وقتی جنایتکاران با دروغ و دغل به میدان میآیند تا تروریسم افسارگسیخته حکومت ولایت فقیه را بپوشانند. محسن رفیقدوست، یکی از مهرههای کلیدی حکومت ولایت فقیه در دهههای گذشته، با افشاگریهای تکاندهندهاش درباره ترور مخالفان در خارج از کشور و استفاده از بمبهای شیمیایی در جنگ به دستور خمینی، آبرویی برای این نظام باقی نگذاشت. او که سالها در مناصب حساس از جمله وزارت سپاه و ریاست بنیاد مستضعفان فعالیت داشت، با صراحت از نقش مستقیم حکومت ولایت فقیه در عملیات تروریستی و جنایات جنگی پرده برداشت. این اعترافات نهتنها مهر تأییدی بر کارنامه سیاه حکومت خامنهای است، بلکه نشان داد که تروریسم و جنایت، بخشی جداییناپذیر از DNA این نظام است؛ نظامی که جامعه جهانی آن را بهحق «بانکدار تروریسم» لقب داده است.
ترور در ذات ولایت فقیه؛ رجایی و انکار مضحک واقعیت
در واکنش به این افشاگریها، حکومت که قافیه را باخته بود، غلامعلی رجایی را بهعنوان یک بهاصطلاح «تحلیلگر سیاسی» به میدان رسانهای فرستاد تا با دروغپردازی و فرافکنی، چهره کریه نظام را تطهیر کند. رجایی در گفتوگویی با رسانه حکومتی «دیدار» در تاریخ ۲۰اسفند ماه ۱۴۰۳مدعی شد: «در اسلام [بخوانید حکومت ولایت فقیه] چیزی به اسم ترور نداریم. کسی به امام پیغام داد که میتوانم شاه را بکشم، اما امام اجازه نداد و گفت چنین کاری نباید بکنیم.» این ادعای مضحک در حالی مطرح میشود که تاریخ انقلاب و پس از آن، پر است از شواهد همدلی خمینی با سلطنت و ترس او از هزینه دادن در مبارزه واقعی با دیکتاتوری. خمینی، موجسواری قهار بود که با شیادی و عوامفریبی، انقلاب مردم را بهسرقت برد و لقب «سارق بزرگ قرن» را از آن خود کرد؛ دیکتاتوری که رسانههای جهانی او را منفورترین چهره معاصر نامیدند.
اما واقعیت چیست؟ سپاه قدس، بازوی تروریستی حکومت ولایت فقیه، سالهاست که مسئولیت ترور مخالفان در خارج از مرزها را بر عهده دارد. از قتلهای زنجیرهای تا عملیات برونمرزی، پرونده تروریسم این نظام آنقدر سیاه و شرمآور است که هیچ دروغی نمیتواند آن را پاک کند. تلاش رجایی برای انکار این حقیقت، چیزی جز عوامفریبی ناشیانه نیست که هرگز نمیتواند لکه ننگ تروریسم را از پیشانی حکومت آخوندی بزداید.
فساد بیسابقه و خودسری آخوندها؛ آبرویی که دیگر برنمیگردد
رجایی در بخش دیگری از فرافکنیهایش، به فساد گسترده در نظام اشاره میکند و میگوید: «خودسریهایی وجود داشته و هنوز هم هست. فساد چای دبش و ماجرای صدیقی آبرویی از نظام برد که به سادگی جبران نمیشود.» او با این اعتراف ناخواسته، پرده از حجم عظیم دزدی و چپاول سران نظام برمیدارد؛ فسادی که به گفته خودش در طول تاریخ بیسابقه است. اما بهجای پاسخگویی، بحث را به حاشیه میبرد و با ژست تعجب از احکام صادره، سعی در کمرنگ کردن جنایات دارد. این در حالی است که رسواییهایی چون چای دبش و زمینخواری صدیقی، تنها نوک کوه یخ فساد سیستمی در این حکومت هستند که دیگر هیچ ترفندی نمیتواند آن را پنهان کند.
در همین زمینه
وزارت خارجه آمریکا: حکومت ایران حامی اصلی تروریسم است
جنایتکاران و ناتوانی در برابر مردم؛ وقتی دروغ هم چارهساز نیست
رجایی در ادامه ادعا میکند: «مسئولین ما نمیدانند با مردم چگونه صحبت کنند. نمیدانند چه بگویند و چه نگویند. چرا اینقدر حرف میزنند؟» این اعتراف، خود گواهی است بر شکاف عمیق میان جنایتکاران حاکم و مردمی که دیگر فریب شعارهای توخالی را نمیخورند. طبیعی است که سران این نظام، که دستشان به خون و جیبشان پر از غارت است، نتوانند با مردم رو راست باشند. جنایت بهخصوص تروریسم افسارگسیخته حکومت ولایت فقیه را نمیتوان با نیرنگ پوشاند و دروغ، دیگر نمیتواند پرده بر جنایات این نظام بکشد.
او همچنین در تناقضی آشکار میگوید: «اینجور حرف زدن، خطاها را پای نظام نوشتن است. مثلاً گفتند وقتی عراق شیمیایی زد، امام گفته شما هم بزنید. اینها اسرار جنگ است و نباید گفته شود.» رجایی با این اظهارات، هم استفاده از سلاح شیمیایی را تلویحاً تأیید میکند و هم سعی دارد افشاگری رفیقدوست را کم اهمیت جلوه دهد. اما این فرافکنی ناشیانه، تنها عجز رژیم را در برابر حقیقت عریان نشان میدهد؛ حقیقتی که رفیقدوست با صراحت برملا کرد و رجایی با بلاهت سعی در پنهان کردنش دارد.
حکومت در بنبست؛ تروریسم و فساد، دو روی یک سکه
افشاگریهای رفیقدوست و پاسخهای آشفته رجایی، دو واقعیت را عیان کرد: نخست، اینکه تروریسم و جنایت، ستونهای اصلی حکومت ولایت فقیه هستند که هیچ انکار و فرافکنیای نمیتواند آن را مخفی کند. دوم، اینکه این نظام در باتلاق فساد و ناکارآمدی چنان فرو رفته که حتی مهرههای رسانهایاش هم نمیتوانند با دروغ و دغل، چهره کریه آن را بزک کنند. جامعه جهانی این حکومت را بهعنوان حامی تروریسم میشناسد و مردم ایران، آن را غارتگر سفرههای خود میدانند. رجایی و امثال او، تنها با این فرافکنیهای بلاهتبار، ناتوانی نظام در برابر اراده مردم را به نمایش میگذارند؛ مردمی که دیگر نه فریب میخورند و نه سکوت میکنند.







