به قلم: نظام میرمحمدی حقوقدان و کارشناس مسایل ایران
رژیم ایران چگونه از بن بست مرگبار راه گریز پیدا میکند؟ دوستداشتن حیات، غریزهای است که انسان آن را هنگامی که با تهدیداتی روبهرو میشود که به نابودیاش منجر خواهد شد؛ بهشدت احساس میکند. انسان در چنین موقعیتهایی واکنشهای متفاوتی از خود نشان میدهد تا خطر را از خود دور کند و بهزندگی ادامه دهد. اما در مواردی که شمشیر پیش از هشدار فرود آید، او میداند که این پایان ناگزیرش است و هیچ توانی برای تغییر سرنوشتش ندارد. بیتردید، رژیمهای دیکتاتوری که در خودشیفتگی افراطی غرق شدهاند، به بقای خود در قدرت چنگ میزنند و نهتنها تمایلی بهترک آن ندارند، بلکه برای حفظ آن به هر کاری دست میزنند، تا جایی که به ارتکاب هولناکترین و خونبارترین جنایات روی میآورند. اما همانطور که تاریخ به ما آموخته، رژیمهای دیکتاتوری هنگامی که زمان پایانشان نزدیک میشود، هر تلاشی که برای جلوگیری از آن انجام دهند، مانند کسی است که بخواهد جلوی آمدن روز یا طلوع خورشید را بگیرد!
عقبنشینی بیسابقه نقش و نفوذ رژیم ایران درمنطقه
از اواخر سال ۲۰۲۴، پس از آنکه جهان شاهد عقبنشینی بیسابقه نقش و نفوذ رژیم ایران در منطقه بود که نهتنها با افزایش، بلکه با چند برابر شدن فشارهای بینالمللی بر آن همراه شد و این فشارها با تحریمهای حداکثری که ترامپ بر این رژیم اعمال کرد به اوج خود رسید، وضعیت داخلی رژیم ایران نیز با دشواریهای بسیاری روبهرو شده است. نارضایتی مردمی از رژیم ایران بهدلیل شرایط وخیمی که سیاستهای مشکوک آن به بار آورده، روزبهروز افزایش مییابد. در چنین شرایطی، آنچه علی خامنهای در سخنرانی تلویزیونی خود در روز جمعه ۱۲مارس جاری اعلام کرد که: «آمریکاییها باید بدانند که تهدیدها در برابر ایران کارساز نخواهد بود»، به هیچ وجه نه برای جهانیان و نه بهویژه برای مردم ایران، قابل باور و پذیرفتنی بهنظر نمیرسد.
آیا رژیم ایران نیروی نیابتی ندارد یا خامنهای دروغ میگوید؟
پس از ضربات سختی که رژیم ایران در سوریه و لبنان دریافت کرد و اکنون در یمن نیز با آن مواجه است -جایی که نیروهای نیابتی رژیم ایران به اجرای دستورات آن برای برهم زدن امنیت و ثبات منطقه و جهان مشغولاند- خامنهای در سخنرانی مذکور خود مدعی شد که: «سیاستمداران اروپا و ایالات متحده در اشتباهاند که حوثیها را نیروهای نیابتی ایران مینامند؛ تهران نیازی به نیروهای نیابتی ندارد.» اما این سخنان را هیچکس در جهان باور نمیکند، بهویژه مردم خشمگین و ناراضی ایران که از هدررفتن منابع عظیم کشور در ماجراجوییهای رژیم ایران به قیمت نابودی اقتصاد کشور و سفرههایشان به ستوه آمدهاند. این در حالی است که مردم ایران در چندین قیام، شعارهایی علیه مداخلات رژیم در کشورهای منطقه سر دادهاند. همچنین مقاومت ایران پیوسته این مداخلات را رد و محکوم کرده و از کشورهای منطقه و جهان خواسته است تا با این اقدامات مقابله کنند، رژیم را از کشورهای منطقه بیرون برانند و دستهای نیابتی آن را قطع کنند.
درهمین زمینه
موشک پرانی خامنه ای برای گریز از کدام بن بست؟
حکومت ایران در اتاق تنفس مصنوعی قرار دارد
آنچه امروز در ایران، منطقه و در روابط این رژیم با جامعه جهانی که شاهد تنشهای بیسابقهای است در جریان است، همگی نشاندهنده این است که رژیم ایران، که اساساً در اتاق تنفس مصنوعی قرار دارد، ممکن است هر لحظه مرگ بالینیاش اعلام شود. کار از کار گذشته و رژیم دیگر نمیتواند نیرو و سلامت خود را بازیابد. قطار عمرش بهسوی ایستگاه پایانی در حرکت است، جایی که گور در انتظارش نشسته، اما این واقعیتی است که رژیم نه آن را درک میکند و نه میتواند بپذیرد!
عطف به همین وضعیت لرزان رژیم خامنهای، مقاومت ایران خطاب به مردم ایران میگوید:
«تکیهگاه خامنهای در منطقه سرنگون شد، به هژمونی او ضربه سنگینی وارد شد. نیروی نیابتی اصلیاش از کار افتاد. پایگاه اجتماعی آن دچار گسست و وارفتگی شد و حالا بر سر دو راهی خودکشی یا مرگ قرار گرفته است».
اما در جبهه مردم و مقاومت و قیام و سرنگونی، دوران اعتلای فعالیت های انقلابی جوانان شورشی و رزم و نبرد در شهرهای شورشی است و زمان شکلگیری قیام سازمانیافته فرا رسیده است.
چه مژدهیی از این بهتر که در جامعه ایران، موقعیت انقلابی برای سرنگونی رژیم فراهم شده است.







