آتشفشان خشم خلق ، در قیام آبانماه نمایان شد و این قیامی است که ادامه دارد .
اما همچنان سئوالاتی مطرح میشود؛ که گویای استمرار این قیام است. نکتهی بارز است اینکه، مردم ایران خود را در قبال این قیام، نگران و به نوعی مسئول می دانند؛ و به دنبال این هستند؛ که پاسخ خود را گرفته؛ تا بتوانند؛ این مسیر طی شده را، تا سرنگونی این رژیم دنبال کنند.آقای محمدرضا مرادی درگفتگویی باتلویزیون ایران آزاد به موضوع قیام پرداخته و به سئوالات پاسخ میدهد.
محمدرضا مرادی: از جهات مختلف میتوان نتایج آن را ارزیابی و مورد بررسی قرار داد، اولین آثار را روی وضعیت رژيم ببینیم، رژيم یکی از اهرمهای که در این سالیان برای پیشبرد اهداف خودش استفاده میکرد چه در درون حاکمیت و چه در بیرون این مسئله بود که دارای ثبات و امنیت است، که ناشی از حمایتهای مردمی است که در داخل ایران دارد. این حرکت زیبا و قهرمانانه که در قیام داشتیم، پرده دودی که سالهای سال برای پوشش دادن بر روی واقعیت جامعه کشیده بود را کنار زد، نشان داد رژيم در میان جامعه ایران پایگاهی ندارد. همین وضعیت در قیام مردم عراق و لبنان داشتیم، سالهای سال رژيم تحت عنوان نیروهای هوادار خودش در میان مردم عراق و لبنان که دارد از کشورهای منطقه اخاذی میکرد و از دوئل بینالمللی باج خودش را میگرفت. اولین اثر قیام بر روی رژيم برملاء شدن واقعیتی است که در تمام این سالها مقاومت به آن اشاره میکرد که رژيم هیچ پایگاهی در بین مردم ندارد و اگر سالیانی بر گرده مردم حاکمیت داشته و حکومت کرده تنها ابزار حاکمیتش سرکوب بوده، پس این یکی از دستآوردهای مهم این قیام بوده است. اگر بخواهیم اثر بعدی را ببینیم ما میتوانیم به ابعاد و شدت شقه در درون رژيم یعنی بازتاب قیام که برگشت و پژواک بر روی رژیم کرده و باعث گسلهای بسیاری جدی در درون رژيم ایجاد کرده است. این شکافها و گسلهایی که در درون رژيم بعد از قیام ایجاد شده و رژيمی که برای سرکوب نیاز به دستگاهی یکدست دارد را دچار دو پارگی و گسستگی و چند پارگی میکند و در پیشبرد اهداف خودش و در مسیر سرکوب ضعیفش میکند. آثار قیام را باید در درون مردم دید، مردم ایران سالهای سال در مبارزاتی که با رژیم داشتند در این قیام فراز و گردنه بسیار جدی طی کردند، باور به توانمندیهای خودشان برای سرنگونی رژيم است. رژيم در همه این سالها با انواع و اقسام ترفندها، این را حقنه میکرده که رژیم به هر حال دارای بقاء و عمری هست، این بذر و ناباوری به سرنگونی را به اشکال مختلف میپراکند، این ناباوری الان تبدیل به باور و امید به سرنگونی شده است، باور و امید و ملموس و روشن برای سرنگونی شده است. همچنین دستآرود درست مردم، پیدا کردن مسیر درست سرنگونی است، در این سالها در جامعه ایران در جنگ رودررویی که بین مردم و رژیم وجود داشته با پارازیتهای بسیاری مواجه بودیم، از ۸۸ تا ۹۶ گام به گام عوامل و موانعی که بر سر کار نشان دادن راه واقعی سرنگونی رژيم وجود داشته برداشته شدهه است. اعوان و انصار رژیم برای انحراف مبارزه این را پخش میکردند، که این مبارزه در طریق درست خودش قرار نگیرد و در چاله و چوله های که النهایه به انحراف کشیده میشود و برنده ثبات رژیم است. بنابراین در این قیام مردم ایران و جوانان و زنان شورشی بعد از سالها مسیر اصلی و یا به عبارتی تنها مسیر درست برای سرنگونی را پیدا کردند و در جاده و اتوبانی قرار گرفتند که ارتش آزادیبخش از فردای ۳۰ خرداد سازمان مجاهدین خلق و مقاومت ایران آن را کوبیدند و کوبیدند و پای آن ایستادند و خون و قیمت و هزینه آن را دادند، ۱۲۰ هزار شهیدش را دادند و ۳۰ هزار قتل عامش را دادند و این پرچم را در این مسیر حفظ کردند و الان خوشبختانه ما شاهد این هستیم مردم ایران تمام عیار در این مسیر قرار گرفتند. مسیر قهرآمیزی که در مقابل این رژيم پیدا کردند، تا قبل از این اینطور وانمود میشد که با تظاهراتهای مدنی و با جنبشهای مدنی و یا اقدامات مسالمتآمیز با رژیم میتوان گفتگوکرد، اگر کسی شناختی به رژيم داشته باشد و پروسه ۴۰ ساله رژيم را دیده باشد میتواند بفهمد این اباطیل تا کجا بی پایه است، این رژيم نمیآید و نخواهد آمد در یک صبح روشنی که مردم چشمشان را از خواب بیدار میکنند در یک سینی نقرهای بگوید آزادی را تقدیم مردم ایران بکنم و بگویم خداحافظ. خیر این رژيم فقط و فقط در یک مسیر قهرآمیز سرنگون باید بشود و آزادی به مردم ایران برگردانده شود، بنابراین مردم ایران این مسیر را پیدا کردند، نکته بعدی بحث عبور از سرکوب خونینی که رژیم در تمام این سالها و به اعتبار آن منکوب میکرد.
محمدرضا مرادی: ما در یک جنگ و نبرد سهمگین سرنگونی با یک رژيم غدار و جنایت پیشهی هستیم، رژیمی که تا آخرین نفر در صحنه میماند که از حکومت ننگین خودش حفاظت کند. در مسیر حفظ خودش هیچ مرز سرخی را به رسمیت نمیشناسد، این رژيمی دیکتاتوری کلاسیک نیست، شطرنجبازان حرفهای وقتی با حریف بازی میکنند نه که پرنسیبهای خاص خودشان را دارند در ۲۰ و ۱۵ حرکت مانده به پایان بازی واگذار میکنند و میروند چرا؟ چون میدانند که این بازی سرانجام به مات شدن و باختشان ختم میشود، اینها کلاسیک هستند. دیکتاتورهای کلاسیک وقتی میبیند رفتنشان قطعی است به خواست ملت تسلیم میشوند، این رژيم فاشیستی مذهبی برآمده از قرون ارتجاعی تاریخ هست که هرگز و هرگز به راحتی کنار نمیرود. بنابراین تا بن استخوان سرکوب میکند، اما نکته مهمی که باید به آن عنایت داشته باشیم این سرکوب با چه نیروی و توانی در خال انجام دادن است، آیا این سرکوب همان سرکوب دهه ۶۰ است، آیا توان رفتن مسیر ۱۲۰ هزار اعدامی و شهید را طی میکند. هرگز، بحث صحبت از سرکوب میکنیم اسمش سرکوب نیست، پشتوانه سرکوبش را از دست داده است، وحدت درونیش و انسجام درونی را از دست داده، چون ارگانهای سپاه و باندهای بسیج در حال ریزش هستند، این رژيم در مسیر سرنگونیش با شتاب میرود، پس این سرکوب خصلتش تهاجمی نیست، خصلت فوقالعاده تدافعی است، این رژيم با سایه سرکوب اموراتش را میگذارند. اگر چه قساوت هست، بدانیم رژيم سرکوب میکند تا آخرش هم میکند، چون جنگ و نبرد است، آیا نباید انتظار سرکوب را داشت؟ هرگز!! رژيم ماهیتش سرکوبگر است چون سرکوب میکند ما باید دوز مبارزه را افزایش بدهیم، چون سرکوب میکند با هزینه مبارزه را بدهیم، چیزی که الان زنان و مردان دلاور ایران با تمام وجود حاضر به پرداخت آن هستند.
مردم الان مستمر میگویند میایستیم و قیمت را هم میدهیم، خلاصه سرکوبی که الان رژيم میکند خصلتش تدافعی است، در ضعف و ذلت سرکوب را انجام میدهد، عمق ندارد، تاثیرگذار نیست، مردم از گردنه سرکوب رد شدند و باقی ماندند و استمرار میدهند. مهمترین پیام به رژيم اینکه سرکوبش تاثیرگذار نیست، تاثیرگذار مقطعی میتواند باشد، تاثیرگذار صحبت میکنیم روند استمرار انقلاب را در گامهای که باید بردارد نمیتواند متوقف کند و متوقف نخواهد کرد. اگر مدعی نیروی اجتماعی هستی برای چه اینترنت را بستی و این همه فضاحت بینالمللی و سیاسی و ابعاد هزینه های هنگفت اقتصادی به جان خریدی!! فقط در چهار روز اول یک و نیم میلیارد دلار هزینه برای سرکوب دادند.
محمدرضا مرادی: یکی از مهمترین دستآورد قیام این بود که دم مار خامنهای را کشیدند و به صحنه آوردند، قبل ازاین تلاشش را میکرد بیرون از صحنه باشد، تمام رذالتها با امضاء خودش انجام میشود ولی خودش را بیرون میکشید که گویی باندهای درونی هستند که اینکارها را میکنند و با هم دعوا دارند.
این قیام کاری کرد خودش تمام قد وارد صحنه شود، هزینه را از جیب خودش بپردازد، قیام آفرینان کاری کردند ماهیت خودش را بیرون بریزد، و گفت بنزین را من گران کردم و دستور سرکوبش را داد و گفت امنیت باید برقرار شود، در درون رژیم دوگانه هستند یک عده میگویند چرا خامنهای دستور افزایش را داد و یک عده دیگر میگویند جام زهر بود مجبور بودیم، اگر خامنهای به صحنه نمیآمد توان بسیج نیروهای سرکوبگرمان ضعف پیدا میکرد و نمیتوانستیم رودروی قیام کنندگان بایستیم، چرا چون تمام خاکریزها و پرده ها از بین رفته، الان خلص و بی مانع با ولی فقیه رودرو هستند، این جبهه به آخرین دوران نبرد خودش و روند خودش رسیده که دو جناح اصلی در صف مقدم با هم میجنگند.
محمدرضا مرادی: وقتی میگوییم جان بدر میبرد باید عوامل بقاء و عدم بقاء رژيم را که روی میز هست بررسی کرد. رژیم در مختصاتی است که در ضعف مفرط قرار دارد، چه اقتصادی و چه شقه درونی، چه بلحاظ عمق استراتژی که روزبروز در عراق و منطقه ضربات جدی میخورد، چه بلحاظ بینالمللی و قیامی که روی دستش مانده و روزبروز این آتشفشان بر روی دستش است. از همه مهمتر ارتش آزادیبخشی و کانونهای شورشی که روزبروز این آشی را که برای رژيم پختن و هر روز وادار به خوردنش میکنند. نیروی مقاومت و کانونهای شورشی و جوانان شورشی یکی از دستآوردهای عظیمشان عنصر قهر پاسخگوی رژیم هست، به مداری ارتقاء پیدا کردند که اگر یک جنبشی در برابر دیکتاتوری از چنین ابعاد جنایت به چنین فهم و درگ استراتژیکی خطی برسد که بلوغ پیدا کرده باشد باید رژيم را بصورت قهرآمیز سرنگون کرد این دستآوردی غیر قابل برگشت و جدی است. تمام تحلیلگران رژيم را نگاه کنید به صراحت تمام میگویند قیام بعدی قیام مسلحانه خواهد بود، یعنی دستآوردهای قیام را تایید میکنند، قیامی که به سمت قهر میرود در برابر رژيمی که در ضعف و ذلت قرار دارد، جوانانی که پشتوانه ارتش آزادیبخش و کانون شورشی دارند با ایمان وافر میشود گفت قیام سر باز ایستادن ندارد و برگشتی برای آن متصور نیست و هر چه هست پیشروی است.
محمدرضا مرادی: در پیام شماره ۱۵ رهبر مقاومت گفت بسا لرزه ها و پس لرزه های سرنگونی در انتظار رژيم است، تمام این قیام از جنس زلزله و لرزه های سرنگونی است که به جان رژيم افتاده، این بنای ترک خورده مستمر در معرض تهاجم پس لرزه های بعد از زلزله قرار دارد بلاخره فرو میریزد، از آنجا که این قیام استمرار دارد امنیت و ثبات رژيم را به خطر انداخته و استمرار دارد و ضربات متعدد خودش را وارد میکند به همین خاطر ساده میتوانیم بیان کنیم برغم فراز و نشیبهای تاکتیکی، این امنیت چنان به خطر خواهد افتاد و پروسه ای را طی خواهد کرد منجر به سرنگونیش خواهد شد.
محمدرضا مرادی: قیام دستآوردهای استراتژیکی زیادی داشت. وقتی هم صحبت از دستآورد استراتژیکی میکنیم یعنی گامهای کیفی بلند در مسیر سرنگونی برداشته است، بسیاری از پدیده ها را غیر قابل برگشت کرده، منجمله وضعیت رژيم را غیر قابل برگشت به تعادل قبلی کرده است. هرگز رژيم بعد از قیام آبان به موقعیت سابق خودش برنخواهد گشت، وضعیت روحی و روانی نیروهایش به عقب برنخواهد گشت، گسست درونی رژيم به عقب برنخواهد گشت. وقتی به جامعه و جوانان شورشی بر میگردیم این هم به عقب برنخواهد گشت، امید و باور افزوده شده در مردم نهادینه میشود، مردم و جنبش ایران بعد از این قیام سرشار از امید هستند. در صحنه عمل ضعف و ذلت رژیم دیدند، قدرت خودشان را دیدند که وقتی در مسیر درست و با هم هستند و خط درست و در کنار کانونهای شورشی و ارتش آزادیبخش و مقاومت پایدار و ۴۰ ساله هستند میتوانند اطمینان داشته باشند که مسیر و گامهای سرنگونی را به پیش ببرند. امید را با چشم مردم دیدند همان چیزی که رژيم اسم آن را فروغ جاویدان ۲ میگذارد و فرماندهان سپاه میگویند کربلاء ۴ که سنگین ترین عملیاتی بود که در دوران جنگ انجام داده بودند و شکست خورده بودند، الان جشن میگیرند که قیام آبان ۹۸ آمد و سرنگون نشدیم، مردم قدرت خودشان را دیدند به همین دلیل گامهای بعدی را بر خواهند داشت.
محمدرضا مرادی: این حرف درست است هرچه جلوتر برویم رژیم ضعیف و ضعیفتر میشود و قطعی است، مثال دو بوکسر که در یک طرف رژيم در ضعف و ذلت و در آخرین دقائق کارهای عجیب و غریبی از خودش نشان میدهد و تماما در تدافع و بیانگر نقطه مرگش است. آن روی سکه نیروی جوانی است که شاداب و سرزنده و پر انرژی مشت میزند، هر چه جلوتر برویم رژيم ضعیف و ضعیفتر میشود، ما به اعتبار ضعیف شدن رژيم با فضای باز سیاسی مواجه نخواهیم شد ولی این مبارزه و مشتهای پی در پی رژيم را ضعیف میکند، یک بار ارتش آزادیبخش در نک پیکان میجنگد و کانونهای شورشی راه را باز میکنند و بعد در پشتشان جوانان و زنان و مردان قهرمان که راه باز میکنند، ولی اگر راه باز بشود و ساده بشود سایر اقشار را به میدان میآورد، زمانی در دوران شاه فقط مجاهدین و چریکها بودند ولی در استمرار دیدیم همه اقشار مردم علیه شاه بلند شدند، و قهر آمیز با این رژيم بکار میبرند.
محمدرضا مرادی: اصیلترین پیوندها در صحنه عمل است، مثال تاریخی در سال ۵۷ اتحاد عمل در بین مردم بودیم درنبرد با شاه مردم تمام موانع و تضادهای خودشان را کنار میگذارند و دربها را به بیرون باز میکنند. حتی مرزهای جغرافیایی خانه ها را از بین میبرند، آن دکتر از مجروح پول نمیگیرد و آن مجروح براحتی مراجعه میکند و در همین قیام بسیاری از مجروحین در بیمارستانها نیستند والا دستگیر میشدند، وقتی میگوییم ۴هزار مجروح پس الان کجا هستند اگر دست رژيم بودند که الان دستگیر شده بودند، الان در خانه ها در حال مداوا شدن هستند، حتی هزینه ها را هم پرداخت میکنند و پزشکهای ملی و مردمی در حال کمک به این مجروحین هستند، اتحاد عملی که در این مبارزه پیدا میشود ماندنی است و برای فردا سرمایه است.
محمدرضا مرادی: رژيم فرصت برای عقب نشینی داشت ولی توانش را نداشت، مثل جنگ ایران و عراق رژيم بارها امکان صلح داشت ولی از آنجا که جنگ طلبی در خمینی بود صلح را دفن اسلام میدانست، لذا توان صلح کردن نداشت.الان هم در پیام رهبر مقاومت بود که اگر مسیر عقب نشینی را انتخاب کنی راه قیام کنندگان برای سرنگونی را سبک تر میکنی، چون در بنبستهای که قرار دارد این حساب و کتاب را داشت که مسیر بنزین را برود و هم به دستآوردهای مالی برسد هم در برآوردهایشان بصورت مشخص این برآورد وجود داشته توان سرکوب دارند. دو اشتباه محاسبه جدی در داستان بنزین داشت یکی اصلا در کوری که داشتند عمق و پتانسیل کینه و خشم مردم را درک نمیکردند، از طرف دیگر روی سرکوب خوشان حساب باز کرده بودندکه نیروی سرکوبگر قدیمی دارند و میتوانند سرکوب کنند، پس وارد مسیر اشتباهی شدند، یک شکست استراتژیک خوردند. شکست استراتژیک عواقب استراتژیک دارد رژيم ممکن است در شدت و حدت عقب نشینی کند ولی این عقب نشینی با عقب نشینی چند روز قبل کیفتش متفاوت است و پیامدهای سنگینی بر رژيم حمل میکند، رژيم به احتمال قریب به یقین تن به این عقب نشینی نخواهد داد مگر مجبور شود، مجبور شود جام زهرهای بعدی را بخورد و اگر چنین اتفاقاتی بر سر راهمان باشد بسا بسا راه قیام کنندگان را ساده تر و هموارتر برای طی کردن راه سرنگونی میکند.
محمدرضا مرادی: اول به وضعیت رژيم نگاه کنیم همین پاسدار سلامی که عربده کشی و دود و دم بپا میکند که ما سرنگون نشدیم، خودش، خودش است، اگر لایه های اول و دوم حرف اینها را کنار بگذاریم . عمق به حرفها بدهیم میگویند قیام استمرار خواهد داشت. تمام تحلیلگران یک رژيم میگویند نه تنها استمرار خواهد داشت بلکه به عمق میرود و قهرآمیز خواهد شد و به سلاح کشیده خواهد شد. قبل از اینکه کسی استدلال کند خود رژيم میگوید باید کمربندها را سفت کرد، آماده برای گامهای بعدی قیام در مقابل ما هست، این ضدتظاهراتها و بازیهای مسخره بیانگر این است خودشان را آببندی میکنند و دیواره دفاعی و خاکریز دفاعی میکشند، تا تنفسی داشته باشند. وقتی ما میگوییم قیام استمرار دارد باید به دو عامل توجه کرد.
یکی نیروی مردمی که در صحنه هستند، این نیرو مرعوب سرکوب رژيم در صحنه نشده، چون این نیرو مرعوب نشده و قدرت و توان خودش را در صحنه دیده و بعد از ۴۰ سال لزره بر اندام رژيم انداخته، چرا باید به عقب برگردند، یک بازی فوتبال در نظر بگیرید تیمی ۵ و ۶ گل به حریف مقابل زده، سوال میشود آیا احتمال دارد این تیم ۲۰ گل بخورد؟ چرا باید بخورد!!! اگر تیمی در روند پیروزی خودش ۱۰ گل زده خوب گل ۱۱ را هم میزند، روحیه حریف آنقدر ضعیف است که گل ۱۲ و ۱۳ را هم خواهد زد،.
بنابراین جوانان و مردم ایران که در صحنه حضور دارند، چرا باید عقب بنشینند و در مسیر آرمان آزادی و آمال و آرزوهای ۴۰ ساله خودشان کوتاه بیایند، لذا ادامه خواهند داد، اما عاملی که تسریع کننده قیام است ارتش آزادی بخش و کانونهای شورشی هستند، اشرف۳ و مجاهدین خلق ایران هستند، که ۴۰ سال پرچمدار خستگی ناپذیر مبارزه با رژيم بودند و مثل کوه در مقابل رژيم ایستادند و قیمت را دادند و الان نه در نقطه تدافع بلکه در نقطه تهاجم هستند، اینها در کنار خلق قهرمان و جوانان شورشی هستند و این شکوفایی استمرار قیام را تضمین میکند، برای همین در جواب سوال میشود گفت با سلول به سلول با اعتقاد بله این قیام استمرار خواهد داشت تا سرنگونی پیش خواهد رفت.







