اخیرا مهدی نصیری سردبیر سابق کیهان و از افراد نزدیک به خامنهای به زیارت کانادا مشرف شدند! مهدی نصیری که سابقا آخوند بود و الان لباس منتقد خامنهای را به تن پوشیده است، این سفر شجاعانه را گویا بدون اجازه ولی!خود انجام نداده است.
دلیل این که: او که ظاهرا برای دیدار فرزند (ببخشید آقازاده) بهدیار کفر سفر کرده بود، خیلی اتفاقی حضرت بی بی سی هم آنجا سر راهش سبز شد. بازهم بهطور خیلی اتفاقی در این گفتگو از پروژه جدیدی پرده برداری کرد. نام پروژه چیست؟
معجونی به نام وحدت تاجزاده و شاهزاده! دوست سیاست آشنایی می گفت این که همان جرج تاون دوم است!
البته من یک کامنت به نظرشان گذاشتم که بعید است به همان نقطه هم برسد!
این زنگوله بدست کیست؟
اما سوال من این بود که این زنگوله مدتها بود که دست موشهای دنیای سیاست دست به دست میشد و کسی جرات آن را نداشت که آن را به گردن گربه ولایت بیندازد. حالا چه شده که مهدی نصیری قهرمان این میدان شد؟
البته پاسخ را باید در سطور زیر جستجو کنیم:
جنگ غزه بهدلیل لقمه بزرگی که خامنهای برداشته بود طولانی شد. بهدلیل اشتباه محاسبه! این جنگ دامن خودش را گرفت!
خامنهای هرگز تصور نمیکرد که هشت ماه طول بکشد و کار به جایی بکشد که مجبور به شلیک ۳۰۰موشک شود.
پس تا اینجا خامنهای نه تنها به هدفی که داشت نرسید بلکه روی سر خودش خراب شد!
برآیند این شکست استراتژیک برای رژیم چه میتوانست باشد؟ اوج گیری دوباره قیام!
خامنهای میخواست با جنگ سپر رو در روی قیام بسازد. حالا که شکست خورد و جنگ دارد دامن خودش را میگیرد، نتیجه قهریاش برای خامنهای چیست؟ قیام و خیزش دوباره.
از طرف دیگر هرچه سرکوب بیشتر شود پاسخ جامعه هم به همان اندازه رادیکالتر خواهد بود. به سمت قهر انقلابی خواهد رفت!
به این دلیل که راهکار دیگر پیش روی خود نمی بیند.
بازتاب این شکستهای پی در پی؛ در جامعه انفجاری ایران چی خواهد بود؟ قیام
به همین دلیل علیرغم این که ریسک بالایی برای حکومت دارد مجبور است شدت سرکوب را بالا ببرد.
مهدی نصیری مار دیگری در آستین خامنهای
اما سرکوب تنها مار آستین خامنهای نبود و نمیتوانست باشد. به قول خودش باید بازی پیچیده و چند مجهولی را پیش ببرد. اینجاست که قرعه فال به نام مهدی نصیری افتاد که چند ماهی بود روی اکران مخالفخوانی علیه خامنهای بود.
پس وقتی خامنهای مجبوراست در داخل سرکوب را بالا ببرد! احمق که نیست میفهمد رادیکالیزم در جامعه بالا میرود. بنابراین باید به فکر خنثی کردن ردیکالیزم جامعه باشد. چگونه؟
در قیام ۴۰۱ با بچه شاه و سیرک جرج تاون و داستان وکالت میخواست رادیکالیزم جامعه را مهار کند. گند آن داستان زود در آمد. و ماهیتاش زود برملا شد.
این جا بود که موشی نقش قهرمان را برعهده گرفت و وارد میدان شد.
البته این موش از قضا پیشاپیش افسارش دست حضرت گربه بود. حالا زنگوله بدست وارد کانادا شد. علم بدست گرفت که میخواهد پیوند شاهزاده و تاجزاده را دائمی کند. خوب بکنید!حسود کیه؟
مگر تاج جز بر شاه هست؟ مگر تاجزاده و شاهزاده از یک قماش و خانواده نیستند؟ خوب . بفرمایید پیوندتان مبارک!
شما هم اتحاد کنید ببینیم چه گلی بر سر ولایت میزنید؟
در همین زمینه
مهدی نصیری شاخک حساس خامنهای را قلقلک میدهد!
هدف چیست؟
هدف مشترک این است که با شعار «خشونت پرهیزی» که در واقع دجالگری شخص خامنهای و وزارت اطلاعات است جلوی رادیکال شدن و قهرانقلابی را در جامعه بگیرند و مقاومت انقلابیون را تحت عنوان خشونت زیر سئوال ببرند.
الان هر کودکی میفهمد که مبارزه مدنی با این رژیم که بنیانگذارش میگوید برای حفظ نظام امام عصر را هم میتوانی بکشی حرف خنده داری است.
یعنی مبارزه مدنی و ننربازیهای مدنی دیگر یک سره به نفع خامنهای است.
هدف آنان این است که مقاومت انقلابی و سازمان یافته را تحت نام خشونت گرا معرفی کنند.
خامنهای برای همین دست مهدی نصیری را باز میگذارد که بچه درمانده شاه را حلوا حلوا کند.
چرا که این پدیده درنهایت به نفع خامنهای وارد میدان شده و مانع از اتحاد ویکدستی جامعه میشود.
همین الان مگر خاتمی و دیگر سران اصلاح طلبی ولایت فقیه را نفی می کنند؟ خیر .
چون هدفش حفظ همین رژیم است.
الان هم که در این انتخابات رأی نداد رندانه می خواهد خودش را همسوی جریان مردم نشان بدهد تا در مرحله دیگر به نفع ولی فقیه وارد میدان شود. پس بازهم هدف همه این پیوندها محرمانه و نامحرمانه علیه مقاومت انقلابی مردم ایران و رادیکالیزم رو به انفجار جامعه است.
اما پیشاپیش این تلاشها شکست خورده است. چون مردم ایران در قیام ۱۴۰۱ مسیر خود را برای دگرگونی و سرنگون کردن استبداد حاکم یافتهاند. سازماندهی و قهرانقلابی. این تنها مسیر پیش رو برای جوانان ایران است.







