مهاجرت ایرانیان به دلیل اشغال ایران توسط آخوندهای سرکوبگر
روزنامه حکومتی فرهیختگان در تاریخ ۲۸بهمن ماه ۱۴۰۳به موضوع مهاجرت ایرانیان به کشورهای غربی پرداخته است. بررسی رسانه حکومتی بر پایه جعل واقعیتهای موجود در ایران تحت اشغال آخوندها میباشد. رسانه حکومتی فرهیختگان در این مورد می نویسد:
«موضوع مهاجرت ایرانیان به کشورهای غربی در سالهای اخیر، به یکی از مسائل پربحث تبدیل شده است. درحالیکه برخی افراد، با انگیزههای اقتصادی، تحصیلی یا شخصی راهی خارج از کشور شدهاند، روایتهای مختلفی از تجربه این مهاجران به گوش میرسد؛ از نخبگانی که به دنبال رشد و توسعه علمی رفتهاند تا کسانی که فریب تبلیغات رسانهای را خوردهاند…».
در همین زمینه
مهاجرت ایرانیان نتیجه سرکوب آزادیها و فقر و تنگدستی
هر حکومتی که آزادیها را محدود کند طبعا مردم آن کشور تحمل زندگی در شرایط سخت استبداد و سرکوب را ندارند. زیرا آزادی جوهره انسانی هر فرد را تشکیل میدهد و به هیچ قیمتی حاضر نیست که توسط حکومتهای مستبد به بند کشیده شود و فروغ آن خاموش گردد.
بعد از انقلاب ضد سلطنتی مردم تازه رها شده از یوغ استبداد برای زمان کوتاهی این حس را داشتند که ایران خانه و محل زندگی آنها میباشد، اما دیری نگذشت که استبداد سیاه سلطنت شیخ حاکم شد. این استبداد تحت لوای دین چهار دهه است که جان مردم ایران را به لب رسانده است. محصول این استبداد برای مردم ایران سرکوب آزادی، دستگیری زندان، شکنجه، اعدام و جنگ و کشتار از یک سو و از سوی دیگر فقر و بیکاری و اعتیاد و دهها معضل دیگر از جمله گرانی و تورم و بیخانمانی و کودکان کار که همچون زخمی کهنه پیکرهی ایران این خانه باستانی مردم را به ورطه نابودی کشانده است.
اگر تا کنون این وطن خانه مادری همه ایرانیان خاکستر نشده است، به دلیل ستارههای پرفروغ و شهابهایی بوده است که در شب سیاه ستم آخوندی برای زنده نگه داشتن نام ایران وایرانی از همه چیزشان گذشتهاند و این امید را در دل مردم ایجاد کردهاند که صبح رهایی و پیروزی و سپیده دم آزادی با سرنگونی حکومت مستبد ولایت فقیه فرا خواهد رسید.
توصیههای ناشیانه یک رسانه برای حکومت مرگ و تباهی
رسانه حکومتی فرهیختگان بدون اینکه شولای شرم را از درون مایه نفرت انگیز خود بردارد اقدام به توصیههایی میکند که عمق جهالت رسانهای این روزنامه را برملا میکند. این رسانه حکومتی که گویا از خوابهای پنبه دانهای بیدار شده مینویسد: «سیاستهای کشور باید بهگونهای باشد که زمینه بازگشت ایرانیان مهاجر، بهویژه نخبگان و متخصصان فراهم شود. بسیاری از این افراد دارای استعدادها و ظرفیتهایی میباشند که میتواند در راستای پیشرفت کشور به کار گرفته شود». این فرافکنیها در شرایطی است که هرروز تعداد بیشتری از زیر استبداد سیاه ولایت فقیه مهاجرت میکنند و آمار آن در رسانههای حکومتی بیداد میکند.
در سلطنت ولایت فقیه ایران متعلق به همه ایرانیان نیست
این رسانه حکومتی مدعی است : «سیاستهای بازگشت مهاجران نباید تنها محدود به شعار باشد، بلکه باید برنامههای اجرایی مشخصی برای آن در نظر گرفته شود. تسهیل بازگشت، ایجاد مشوقهای اقتصادی و شغلی برای نخبگان و همچنین تضمین حقوق و امنیت کسانی که قصد بازگشت دارند».
این توصیههای ناشیانه در شرایطی صورت میگیرد که سیل مهاجرت اعم از پرستاران و کادر درمان یا نخبگان کشور به دلیل محدودیتهای شدید صورت میگیرد. سیل مهاجرت به دلیل افزایش سرکوب و عدم پذیرش اندیشه عقب مانده و کهنه ولایت فقیه از جانب مردم بخصوص نسل جوان که نتیجهای جز محرومیت از مواهب زندگی و آسایش و آرامش و انتخاب آزادانه در آن جایی ندارد، صورت میگیرد. ایرانیان حاضر نیستند که در قفس اندیشه ولایت فقیه زندگی شان را تباه کنند و به همین دلیل تمامی رنج و محنت مهاجرت را به جان میخرند و زندگی در غربت را بر زندگی در حاکمیت ستمگر ولایت فقیه ترجیح میدهند.
دو لبه قیچی که ایرانیان را از خاکشان میبُرد
رسانه حکومتی فرهیختگان با فرافکنی سعی میکند که مهاجرت ایرانیان را محصول سیاه نمایی یا تبلیغات عوامل بیگانه قلمداد کند. این رسانه حکومتی برای اثبات فرافکنی و جعل حقایق مینویسد: «مهاجرت یکی از پدیدههای پیچیده اجتماعی است که نمیتوان آن را تنها از یک زاویه دید. در سالهای اخیر با افزایش مهاجرت ایرانیان، شاهد واکنشهای متفاوتی از سوی گروههای مختلفیم. برخی بهدنبال سیاهنمایی اوضاع داخلی کشورند و مهاجرت را بهعنوان تنها راه نجات معرفی میکنند».
این رسانه حکومتی در ادامه مینویسد: «مسئله مهاجرت یک چالش ملی است که نیازمند رویکردی متعادل و منطقی است». البته در حکومت ولایت فقیه منطق موضوعی است که تلاش برای پیدا کردن آن کاری بیهوده است.
اما این رسانه حکومتی از گفتن واقعیات طفره میرود، درحالی که دو لبه قیچی حکومت ولایت فقیه که باعث میشود ایرانیان از خاک شان مهاجرت کنند یکی سرکوب و به بند کشیدن آزادیها می باشد و لبه دیگر فقر و فلاکت اقتصادی که مردم ایران را به خاک سیاه نشانده است.
سوز و گداز حکومت ولایت فقیه از نقش آلترناتیو انقلابی
به گواهی تاریخ همه انقلابات روی دو پایه مبارزات رهایی بخش را پیش بردهاند. یا به عبارتی مبارزه روی دو بال سیاسی و نظامی پیش رفته است. در غیر این صورت میوه چینها همیشه حاضر و آماده برای نشستن سر سفره رنج و خون مبارزانی هستند که از همه چیزشان برای رهایی مردم فروگذار نکردند.
نمونه تاریخی آن سرقت انقلاب ضد سلطنتی توسط خمینی بود که بدون هزینه و قیمت بر سفره خونین انقلاب مردم نشست.
رسانه حکومتی فرهیختگان سپس سوز و گداز خود را از نقش آلترناتیو واقعی مردم ایران برملا میکند و مینویسد: «گروههای برانداز، تلاش کردهاند از ظرفیتهای ایرانیان مهاجر برای تأثیرگذاری بر سیاستهای بینالمللی و ایجاد فشار علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند».
این سوزو گداز در حالی صورت میگیرد که با این عوام فریبی و شیادی که ویژگی اصلی عوامل حکومتی است حقیقت را کتمان کند. در حالیکه جامعه جهانی به نقش آلترناتیو انقلابی شورای ملی مقاومت اعتراف میکند که تنها آلترناتیو جایگزین برای حکومت استبدادی ولایت فقیه میباشد،بخصوص که از یک ساختار قدرتمند و تشکیلات منسجم برخوردار است و با فعالیتهایی که در داخل ایران میکند خواب راحت را از چشم خامنه ای سردمدار تمام فرافکنیها و عوام فریبیها سلب کرده است.







