انتخابات مجلس ایران در اوج نگرانی از یک قیام دیگر!
در حالی که رژیم ایران در باتلاق بحرانهای کشندهای دست و پا میزند، مجبور است که انتخابات مجلس خودش را، که زمانبندی آن فرا رسیده است نیز برگزار نماید. این رژیم در طی ۴۰سال حاکمیت در ایران، تاکنون ۱۰ دوره انتخابات برای مجلس برگزار کرده است و قرار است که در ۲اسفند، یازدهمین دور انتخابات مجلس را برگزار کند. در یک بررسی کلی، بروشنی دیده میشود که از همان اسفند سال ۵۸ که اولین انتخابات مجلس برگزار شد، نمایندگان انتخاب شده، به صلاحدید و انتخاب خمینی بود و با دخالت و تقلب بسیار در شمارش و اعلام آرا، نمایندگان گروههای سیاسی را بطور کامل از وارد شدن به پارلمان کشور محروم کردند.در این دور نیز تا کنون مرحله ثبتنام و تصفیه کاندیداها را پشتسر گذاشتهایم.
تحلیل گران معتقدند اگر مجبور به پایبندی به برگزاری انتخابات در این زمانبندی نبود، در نگرانی جدی از اوجگیری مجدد قیام اصلا تمایلی به برگزاری آن نداشت و تلاشش این بود که آن را به عقب بیندازد.
هرچند موضوع انتخابات، در رژیمی که خامنه ای به عنوان ولیفقیه فراتر از قانون قرار دارد و نظر او را نظری خدا میدانند، اساسا موضوعیتی ندارد و نمایشی بیش نیست.
اما بخاطر آنکه این رژیم قرون وسطایی در دوران جدید خود را به عنوان یک کشور دموکراتیک عرضه کند؛ مجبور به تن دادن یک انتخابات نمایشی است. با اینحال، نمایش انتخابات این رژیم، از سال ها قبل از جمله امسال صحنه رقابت باندهای مافیایی حاکم بر کشور بوده و همواره عامل تشدید بحرانهای درونی رژیم بوده و هست.
تحولات در مورد انتخابات نمایشی مجلس تا کنون نشان میدهد که خامنهای که در سیاست خارجی و داخلی تنها راه خود را انقباض هرچه بیشتر در حاکمیتش میداند، تصمیم گرفته است که در مجلس آینده نیز بطور کامل ترکیب آن را از مهرههای وابسته و وفادار به خودش بچیند. چرا ؟ تا بتواند برای شرایط غیرقابل پیشبینی در آینده، در دربرابربحرانها ، قدرت مانور کافی و به خیال خودش مقابله داشته باشد.
از طرف دیگر ؛ حسن روحانی رییس جمهور رژیم و نیروهای وابسته به او نیز از هم اکنون متوجه شدهاند که در ترکیب آینده مجلس، هم بسیاری از آنها حذف خواهند شد. به همین دلیل روحانی با در اختیار داشتن وزارت کشور که مسئول برگزاری انتخابات و کنترل آن است، به خامنهای فشار میآورد که اگر با همین روال بخواهد انتخابات را برگزار کند، او نیز در مهندسی انتخابات همکاری نکرده و آمار واقعی شرکت کنندگان را محسوب و اعلام میکند.
چرا که در هر دورهای میزان مشارکت مردم در انتخابات بسیار پایین است و رژیم با ده برابر کردن آمار، میزان شرکت کنندگان را اعلام میکند، روحانی مترصد آنست که با این حربه بتواند تعداد بیشتری از هم باندیهای خود را بر کرسیهای مجلس آینده بنشاند.
روحانی در این جنگ، واقعیت پشتپرده تمام نمایشات انتخاباتی رژیم را افشا نمود و گفت: «اینکه نمیشود جای دیگری انتصاب بفرمایند و بعد مردم پای صندوق بروند تشریفات انتخابات را انجام دهند. خوب، حالا اگر میخواهیم برویم پای صندوق رأی بدهیم، بهشما میگویند بروید وارد یک فروشگاه بزرگ شوید و یک جنسی را انتخاب کنید. اگر یک جنس بیشتر نیست، یک مارک هم بیشتر نیست، دیگر انتخاب لازم نیست. ».
واقعیت این است که چنین بحرانی که رژیم در بحث انتخابات در پیش دارد، علاوه بر بحرانهای اصلی است که رژیم در صحنه داخلی و بینالمللی دارد و هرچه جلوتر میرویم، بیشتر و بیشتر کلیت رژیم را در گرداب خود میکشد. از طرف دیگر خامنهای و دیگر مقامات رژیم، قیامهای آبان و دی ۹۸ را همچنان در خاطر دارند و میدانند که این قیام خاموش نشده و در هر فرصت ممکنی، دوباره تمامیت رژیم را بچالش میکشد. به همین دلیل، کلیه مقامات رژیم در نگرانی از قیام مجدد، بشدت حساب شده به موضوع انتخابات میپردازند. زیرا بخوبی میدانند که مردم از هر دو باند خامنه ای و روحانی و اصلاح طلب و اصول گرا در این رژیم عبور کردهاند و خواهان براندازی تمامیت آن هستند و به نمایش انتخابات مطلقا اهمیتی نمیدهند.
اما متاسفانه در تمامی انتخابات این رژیم، چه در زمینه انتخابات ریاست جمهوری و یا انتخابات مجلس، اصل بر مهندسی کردن انتخابات، و در آوردن رئیس جمهور و یا نمایندگان مطلوب خامنه ای بوده و هست. متاسفانه بدلیل جاری بودن سیاست مماشات با این رژیم از طرف غرب، هیچگاه چنین دستاندازی به آرای مردم، مورد انتقاد واقع نشده و برعکس، با تائیدهای ریاست جمهورهای انتخاب شده و یا نمایندگان راه یافته به پارلمان، آنان را نمایندگان مردم خوانده و همواره با آنان دست دوستی و همکاری دادهاند.
هر چه از سالهای اولیه انقلاب فاصله میگیریم، بروشنی دیده میشود که مشروعیت این رژیم هر سال کاهش یافته و مردم دیگر رغبتی به شرکت در نمایشات انتخاباتی آن نشان ندادهاند.
بطوریکه حتی عباس عبدی یکی از مهره های به اصطلاح اصلاح طلب در مصاحبهای، میگوید: «این برنامهیی که به نام انتخابات در حال رقم خوردن است، در واقع یک نوع تسویه حساب با نیروهای قبلی است.».
و یا موحدی کرمانی از مقامات حکومتی اخیرا گفت: «خدا نکنه یک وقت مطلع بشویم که عده کمی در انتخابات شرکت کردهاند».
اکنون باز هم خامنهای بر سر یک دو راهی دیگری قرار گرفته است. جراحی و تصفیه نیروهای وابسته به روحانی منجر به بروز شکاف میشود و از طرف دیگر سرباز زدن از این جراحی و تصفیه ؛ پذیرش یک شکاف در شرایط بسیار حساس کنونی است.
اما واقعیت این است که سرانجام هر یک از این دو راه تضعیف جدی تمامیت رژیم و شخص خامنه ای را به همراه دارد. خامنه ای مجبور به انقباض است اما شرایط بحرانی و انفجاری جامعه ایران به خامنهای اجازه نمیدهد که چنین اقداماتی را با قاطعیت در مورد رژیم خودش انجام بدهد چفت و بستهای ولایتش را مستحکم کند و جامعه حاضر نیست تن به چنین حکومتی بدهد. گسترش جنبش اجتماعی و اعتراضات مردم بهستوه آمده از گرانی و تورم فزاینده و افزایش تحریم های کمر شکن از نمونه ها و دلایل آن است.
بیشتربخوانید:
انتخابات یا انتصابات ؟ تیغ سانسور بر گردن روحانی .
خیمه شب بازی انتخابات مجلس ثبت نام گلّه ای، حذف فلّه ای
نمایش انتخابات و هراس از اوجگیری قیام
تشبیه خامنهای با شاه بر سر قبر خمینی







