ درصد دیگر نیز تغییرات رفتاری مرتبط با سلامت روان را تجربه میکنند که موجب اختلال در عملکرد روزمره آنها میشود. این تأثیرات سوء بر روی کودکان شدیدتر است. چرا که آنها با اختلال در جامعه، خانواده، روند تحصیل، وضعیت مسکن، ثبات کانون خانواده و سوء تغذیه مواجه میشوند. عواملی که همگی زمینه ساز اضطراب، بیشفعالی استرس و سایر مشکلات سلامت روان در دوران کودکی هستند و ممکن است حتی تا پایان عمر این دل مشغولی و آشوبهای ذهنی ادامه یابند.
تأثیر درگیریهای نظامی بر سلامت عمومی به خوبی مستند شده و کاهش کمکهای بشردوستانه در سطح جهانی نیز بر شدت آن افزوده است. پیش از آغاز درگیری، منطقه مدیترانه شرقی محل سکونت نزدیک به نیمی از تمام افرادی در جهان بود که به کمکهای بشردوستانه نیاز داشتند. علاوه بر این، مرکز لجستیک جهانی سازمان جهانی بهداشت در دبی نیز در همان اوایل درگیری و به دلیل بسته شدن حریم هوایی دچار اختلال شد امری که بر توانایی این سازمان در توزیع اقلام پزشکی میان بیش از ۱.۵ میلیون نفر در بیست و پنج کشور تأثیر منفی گذاشت.
شرایط اقلیمی خشک در غرب آسیا، که بر اثر جنگ و تغییرات اقلیمی ناشی از آن وخیمتر شده است، این منطقه را در برابر آتشسوزی جنگلها، مراتع و کشتزارها به شدت آسیبپذیر ساخته است. درگیریها خطر آتشسوزی را تشدید میکنند، بطوری که دادههای مربوط به مکان و رویدادهای درگیریهای مسلحانه حاکی از ثبت نزدیک به ۲۰۰ مورد آتشسوزی ناشی از حملات حزبالله یا نیروهای اسرائیل در خاک اسرائیل و لبنان بین مهر ۱۴۰۳ و خرداد ۱۴۰۴ بوده است. درگیریهای اخیر به ویژه اراضی کشاورزی را تحت تأثیر قرار داده و وزارت کشاورزی لبنان در اواخر فروردین ۱۴۰۵ گزارش داد که ۲۲ درصد از زمینهای زیر کشت این کشور طی ماه پیش از آن دچار خسارت شدهاند. این وضعیت، در کنار تشدید بحران جهانی کود ناشی از بسته شدن تنگه هرمز، میتواند به ناامنی غذایی فاجعه باری منجر شود که جوامع روستایی را ناچار به ترک خانههایشان میکند. آتشسوزیهای عمدی و گاها طبیعی در منطقه خاورمیانه و بویژه ایران نیز طی سالهای اخیر موجب آوارگی بیشتر روستا نشینان شده است و انتظار میرود با افزایش آتشسوزیهای ناشی از درگیریها، این پدیده نیز تشدید شود.

چهره زشت فقر و کمبود غذای کافی بر اثر تغییرات اقلیمی و جنگ
نوسانات شدید اقلیمی در سالهای اخیر، خاورمیانه را در معرض خطر فزاینده وقوع آتشسوزی قرار داده است؛ با این حال، ۹۰ درصد از این آتشسوزیها ناشی از عوامل انسانی، همچون شیوههای مخرب مدیریت اراضی و فعالیتهای نظامی، بوده است. در جریان درگیریهای سراسر خاورمیانه، آتش زدن زمینهای کشاورزی و محصولات حیاتی از نظر اقتصادی در کانونهای حاصلخیز، با هدف کسب منافع سیاسی صورت میگیرد و از آنجا که دسترسی به مناطق درگیری دشوار است، اجرای مقررات مربوط به مدیریت اراضی نیز با چالش مواجه است.
ارزیابی میزان خسارات ناشی از جنگ در مناطق روستایی دورافتاده، بسیار دشوار است. تشدید پیامدهای اقلیمی ناشی از درگیریها، فرآیند پایش زیستمحیطی آن را پس از وقوع آتشسوزیها نیز پیچیده تر میکند. روستاهای زنجان و تبریز در پی گسترش آتشسوزیهایی که متعاقب حملات اسرائیل و آمریکا به تأسیسات نظامی اطرافشان رخ داد، با چالشهای بغرنج مدیریت بحران دست به گریبان بودند. وضعیتی که جمعیت محلی را در معرض دیاکسینها و فورانهای بسیار سمی قرار داد.

سوختن منابع نفتی عراق در جنگ خلیج
نتیجه گیری:
حاکمیت مذهبی ایران از ابتدای پیدایشش، یعنی بعد از انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷، جنگ را موهبت الهی میدانست. بنابر همین دکترین، جنگ ایران و عراق را که میتوانست خیلی زودتر پایان یابد هشت سال طول داد. در همین راستا، هیچگونه تلاش واقعی برای جلوگیری از عوامل تنش زای زیست محیطی و اقلیمی ناشی از جنگ که روی ایران و منطقه تأثیر میگذاشت، نکرد.
از نظر تاریخی، نظامهای حکمرانی و دیکتاتوریهای متکی به شخص، نظیر نظام شاهی و ولایت فقیه، منجر به شورشها و درگیریهایی، بر سر آب، انرژی و مواد غذایی شده و موجبات تشدید آوارگی را فراهم کرده است. وضعیتی که بیشترین آسیب را به افراد کم درآمد، کشاورزان، روستائیان، زنان و کودکان وارد میکند.
اکنون، تنها طرفی که خواهان ادامه این جنگ ویرانگر با تمام تبعات آن در خاورمیانه میباشد، حاکمیت مذهبی ایران است. چون هزینه صلح این رژیم به معنی سرنگونی آن بدست مردم ایران و مقاومت سازمانیافته ایران است. این جنگ همجنین، پیامدهای سیاستهای مصرف بیرویه آب و سیستمهای انرژیبر مانند تأسیسات آبشیرینکن را که اکنون با تهدیدهای فزایندهای روبرو هستند، آشکار ساخته است. تاکنون، جنگ ایران خسارتی بالغ بر ۵۸ میلیارد دلار به زیرساختهای انرژی وارد کرده و درآمد گردشگری منطقه نیز روزانه حدود ۶۰۰ میلیون دلار کاهش یافته است. امری که ظرفیت کشور های حوزه خلیج فارس را برای تخصیص منابع به اقدامات سازگاری و تابآوری جوامع خود، بیش از پیش محدود میسازد.
چه باید کرد؟ دنیا، به اندازه بسیار زیاد با همه جنایت های رژیم آخوندها مماشات کرد. واقعیتهای میدانی دو جنگ هم ثابت کرد که این رژیم را با بمباران و موشک نمیتوان سرنگون کرد. در نهایت یک راه منطقی پیش روی جهان باقیمانده است: سرنگونی این رژیم ضد بشری بوسیله مردم ایران و مقاومت سازمانیافته اشان، کانونهای شورشی.








