گروگان سابق آمریکایی؛ نگذارید ایران با گروگانگیری از مسئولیت فرار کند. سیوئه وانگ، پژوهشگر آمریکائی چینیتبار دقیقاً یکسال پیش در روز ٧ دسامبر آزاد شد. او در برابر آزادی مسعود سلیمانی، بیولوژیست ایرانی محبوس در آمریکا، از زندان اوین آزاد و به کشور خود بازگشت. او امروز به یادآوری دستگیری و چگونگی آزادی خود و برخی دیگر زندانیان پیشین در ایران پرداخت. او نسبت به آنچه «تبادل زندانیان» و مبالادت «دیپلماتیک» خوانده میشود، هشدار داد. نوشته وی در تارنمای «بلومبرگ» انتشار یافته است. او نوشت: رژیم ایران از آغاز حیات خود در ۱۹٧۹ از گروگانگیری به عنوان ابزار سیاسی برای کسب امتیازات گوناگون در برابر کشورهای دیگر بهره برده است.
سیوئه وانگ، پژوهشگر تاریخ در دانشگاه پرینستون بود. او از ٧اوت ۲۰۱۶ تا ٧دسامبر ۲۰۱۹ در ایران در زندان بسر برد. وی در مقالهاش مینویسد: «یک سال پیش، من به عنوان یک گروگان آمریکائی در چارچوب تبادل زندانیان در ایران آزاد شدم. من در ۲۰۱۶ با آشنائی اندکی از واقعیات سیاسی ایران معاصر به تهران رفتم. پس از ۴۰ماه عذاب در زندان شناخته شده اوین، این کشور را با آگاهی از کینهورزی شدید نسبت به غرب و به ویژه آمریکا و نفرت آن نسبت به دیپلماسی ترک کردم».
۱۱گروگان الان در ایران هستند
سیوئه وانگ مینویسد: «امسال، با نزدیک شدن روز شکرگذاری، نتوانستم به گروگانهائی که هنوز در ایران در بند هستند، نیندیشم. دستکم ۱۱ شهروند خارجی که نام آنها برای عموم شناخته است، همچنان گروگان هستند. هشت تن در زندان و سه نفر دیگر در حبس خانگی بسر میبرند».
این پژوهشگر آمریکائی مینویسد: «دو روز پیش از روزشکرگذاری، از حکم اعدام همبندی سابقم، احمدرضا جلالی، اطلاع یافتم. این تهدید، پیش از آغاز محاکمه یک دیپلمات ایرانی که در یک حمله خنثی شده در سال ۲۰۱۸ شرکت کرده اعلام شده است. ظاهرا این را به عنوان آزمونی برابر دادگاه علم کردهاند. دادگستری ایران به وکیل جلالی اطلاع داده که این حکم به زودی به اجرا گذاشته خواهد شد».
سیوئه وانگ به آزادی پژوهشگر استرالیائی، کایلی مور گیلبرت در برابر سه بمبگزار ایرانی که در تایلند در زندان بسر میبردند، اشاره کرد. او با ابراز شادی از این آزادی، گفت نمیتواند در چشمانداز تهدید به اعدام احمد رضا جلالی، از حضور یک «پرسش غمانگیز» در ذهن جلوگیری کند. پرسش این است که «چرا رژیم ایران شهروندان خارجی را به عنوان اهرم سیاسی به گروگان میگیرد؟».
رژیم همیشه مابازای گروگانگیری چیزی بدست آورد
او مینویسد: «پاسخ ساده این است که این رویکرد، کارساز است». او یادآوری میکند که «از هنگام بحران گروگانگیری در سفارت ایالات متحده در سال ۱۹٧۹، رژیم همواره در برابر آزادی شهروندان خارجی اسیر در این کشور چیزی به دست آورد. گاه منابع مالی، زمانی بازگرداندن زندانیان ایرانی که در خارج از کشور بازداشت شده بودند و در پارهای موارد سایر امتیازات سیاسی از دولتهای خارجی بود. همواره از این مبادلهها با عنوان دیپلماسی یاد کردند».
سیوئه وانگ یادآوری میکند که «وقتی گروگانهای پیشین به کشور خود بازگشتند، رژیم افراد تازهای را به گروگان میگیرد. تا ذخیره سیاسی خود را تکمیل کند و این دور باطل همچنان تکرار میشود».
این پژوهشگر آمریکائی تاکید میکند که: «گروگانگیری از سوی رژیم در واقع نشان رویکرد ضددیپلماسی آن است». در ادامه یادآوری میکند که: «جمهوری اسلامی، از زمان شکلگیری در سال ۱۹٧۹، همواره از هنجارهای بینالمللی سرباز زد. از اتکا به دیپلماسی و گفتگو برای کاهش اختلافات با دیگر کشورها طفره رفته است».
هیچ کشوری به انداز ایران نمایندگی دیپلماتیک را تهدید نکرد
سیوئه وانگ مینویسد: «هیچ کشور دیگری در جهان معاصر به اندازه ایران حمله و تخریب نمایندگیهای دیپلماتیک خارجی را تشویق نکرده است. این موارد، نقض فاحش و آشکار اصول ابتدایی مناسبات دیپلماتیک است. اما در سایه شعارهای رژیم در باره انقلاب و مقابله با استکبار جهانی، کاملاً پذیرفته و توجیه میشود».
او در این نوشته یادآوری میکند که: «خودداری ایران از توافق با غرب و همسایگان خود به برقراری تحریمهای روزافزون و انزوای اقتصادی این کشور انجامیده است. رژیم برای ادامه حیات خود، همواره عواملی را با اعطای امتیازات مالی قابل توجه، با ماموریت پولشویی و دور زدن تحریمها به خدمت درمیآورد. نیز مأموران خود را برای ترور مخالفان سیاسی و دشمنان خارجی و انجام حملات تروریستی به خارج از کشور اعزام میکند».
رژیم عاملان گرفتار شده خود را بر میگرداند تا به بقیه اعتماد دهد
سیوئه وانگ مینویسد: «رژیم ناگزیر است عاملان این اقدامات غیرقانونی را که در خارج بازداشت شدهاند، به کشور بازگرداند. هدف این است که اعتماد و وفاداری همکاران و عوامل فعلی و آتی را تضمین کند. بیشتر ایرانیانی که در تبادلات اخیر به ایران بازگردانده شدهاند، در همین گروه جای میگیرند». او تاکید میکند که بازجویان وی آشکارا به او گفتهاند که «مهرهای برای تبادل زندانیان بیش نیست». آنان برای رهائی «برادران خود هر کاری لازم باشد انجام» میدهند.
این پژوهشگر آمریکائی تاکید میکندکه «دانشگاهیان خارجی، بازرگانان مستقل، روزنامه نگاران و گاه گردشگران طعمههای مناسب برای گروگانگیری از سوی رژیم تلقی میشوند. زیرا آنان معمولا افرادی بی سر و صدا به شمار میآیند. آنان از محافظت سیاسی در ایران برخوردار نیستند. به راحتی میتوان افسانههایی در باره آنها برای مصرف افکار عمومی داخلی جعل کرد. رژیم ایران هرگز نهادهای بینالمللی مستقل را درباره اعتبار اتهامات ساخته شده علیه اتباع خارجی متقاعد نکرده است».
سرویسهای اطلاعاتی عاملان اصلی گروگانگیری هستند
سیوئه وانگ مینویسد: «سرویسهای گوناگون اطلاعاتی ایران عاملان اصلی این اقدامات هستند. در حالی که بصورت شرمآوری نتوانستهاند مانع حملات مهم، نشت اطلاعات محرمانه، خرابکاریها و ترورها، از جمله قتل اخیر دانشمند هستهای این کشور بشوند. آنان به کمک دستگاه قضائی در پرونده سازی علیه خارجیها تبحر فراوان دارند».
او فاش میکندکه با «غلامحسین حیدریفر، یک قاضی سرشناس پیشین» که در آزار و اذیت دستگیر شدگان کهریزک دست داشت همبند بود. این قاضی خود به اتهام «فساد اقتصادی و اختلاس» دستگیر و در زندان اوین زندانی شده بود. این قاضی سابق «با شعف و لذت» به او شرح داده است که چگونه «برای بازگرداندن یک مأمور ایرانی بازداشت شده در ارمنستان، یکی از سازمانهای اطلاعاتی ایران یک گروه فیلمبرداری ارمنی را که در حال تدارک فیلمی در ایران بود دستگیر کرد تا با مامور خود مبادله کند».
سرویس سپاه و اطلاعات در این زمینه رقابت دارند
وی که در زندان در تماس با اینگونه افراد اطلاعات بسیاری بدست آورده است، مینویسد: «سرویسهای مختلف اطلاعاتی در ایران منافع نهادی خود را در گروگانگیری جستجو میکنند. مأموران آنها نیز در این زمینه دارای انگیزههای شخصی هستند. هر چند این اقدامات به بهای تخریب تصویر بینالمللی کشور و زیان به منافع ملی بلند مدت کشور بیانجامد». او مینویسد «شاخه اطلاعاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات از طریق گروگانگیری و تبادل زندانیان در جهت کسب سرمایه سیاسی با یکدیگر رقابت میکنند. مأموران مسئول اینگونه امور نیز از ترفیع و دریافت پاداش نقد برخوردار میشوند».
سیوئه وانگ تاکید میکند: «شناخت این واقعیت برای درک فراخوان اخیر محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، به تبادل زندانیان اهمیت بسیار دارد. این غیر قابل قبول است که رژیمی که شهروندان کشورهای دیگر را به گروگان میگیرد، در مناسبات دیپلماتیک خود با این کشورها صداقت داشته باشد».
بیشتر بخوانید
افشای طرح تروریستی خامنهای در آلمان همزمان با دادگاه بلژیک
چرا سپاه پاسداران باید منحل شود؟
چگونه رژیم ایران مهار شود؟
او مینویسد: «اگر ایران واقعاً به اصول دیپلماتیک پایبند است. با آزادی بدون قید و شرط حداقل برخی از شهروندان خارجی که با اتهامات جعلی بازداشت شدهاند، حسن نیت خود را نشان دهد». او میافزاید: «اما رژیم که از مطرود بودن بینالمللی ابائی ندارد، اقدامات غیرقانونی خود در خارج را احتمالاً دنبال خواهد کرد. افرادی که به نمایندگی از این رژیم، قوانین کشورهای خارجی را در این کشورها نقض میکنند، پشت میلههای زندان در این کشورها قرار خواهند گرفت و حکومت ایران برای کسب آزادی آنان همچنان به گروگانگیری برای مبادله زندانیان ادامه خواهد داد».
سیوئه وانگ مینویسد: «برای جلوگیری از رویکرد گروگانگیریِ رژیم ایران، همکاری جامعه جهانی لازم است. نخست، عاملان این اقدامات باید مسئول شناخته شوند. کشورهای غربی، از جمله ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا، انگلستان، کانادا و استرالیا، باید تا آنجا که ممکن است، با اتکا به قانون مگنیتسکی، تحریمهای هدفمند را علیه نهادهای ایرانی و افراد درستاندر کار گروگانگیری افزایش دهند. این کشورها باید یک توافق چند جانبه تدارک بینند. تا با اتکا به آن علیه هرگونه گروگانگیری از سوی دولتها، به ویژه ایران مشترکاً تلاش کنند. آنها باید به عنوان پیش شرط هرگونه توافق سیاسی در آینده، از رژیم بخواهند كه همه گروگانها را آزاد کند. تعهد بسپارد که در آینده از هرگونه گروگانگیری خودداری خواهد کرد. هیچ کس نباید گرفتار آزمون مصیبت باری شود که که من متحمل شدم».







