مقاله ارائه شده توسط دکتر محمد الموسوی، نویسنده عراقی، به بررسی ریشههای عمیق درگیری بین حکومت ایران و کشورهای عربی میپردازد. این درگیری که از سال ۱۹۷۹آغاز شده، دارای ابعاد مذهبی، قومیتی و سیاسی است. این مقاله در سایت ایلاف چاپ لندن در تاریخ ۲۳اردیبهشت ماه ۱۴۰۳درج گردیده است. مقاله نگاه تحلیلی به سیاستهای حکومت ایران دارد و این که چه سیاستهایی باید غرب در مقابل این حکومت برگزیند تا صلح و ثبات و امنیت در منطقه خاورمیانه بر قرار گردد.
هژمونیطلبی حکومت ایران
خمینی انقلاب مردم ایران را بهسرقت برد. او با تصمیم غرب که در نشست گوادلوپ تعیین تکلیف شد به عنوان سلطان جدید بر مسند حکومت نشست. او تمام طرفهای سیاسی که با برنامههای او مخالف بودند را بهحاشیه راند و به این شکل از جمهوری اسلامی تنها اسمی باقی ماند و اینگونه بود که شاه سرنگون شد ولی دیکتاتوری همچنان باقی ماند. ظاهراً جمهوری برقرار شد ولی دوران استبداد به پایان نرسید. جمهوری برقرار شد، اما نه آزادی و نه دموکراسی هیچکدام حاصل نشد.
رژیم آخوندی یک رژیم تمامیتخواه و تک قطبی است که از مذهب و فرقه بهعنوان شعاری برای رسیدن بههدف در قدرت استفاده میکند. حتی اگر مذهب و دین قربانی شود همچنان که اولین رویارویی با آنها و اولین قربانیان آنها مسلمانان راستین، بهویژه شیعیان، در ایران، شدند.
نویسنده معتقد است که رژیم ایران بهدنبال هژمونی در منطقه و تسلط بر کشورهای عربی است. این هدف از طریق ایدئولوژی مذهبی و قومگرایی دنبال میشود. رژیم ایران خود را وارث امپراطوری صفوی میداند و بهدنبال احیای آن در خاورمیانه است.
حکومت ایران و مردم فلسطین
خمینی پس از نابودی مخالفان و یا خنثی کردن آنها، در پی رهبری و گسترش جهان اسلام برآمد. او با طرح شعار آزادی فلسطین و روز جهانی قدس وارد شد. او تلاش زیادی برای نابودی سازمان آزادیبخش فلسطین بهدلیل عدم تسلیم شدن به تبعیت از خودش بهعمل آورد. در نتیجه، رژیم او بهدنبال حمله و کشتن فلسطینیها در لبنان بودند و از دادن فتوا به عدم حرمت خون فلسطینیان در لبنان ابایی نکرد. خمینی در مرحله بعد برای شکافتن صفوف فلسطینیها در داخل آنها تلاش کرد که نتیجه آن تشکیل نیروهای نیابتی مزدور تحت عناوین مختلف بود که در غزه مستقر شدند.
تسلط بر عراق پس از اشغال آن توسط آمریکا در سال ۲۰۰۳و در آغوش گرفتن آن، فلسطین را آزاد نکردند و آنچه از قدس باقی ماند شعاری بیمحتوا بود. آخوندهای ایرانی در عراق بعد از سال ۲۰۰۳هیچ کاری برای فلسطین انجام ندادند. جز این که فلسطینیهای مقیم عراق را بهقتل رساندند، و غارت و آواره کردند و سازمانهای بینالمللی وهمچنین دیگران شاهد و گواه آن وقایع هستند.
در همین زمینه
تروریسم ابزاری زنگ زده اما گریز ناپذیر برای خامنهای
اهداف رژیم ایران در منطقه
چهار کشور عربی که بهعنوان اهداف اصلی رژیم ایران در نظر گرفته شدهاند عبارتند از: عراق، عربستان سعودی، اردن و مصر. علاوه بر این، ترکیه نیز در نهایت بهعنوان هدفی برای تسلط رژیم ایران در نظر گرفته شده است. برای رسیدن به این هدف سیاست صدور بنیادگرایی را در پیش گرفت. این سیاست را با تشکیل نیروهای نیابتی و هزینه کردن میلیاردها دلار پیش برد. هم اکنون مردم منطقه بهشدت از این سیاست رنج میبرند. هم اکنون امنیت، صلح و ثبات در منطقه مورد هجوم حکومت آخوندی قرار گرفته است.
آخرین اقدام ضد مردمی و ضد عربی حکومت ولایت فقیه برافروختن آتش جنگی بیهوده و کثیف در غزه بود. نتیجه آن تنها برای فلسطینیها نزدیک به ۳۵هزار کشته و هفتادهزار مجروح بوده است. این اقدامات در شرایطی است که مردم ایران بهدلیل مشکلات معیشتی در سختی و فلاکت بسر میبرند. هزینههای رفاه و سلامت و رساندن خدمات به مردم ایران صرف بنیادگرایی و تروریسم میشود. به همین دلیل اقتصاد حکومت ایران در بحران جدی قرار گرفته است. گرانی و تورم وحشتناکی زندگی مردم را به خطر انداخته است. درگیری بین رژیم ایران و کشورهای عربی پیامدهای منفی متعددی برای منطقه به دنبال داشته است. این درگیری منجر به بیثباتی، ناامنی و خشونت شده است. همچنین، این درگیری مانع از توسعه اقتصادی و اجتماعی در منطقه شده است.
نقش غرب در برابر حکومت ایران
نویسنده نقش غرب در این درگیری را پیچیده میداند. از یک سو، غرب از برخی از اقدامات رژیم ایران مانندسرکوب مخالفان سکوت و مماشات میکند. از سوی دیگر، غرب نگران گسترش نفوذ ایران در منطقه و تهدید منافع خود است. غرب تلاش میکند با اعمال تحریمها حکومت ایران رامهار کند امری که تاکنون بهشکست انجامیده است. غرب باید از مردم ایران و مقاومت و آلترناتیو اصلی و حقیقی حکومت فاشیستی حمایت کند. سیاست مماشات و سکوت را کنار بگذارد. باج دادن به حکومت ایران باعث می شود که نیروهای نیابتی و تروریسم حکومتی تقویت شود. درصورت عدم مقابله با سیاستهای حکومت ایرانی آتشی برافروخته خواهد شد که هیزم آن مردم منطقه خواهند بود و دود آن به چشم غرب خواهد رفت.







