در قلب بندرعباس، شهری که نبض تجارت و زندگی ایران در آن میتپد، فاجعهای رخ داد که نهتنها اسکله رجایی را به خاک و خون کشید، بلکه قلب میلیونها ایرانی را جریحهدار کرد. انفجارهای مهیب روز ششم اردیبهشت ۱۴۰۴، که گفته میشود ناشی از انباشت سوخت جامد موشکی و مواد شیمیایی خطرناک مانند پرکلرات سدیم بوده، نهفقط سازههای فلزی و کانتینرهای محکم را ویران کرد، بلکه زندگیهای بیگناه بسیاری را به کام مرگ کشاند و خانوادههایی را در سوگ ابدی فرو برد.
پنهان کاری و سانسور برای جلوگیری از خشم عمومی
حکومت خامنهای، همانند همیشه، با پنهانکاری و اعلام قطرهچکانی آمار کشتهها، تلاش دارد تا ابعاد این فاجعه را کوچک جلوه دهد. آمار رسمی از ۷۰کشته و بیش از ۱۲۰۰زخمی سخن میگوید، اما صدای مردم بندرعباس و گزارشهای غیررسمی از عمق فاجعهای بهمراتب هولناکتر حکایت دارد. برخی منابع حتی از صدها کشته سخن گفتهاند؛ انسانهایی که در یک لحظه، زیر آوار بیتدبیری و جنایت نظام سوختند و خاکستر شدند.
جنایت سپاه پاسداران که اسکله را به گورستان تبدیل کرد
این انفجار، که ریشه در بیکفایتی و اهمالکاری سردمداران حکومتی و نهادهایی چون سپاه پاسداران دارد، تنها یک حادثه نبود؛ بلکه نمادی از سیستمی است که جان مردم برایش بیارزش است. موادی که برای ساخت موشکهای مرگآفرین ذخیره شده بود، بهجای آنکه امنیت را برای مردم به ارمغان آورد، به قاتل جانهای بیگناه تبدیل شد. اسکلهای که قرار بود دروازه پیشرفت و تجارت باشد، به گورستانی خونین بدل شد و فریاد مظلومیت مردم بندرعباس را به آسمان برد.
در همین زمینه
انفجار بندرعباس: فاجعهای ناشی از قاچاق مخفیانه سپاه، نه یک حادثه طبیعی
فاجعه تلخ و جان گداز اسکله رجایی بندرعباس آغازی برای خیزش
اما این فاجعه، هرچند تلخ و جانگداز، تنها یک پایان نیست؛ بلکه آغازی است برای خیزش ستمدیدگان. مردم ایران، این ملت بزرگ و مقاوم، هرگز جنایتهای این رژیم ضدبشری را فراموش نخواهند کرد. خونهای ریختهشده در اسکله خونین بندرعباس، نهتنها هدر نخواهد رفت، بلکه بذر انقلابی خواهد شد که ریشههای این نظام ظالم را از خاک سرزمینمان برکَند. آلترناتیو انقلابی، که صدای حقطلبانه مردم است، در کنار مردم شریف داغدیده ایستاده و قسم یاد کرده که این خونهای پاک، سوخت مشعل آزادی خواهد شد.
مردم شرافتمند ایران با خانوادههای جانباخته هم درد هستند
هر آزادهای هر انسان شریف ایرانی با خانوادههای داغدار، با مادرانی که فرزندانشان را در این فاجعه از دست دادند، با کودکانی که پدرانشان زیر آوار ماندند، و با مردمی که هنوز در بیمارستانها برای زندگی میجنگند، همدرد هستند. به مردم نجیب بندرعباس، نوید داده میشود که روزی فرا خواهد رسید که این تاریکی به پایان برسد. روزی که شکوفایی و عدالت جای ظلم و بیکفایتی را بگیرد، روزی که شادی همچون نسیمی لطیف بر چهرههای خسته شما بوسه زند و لبخند را به زندگیتان بازگرداند.
حکومت بیشرافت خامنهای ممکن است با سانسور و پنهانکاری، حقیقت را از چشم مردم ایران و جهانیان مخفی کند، اما مردم ایران هرگز فراموش نخواهند کرد. اسکله خونین منهدم شده و سوخته در جنایت سپاه پاسداران، نهفقط یک فاجعه، بلکه فریادی است که تا سرنگونی این رژیم ضدبشری ادامه خواهد یافت. خون عزیزان ما، چراغ راه ماست؛ چراغی که در مسیر آزادی، هرگز خاموش نخواهد شد.







