در جامعه فعلی ایران، زخم ناسوری عمیق ریشه دوانده است. اعتیاد همچون زخمی است که زندگی میلیونها نفر را تباه کرده و تار و پود خانوادهها را از هم گسسته است. اعتیاد، بلایی خانمانسوز است که دامن هیچ قشری از جامعه را بینصیب نگذاشته است. از جوانان گرفته تا میانسالان و حتی زنان و کودکان، طعم تلخ اعتیاد را چشیدهاند.
صحبت های طلبکارانه امام جمعه بندرعباس زنگ خطری تکاندهنده است که قلب هر ایرانی دلسوزی را به درد میآورد. چهار تا پنج میلیون نفر معتاد! یعنی فاجعهای انسانی که در سکوت فریاد میزند. هر کدام از این آمار، داستانی غمانگیز از یک زندگی تباه شده، یک خانواده از هم پاشیده و امیدهایی که به دود تبدیل شدهاند، روایت میکند.
بیشتر از ۱۰میلیون نفر در ایران معتاد هستند
صحبتهای آخوند عبادی زاده امام جمعه نمایش جمعه بازار بندر عباس در تاریخ ۹تیر از تلویزیون حکومتی پخش شد که روایت از یک فاجعه است. او گفت: «نزدیک به چهار ـ پنج میلیون نفر درگیر اعتیاد هستند در کشور ما چهار ـ پنج میلیون نفر یعنی چی؟ یعنی چهار، پنج میلیون آدم هر آدمی توی یک خانواده شما معدل اون را دو ـ سه نفر هم حساب کنید دو نفر هم حساب کنید یعنی ده میلیون آدم توی کشور ما درگیر این بیماری است».
واقعیت اینکه آمار ارائه شده غیر واقعی است و آمار معتادان امروز در کشور ستم زده ایران رقمی باور نکردنی و فاجعه آمیز دارد. عوامل حکومتی همیشه تلاش میکنند که آمار را بسیار پایین نشان بدهند. دلیل اصلی آن هم تاثیرات بشدت منفی اجتماعی که ایجاد میکند و همه حکومت خامنهای را مقصر این وضعیت میدانند.
طلبکاریهای آخوند عبادی در مورد آمار معتادان
آنچه که مسلم است مسبب اصلی فاجعه آمار وحشتناک معتادان درکشور محصول سیاستهای ضد بشری و ضد ملی حکومت ولایت فقیه است. حال به جای پاسخگویی که چرا حکومت ولایت فقیه جامعه را به این صورت تباه کرده است، این آخوند حکومتی معلوم نیست از چه کسی طلبکاری میکند. البته وقاحت خاص آخوندی حکم میکند که اینگونه طلبکاری کند.
او میگوید: «در رابطه با اعتیاد، چقدر خانوادههایی که دارند در اثر اعتیاد متلاشی میشوند چقدر مفاسدی که دارد ذیل اون شکل میگیرد. چه بارهای سنگین هزینههای بهداشتی هزینههای درمانی بر دولت دارد تحمیل میشود بر خانوادهها دارد تحمیل میشود. اینها اسفناک است چقدر تغییرات در ارزشهای فرهنگی جامعه ما دارد از قبَل مواد مخدر انجام میشود اینها درد نیست؟ اینها رنج نامه نیست؟
نباید یک فکر اساسی برای اینها کرد؟ چقدر پروندههای قضایی که امروز دستگاه قضایی ما مستقیم یا غیرمستقیم درگیر با این پروندههاست و معلول مواد مخدر است چه مستقیم چه غیرمستقیم. اینها چقدر هزینه دارد تحمیل میشود تو بخشهای ما چقدر هزینهها بر پلیس ما دارد تحمیل میشود برای مبارزه با این قضیه….».
بیشتر بخوانید
انتخابات پوشال است، الان زمان انقلاب است
مشکل درکجاست که جامعه در بحران اعتیاد گرفتار است؟
این معضل اجتماعی، ریشه در عوامل مختلفی دارد. فقر، بیکاری، نابرابری اجتماعی، کمبود امکانات آموزشی و تفریحی، و مشکلات خانوادگی، از جمله عواملی هستند که افراد را به سمت مواد مخدر سوق میدهند. اما اعتیاد فقط یک مشکل فردی نیست. این معضل، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گستردهای نیز به دنبال دارد.
افزایش جرم و جنایت، ناامنی، فروپاشی خانوادهها، و افت بهرهوری، فقط گوشهای از پیامدهای شوم اعتیاد در جامعه هستند. این فاجعه غولی بیرحم است که بر سرزمین ایران سایه افکنده و تار و پود زندگی میلیونها انسان رادر معرض خطر قرار داده است اما سوال اصلی اینجا می باشد که چه کسی عامل این جنایت و معضل اجتماعی است؟
جایی که سایه بیعدالتی بر سر زندگی انسانها سنگینی میکند، غولی هولناک به نام اعتیاد ریشه دوانده است. این غول بیرحم، قربانیان خود را از میان مردمی مییابد که در چنبره سیاستهای غلط و بیتوجهی حاکمان اسیر شدهاند.
فقر، ریشه اصلی بسیاری از معضلات اجتماعی، از جمله آمار دهشتناک معتادان است. زمانی که مردم در تامین نیازهای اولیه زندگی خود مانند خوراک، پوشاک و مسکن با مشکل مواجه باشند، به راحتی در این دام گرفتار میشوند. سیاستهای غلط و بیتوجهی حاکمان بیلیاقت اندیشه ولایت فقیه، فقر را در جامعه تشدید میکند. عدم ایجاد فرصتهای شغلی، نابرابری اقتصادی، و فساد، از جمله عواملی هستند که به گسترش فقر و در نتیجه افزایش معتادان در جامعه دامن میزنند.
نظریه کارشناسی در مورد علل افزایش معتادان درجامعه آخوند زده ایران
در گوشه و کنار ایران، مردم در زندگی سخت و جانکاه طعم تلخ فقر را میچشند. آنها در خانههای محقر زندگی میکنند، از شغل و درآمد ثابتی برخوردار نیستند و به سختی میتوانند نیازهای اولیه زندگی خود را تامین کنند. این فقر، زمینه را برای روی آوردن به مواد مخدر فراهم میکند. بسیاری از افراد، به دلیل ناامیدی از زندگی و برای رهایی از مشکلات خود، به پناهگاه اعتیاد پناه میبرند.اما فقر، یک معضل خود به خود نیست. این معضل، ریشه در سیاستهای غلط و بیتوجهی حاکمان دارد.
حکومتهایی که به جای رفاه و آسایش مردم، فقط به دنبال حفظ قدرت خود هستند، زمینه را برای گسترش فقر و نابرابری در جامعه فراهم میکنند. آنها با عدم ایجاد فرصتهای شغلی، توزیع ناعادلانه ثروت، و فساد، به طور مستقیم در تشدید فقر و اعتیاد در جامعه نقش دارند. این وضعیت مصداق بارز حکومت ولایت فقیه است که نتیجه و محصول حکمروایی تباهی جامعه بوده است. تنها مردم درشرایطی از این وضعیت بحرانی نجات پیدا میکنند که ریشه همه نابسامانیها از جمله فقر کنده شده و این امر با سرنگون کردن حکومت ولایت فقیه محقق خواهد شد.







