روز یکشنبه و دوشنبه ۱۰شهریورماه ۱۴۰۴ فریاد اعتراضات مردم در خیابانهای شهرهای ایران، از خیابانهای شلوغ تهران تا کوچههای آرام شهر انار رفسنجان، بلند بود؛ فریادی که از منتهای فقر، بیعدالتی و وعدههای پوچ متولیان حکومت برخاسته و دیوارهای نظام حاکم را به لرزه درآورده است. دانشجویان، کارگران، بازنشستگان، رانندگان و خانوادهها، همه در یک چیز مشترکاند، خستگی از سالها سوءمدیریت، فساد و بیتوجهی حکومتی که جز سرکوب، پاسخی برای نیازهای اولیهی مردم ندارد. این اعتراضات، نه فقط مطالبهی حقوق پایمالشده، که نشانهای از بیداری ملتی است که دیگر تاب تحمل این جرثومهی فساد را ندارد.
تهران، فریاد اعتراض نخبگان در برابر سرکوب
دانشجویان دکترای تخصصی، آیندهسازان علمی کشور، در برابر وزارت بهداشت تجمع اعتراضی برپا کردند تا فریاد بزنند که با کمکهزینهی ناچیز ۷میلیون تومانی، حتی اجارهی یک اتاق در تهران برایشان رویاست. مصوبهی افزایش ۴۰درصدی کمکهزینه، از فروردین روی کاغذ خاک میخورد و وعدههای توخالی سرکردگان حکومتی، جز ناامیدی چیزی به ارمغان نیاورده. اما پاسخ این فریادهای برحق چه بود؟ شوکر، بنرهای پارهشده و سرکوب خشن نیروهای امنیتی. این است پاسخ حکومتی که ادعای حمایت از علم دارد!
کرمانشاه، رانندگان گرفتار بهرهکشی
در کرمانشاه، رانندگان آژانسهای استیجاری شهرداری، زیر بار حقوق ناچیز، اخراجهای غیرقانونی و وعدههای دروغین شهردار و مدیران، کمر خم کردهاند. هزینهی ۱۲میلیون تومانی ماهانه برای راننده و خودرو، پس از چرخیدن در جیبهای پرسنل شهرداری، به جیب رانندگان نمیرسد. اینان نه امنیت شغلی دارند، نه امیدی به بهبود؛ تنها فشار و آزار نصیبشان شده است و به همین دلیل به خیابان آمدند تا فریاد اعتراضشان را برعلیه ستم وظلم بلند کنند.
مازندران، بازنشستگان فولاد در انتظار عدالت
بازنشستگان صنعت فولاد و معدن مازندران، که عمری برای این سرزمین زحمت کشیدهاند، در برابر کانون بازنشستگی فریاد میزنند: «وعده بس است!» سالهاست مشکلات معیشتی و درمانیشان بیپاسخ مانده و بیتوجهی کارگزاران حکومتی، آنها را به خیابان کشانده است. این بازنشستگان هشدار میدهند: «اگر بیعدالتی ادامه یابد، اعتراضاتشان خاموش نخواهد شد».
رشت، سرود ملی، فریاد علیه ظلم
در رشت، بازنشستگان تأمین اجتماعی با سرود «ای ایران، ای مرز پرگهر»، خشم خود را از ظلم اقتصادی و بیتوجهی به معیشتشان فریاد کردند. این تجمع، نه فقط یک اعتراض، بلکه نمادی از اتحاد مردمی است که دیگر حاضر به تحمل ستم نیستند.
تهران، بدعهدی سایپا و خشم خریداران
خریداران چانگان CS55 پلاس، که با امید به سایپا اعتماد کرده بودند، حالا مقابل ای از بدعهدیهای سایپا است. این شرکت، به جای جبران، بار ناکارآمدی خود را بر دوش مردم انداخته است.
در همین زمینه
صدای اعتراضات مردم به جان آمده در کف خیابان علیه فقر و تبعیض
انار کرمان، آیندهی دانشآموزان در خطر
در شهر انار از توابع رفسنجان در استان کرمان، خانوادهها نگران آیندهی فرزندانشان در برابر اداره آموزش و پرورش تجمع اعتراضی برپا کردند. مصوبهای که قرار بود ساختمان اداره را به هنرستان فنی تحویل دهد، زیر پای مقاومت مسئولان خاک میشود. در آستانهی سال تحصیلی، این بیتوجهی، آیندهی تحصیلی دانشآموزان را به گروگان گرفته است.
پایان راه یک نظام دیکتاتور و ناکارآمد
این اعتراضات در شهرهای مختلف اما همصدا، آینهی تمامنمای شکست حکومت خامنهای در تأمین ابتداییترین نیازهای مردم است. از نخبگان علمی تا بازنشستگان، از رانندگان تا خانوادههای نگران، همه یک پیام دارند، این حکومت، نه ارادهای برای حل بحرانها دارد و نه لیاقتی برای ادارهی کشور.
وعدههای پوچ، سرکوب و فساد، تنها ارمغان این نظام برای ملتی است که سالهاست زیر بار ظلم و ناکارآمدی له شدهاند. انتظار از این جرثومهی فساد، گره زدن امید به باد است. اما این پایان داستان نیست. قدرت شگرف مردم ایران، در خیابانها و در قلب کانونهای نبرد، در حال شکلگیری است. آلترناتیو انقلابی و سازمانیافته، با انبوه نیروهای دلیر و بیباک، در حال مبارزه برای سرنگونی این نظام ستمگر است.
این مردماند که با اتکا به عزم راسخ خود، این مانع بزرگ را از سر راه زندگیشان کنار خواهند زد. آیندهی ایران، نه در دستان فاسدان، که در مشتهای گرهکردهی ملتی است که برای آزادی، ثبات، پیشرفت و شکوفایی قیام خواهد کرد. روز پیروزی نزدیک است؛ روزی که ایران، روی آرامش و عزت را خواهد دید.







