گرانی بنزین ، آتشزنه عصیان مدنی شد مردم محروم و به جان آمده، در بسیاری از شهرهای ایران، دست به اعتراض زدند. مردم تهران و دستکم ۶۵ شهرتا الان، در استانهای خوزستان، آذربایجان، خراسان، استانهای غربی، جنوبی، مرکزی و شمالی با سردادن شعارهای مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنهای و روحانی، دست به شورش و عصیان علیه آخوندها زدند. در بهبهان ۳ تن از قیامکنندگان و در سیرجان، یک جوان شورشی، به دست مزدوران سرکوبگر، به شهادت رسیدند.
دررابطه با وضعیت کنونی آقای محمدرضا مرادی، طی گفتگویی با تلویزیوین ایران آزاد، به این موضوع پرداخته و به سئوالات پاسخ میدهد.
محمدرضا مرادی: هزاران دورد میفرستم به زنان ومردان ایران زمین که حماسهآفرینی میکنند، رژيم زیر فشارهای که الان قرار دارد زیر فشار اقتصادی قرار دارد و طرح گران کردن بنزین از جمله طرحهای است برای تامین و کسری بودجه در دستور کارش بوده و مدتهای مدیدی روی میز رژیم بود.
هر بار برای اجرایی کردن این مصوبه حساب و کتابهای که میکردند یک ترس و وحشتی داشتند و آن هم قیام بود، یعنی محاسباتی که برای آنها تعیین میکرد این طرح را کی اجرا کنند، بحث قیام و شرائطی بود که اینها در آن قرار داشتند، البته نشان داد آنقدر در نقطه انفجاری و استیصال قرار گرفته که ناچار شدند در بدترین شرائط ممکن این طرح را به اجرا بگذارند و در جلسه سران سه قوه رژيم تصویب و اجرا شد و در پایان روز پنجشنبه به اجرا در آمد، نشست سران سه قوه مصوبه خامنهای است و مسئؤل نهایی هم خامنهای است.
محمدرضا مرادی: رژيم الان در وضعیت بحرانی شدیدی قرار دارد و بحرانها آنقدر زیاد است که نه روحانی و نه خامنهای آن را کتمان نمیکنند، روحانی در کرمان اعلام کرد ما کسری بودجهای معادل با ۴۵۰ هزار میلیارد تومان داریم و الان ۳۰۰ میلیارد کسری بودجه روی میزمان مانده و پاسخی برای آن نداریم، به همین دلیل رژيم تلاش میکند کسری بودجه را با اخاذی روی سفره مردم تامین کند واین یکی از پرمنابعترینی که رژيم در اختیار داشت که میتوانست کلان از سفره مردم دزدی کند مسئله افزایش بنزین بود.
این مدتها بر روی میز بود و همواره حساب کتاب میکردند کی شروع کنند، این تحریمها و فشارها رژيم را ناچار کرد این طرح را اجرا کند،در یک جمله میخواهند مسئله نان شبشان را با دست درازی به سفره مردم حل کنند و این تصمیم را در چه نقطهای گرفته مهم است، به ظاهر یک دیوانگی میآید و انقلاب عراق درپیوند با قیام مردم ایران در اوج در جریان است، در اوج شدت تحریمهای که قرار دارد، در وضعیت انفجاری جامعه، در شرائطی که کانونهای شورشی مقاومت در اوج و اعتلاء قرار دارند، فی الواقع آن روی سکهاش میتوان این را خواند تا کجا رژيم در بنبست و افلاس قرار دارد، که بین بد و بدتر را انتخاب میکرد،بین انفجار اجتماعی و خفگی اقتصادی، که النهایه چنین تصمیمی را گرفت.
محمدرضا مرادی: طبعا وقتی به تمام قیامها نگاه میکنیم یک نقطه شروع و آتشزنهی دارد، که انفجار انبار باروت را محقق میکند، دعوای بین مردم و رژيم دعوای ۴۰ ساله است که حق حاکمیت مردم را به سرقت بردند و این جنگی است که ۴۰ سال استمرار دارد، اما صورت مسئله این بار قیام رژيم قیمت بنزین را ۳ برابر کرد که هزینه سنگینی بر روی دوش مردم میآورد، مردم در برابر این موضوع واکنش نشان دادند، شورش کردند و آتش فشان خشمی را که سالها در درون خودشان ذخیره کرده بودند را بیرون ریختند، در بدو ورود بدلیل افزایش قیام بنزین مردم شورش کردند ولی در کوتاهترین زمان ممکن مسئله بنزین به کناری رفت و شعارها بر روی راس رژيم رفت، روی مسئله مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنهای و آتش زدن نمادهای رژيم و خودروهایشان، موتورسیکلتها و مراکز سرکوب رژيم، یعنی روی اصلیترین جنگی که مردم با رژيم دارند، یعنی روی سرنگونی رژيم رفت و خواهان نفی رژيم هستند، رژیمی که ۴۰ سال بر گرده مردم سوار بوده و مردم او را نمیخواهند و فرصت ذیقیمتی پیش آمده که به صحنه بیایند تا حقوق خودشان را بازپس بگیرند. رژیم توان سادهترین مانوری را ندارد، که بخواهند ریسکی کنند تا قیامی راه بیفتد و آن را سرکوب کنند، مسئله فشار شدیدی است که بر روی رژيم هست، رژيم در حصار بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، بینالمللی و منطقهای و فشار کانونهای شورشی و مقاومت قرار گرفته مطلقا توان چنین ریسکی را ندارد، مجبور شده بین بد و بدتر را یکی انتخاب کند و فکر نمیکرد با چنین واکنشی روبرو شود، این ابعاد برای آنان قابل پیش بینی نبود و فکر میکردند میتوانند سرکوب کنند و از پس آن بر بیایند.
محمدرضا مرادی: یک سری اقلام هستند که دایره گران شدنشان با خودشان بسته نمیشود، بلحاظ اقتصادی میگویند پیامدهای زنجیرهای دارند، مثلا نان گران شود به سرعت بر روی افزایش بقیه اقلام تاثیر دارد، بنزین بطور مشخص از این نوع مقولات است، وقتی گران میشود بلافصل تاثیر بر روی گران شدن همه اجناس دارد، مردم میدانند با گران شدن بنزین در نقطه بنزین تمام نخواهد شد، مثلا نانوایی بخواهد آرد را تبدیل به نان بکند ماشینی است که باید آرد را تا نانوایی بیاورد، آن ماشین با قیمت سابق آرد را نمیآورد، نانوایی هم طبعا نان را با قیمت بالاتری به مردم میفروشد،کسی که نان میخرد برای اینکه از پس مایحتاج خودش بر بیاید قیمت شغل خودش را بالاتر میبرد، لذا وقتی قیمت بنزین افزایش پیدا کرد زنجیرهای قیمت تمامی اقلام بالا میرود و سفره مردم را بصورت زنجیرهای سوراخ خواهد کرد، این کف است و خواسته مردم در کادر بنزین محدود نمیشود، در سقف هم مسئله آزادیها و سرنگونی تمامیت رژيم است.
محمدرضا مرادی: این بازیها آنقدر رنگ و رو رفته است که فکر نمیکنم برای مردم رنگی داشته باشد، رسانه های رژيم اعلام کردند این تصمیم در نشست سران سه قوه گرفته شده است، بعد اعلام کردند مصوبات این نشست توسط خامنهای تایید میشود، چون خامنهای در ریزترین مسائل وارد میشود و چطور ممکن است چنین تصمیمی خامنهای از آن بی خبر باشد، فکر کنیم خامنهای در جریان نبود این فکر بلاهت بار است، شایعاتی پخش میکنند که جلاد رئیسی مخالف بوده، یا ارگانهای مثل مجلس و نمایندگان اعلام میکنند در جریان نبودند، حالا چرا این بود و من نبودم شروع شده؟ وقتی مشت به مردم ضعیف میخورد و برگشت نمیکند، ادامه میدهند، ولی این بار مشتشان به دیوار مستحکم و پولادین مردم خورده قیامی که الان در صحنه هست، هر کدام بدنبال بیرون کشیدن گلیم خودش است، در کلیت تمامی نظام آگاهانه و عامدانه از بالا تا پایین در این تصمیم شرکت داشتند، یک تصمیمگیری یک شبه نبوده، روی میز بوده و شایعه حول آن زیاد میشد و خبرگیری میکردند، این پروسه طی کرده، الان خفگی اقتصادی وادارشان کرد که وارد چنین ریسکی بشوند.
محمدرضا مرادی: یک ارتباط تنگاتنگی بین کانونهای شورشی و ارتشآزادیبخش تاثیر گذاری آنها روی قیام مردم ایران همواره بحث کردیم، استراتژی هزار اشرف و کانون شورشی آتشزنه هستند راه باز کن برای قیام آفرینان هستند، کانون شورشی در دائره و ماموریتش این نبوده که رژيم را سرنگون بکند نشینی، در سقف پیشبرد قیام برای سرنگونی است، جوانان شورشی هم خواهر مریم و برادر مسعود در پیامهای که دادند واضح و روشن گفتند باید در صحنه بود و حقوق این مردم را باید با قهر از رژيم بگیرند، چون رژيمی نیست که در یک سپیده دم رویایی و صبح روشن آزادی را تقدیم مردم ایران بکند، آزادی باید توسط کانونهای شورشی و مردم و قیامآفرینانی که با این خشم در صحنه حضور دارند بازپس گرفته شود.، اینها نک ستون و پیکانی هستند که در پشتوانه مردم و زنان و مردان قیامآفرین را بهمراه خودشان دارند، لذا این قیام با کانونهای شورشی و ارتش آزادیبخش و قیام آفرینان پیش میرود و سرنگونی را محقق میکند. وظیفه کانونها در دوران قیام وظیفه دوگانهای نیست، الان تمام کانونهای شورشی بعلاوه مردم ایران که در صحنه هستند یک هدف را دنبال میکنند در کف وادار کردن رژيم به عقب
محمدرضا مرادی: در ورود به این داستان خوب فهم کنیم و علت را در بیاوریم، این رژيم در استیصال مطلق وارد چنین ریسکی شد، قرار بود نان شب خودش را با افزایش قیمت بنزین حل کند و در محاسبات اولیه هم نوشته بودند که الحمدالله تا الان هیچ خبری نبوده، پس اینها انتظار واکنش را داشتند، ولی در محاسبات خودشان با سیستم سرکوبی که دارند، فکر میکردند اعتراضات محدودی رخ خواهد داد و با ارگانهای سرکوبگرشان این را محدود میکنند و هم قیامی و یا اعتراضاتی که باشد را سرکوب میکنند و هم افزایش قیمت بنزین را خواهند داشت، اما مردم این میز را چپ و روی سر خودش آوار کردند، برای رژيم دو راه باز است، یا عقب بنشیند، سخنگوی مجاهدین گفت: مردم رژیم را وادار کنند یا عقب بنشیند و برای افزایش قیمت بنزین مفتضحانه عقب بنشیند و راه قیام بعدی هموار شود و یا عواقب طغیان و سرکشی خود در برابر مردم ایران را بپذیرد، کانونهای شورشی و دلاورانی که در صحنه هستند رژيم را وادار به عقب نشینی کنند، رژیم هرگز تن به عقب نشینی نخواهد داد الا اینها در پیشبرد قیامشان رژيم را به نقطهای برسانند که از وحشت مرز سرخ قیام، جای که توان سرکوب نداشته باشد، وادار به عقب نشستن شوند. این یک راه حل و یا یک مسیر و تابلو است، اما دومی؛ رژيم آنقدر در فشارها و تنگناهای اقتصادی قرار دارد، که اصلا و ابدا توان عقب نشینی از این را نداشته باشد، اگر چنین تابلویی وجود داشته باشد پس مردم میمانند و این رژيم، لذا اصلا تصاویر قیام ۸۸ و یا ۹۶ و ۷۸ را نخواهیم داشت، این قیام پایانی بر آن متصور نیست، انتهای بر آن متصور نیست، این نیروی انقلابی و قیام کنندگان هستند که در تعادل قوای موجود بر رژيم نیروی سرکوبگرش غلبه خواهند کرد، که آنهم چیزی جزء سرنگونی نخواهد بود.
محمدرضا مرادی: رژيم در ضعیفترین نقطه خودش قرار دارد، اما در آن روی سکه در منطقه شاهد تحولاتی در این مدت اخیر بودیم با قیام مردم عراق و لبنان روبرو بودیم، که این قیامها دشمن مشترک سه مردم را که اسم آن رژيم ولایت فقیه هست را نشانه رفته بودند، لذا رژیم در مرکز کانونی ۳ قیام قرار گرفته است، قیام مردم ایران، عراق و لبنان، که هر ۳ یک دشمن مشترک را نشانه رفتند، اگر بخواهم بگوییم این قیام در چه شرائطی شکل گرفته، تقریبا در اوج خودش در بهترین شرائط ممکن در شرائطی که قیام مردم عراق روز بروز و قیام مردم لبنان در اوج و اعتلاء هستند و در حال کسب دستآورد و پیروزی هستند قیام مردم ما هم شکل گرفت. جالب است کامنت و پیامهای تبریکی که مردم عراق میفرستند احساس میکنند مردم ایران هم به رود خروشان قیام در سرنگونی دشمن مشترک پیوستند. در چنین شرائطی قیام صورت گرفته، ما وارد چنین قیامی شدیم و یه همین دلیل میگوییم غیر قابل بازگشت خواهد بود. قیامی است چه بدلیل ناتوانی و ضعف رژیم و چه بدلیل پشتوانه و حمایت مردم عراق که واقعا رژيم را ضعیف کردند. در داستان سیل بلافاصله حشدالشعبی را برای سرکوب مردم ایران آوردند، فاطمیون را از سوریه به ایران آورد و سپاه را برای سرکوب مردم عراق فرستاد، وقتی یک جبهه وجود دارد رژيم توان دارد نیروهایش را بسیج کند و آن آتش را خاموش کند و سرکوب کند، ولی جنگیدن در ۳ جبهه اصلی رژيم را ضعیف میکند، توان جنگیدن با ۳ خلق و مردم شورشی و ۳ جبهه را ندارد، به همین دلیل بسا بسا ضعیفتر از سالهای قبل ۹۶ و ۸۸ و ۷۸ است، این نوید بخش مردم ایران خواهد بود و مردم ایران باید پا را روی پدال بگذارند و تا آخرش بروند.
محمدرضا مرادی: من پیام سخنگوی مجاهدین را بخوانم همه پیام در آن هست، سخنگو گفتند: جوانان شورشی در کرج ۱۵ بانک رژيم را به آتش کشیدند، درود بر دلاوران کرج، انتقام شهیدان بهبهان و تهران و کرج و سراسر ایران را میگیریم، ( پس مردم ایران باید انتقام خون شهیدانی که تا الان پرداخت شده را بگیرند و قبل از آن ۱۲۰ هزار و قبل از آن ۳۰ هزار پرداخت شده، دلاوران باید انتقام خون این شهیدان را بگیرند). بانک تروریزم و بانکدار آن را باید زد، باید بند از بند رژیم گسست، از شیراز و بهبهان و خرمشهر تا کرج و سیرجان و مریوان درود بر شهیدان و دست مریزاد به قهرمانان شورشگر در بهبهان که ۴ بانک تروریزم را به آتش کشیدند، (جوانان بهبهان راهگشایی کردند، راه را باز کردند و نشان دادند و امروز در تهران و کرج این راه ادامه پیدا کرد)، پیامی هم به بخشی از آحاد ملت از پرسنل ارتش تا نیروهای انتظامی که به آنان گفته به مردم شلیک نکنید و سلاح ها را به جوانان ایران زمین تحویل بدهید، (نمیگوید سلاح ها را روی زمین بگذارید، سلاح ها را تحویل جوانانی بدهید که میخواهند با رژيم در نهایت چنگ در چنگ شوند، چون رژيم نمیآید در صبحدمی و بگوید مردم عزیز ایران ما رفتیم ایران مال شما، هرگز این چنین نقطهای را تصور نخواهیم کرد، الا با قهر این رژيم سرنگون بشود، ارتش آزادیبخش و کانونهای شورشی که راهگشای این مسیر هستند).
بنابراین میگوید به مردم شلیک نکنید چون عاقبت رژيم رفتنی است و عاقبت خود را به عاقبت این رژیم گره نزنید، سلاح ها را تحویل رژيم ندهید بلکه تحویل جوانان شورشی بدهید، و هرگونه شلیک به مردم مجازات و کیفر سنگین دارد.(چون اینهای که سرکوب میکنند پشتوانهشان این است که رژیم ماندنی است، و به اعتبار اینکه رژيم ۴۰ سال عمر کرده جنایت کردند ولی رژيم تمام عمر و سرمایهش و ذخائرش به پایان رسیده و عمری برای او باقی نمانده، عقل سلیم حکم میکند اندکی به فکر آینده خودشان باشند. به همین خاطر شلیک نکنند، اگر شلیک کردند بدانند با کیفر سنگین روبرو خواهند بود)، سخنگوی مجاهدین گفت به مردم تسلیم شوید، سلاح ها را تحویل بدهید، از سرنوشت شکنجهگران شاه عبرت بگیرید، به جوانان شورشی هم گفت امشب آماده باش است هشیار و بیدار باشید. با درود بر این جوانان و کانونهای شورشی این بهترین پیامی بود که شنیدیم.







