روزی که خدا نور لجعی بیپناه و تنها به تیرک زندان بسته شده بود و پاسداران تبه کار برای شکنجه بیشتر او لیوان آبی را که او به آن دسترسی نداشت در جلوی روی او گذاشتند، شاید میدانست که قرار است به نماد یک ملت دردکشیده و شکنجه دیده تبدیل شود.
مردمی که در موقع توزیع فقر، بیکاری، سرکوب، اعدام، قتلهای حکومتی و شکنجه و زندان در صف نخست قرار دارند اما در زمان تقسیم ثروت، رفاه، توسعه، آبادانی، بودجه و امکانات شهری در آخر صف از قلم میافتند.
خدا نور در کدام مکتب درس مقاومت خواند؟
خدا نور شاید دقیقا نمیدانست که چگونه قرار است هویت مردم بلوچ را نمایندگی کند، اما رقص زیبای او در کنار دستهای به زنجیرکشیده شدهاش در شکنجه گاه پاسداران، اکنون جهانی شدهاست. مادر خدا نور شاید هرگز فلسفه نخوانده باشد و چه بسا اصلا نداند فلسفه چیست، اما در کلمات آتشین خود در چهلم خدا نور فیلسوفانهترین واژه را برای فرزندش خلق کرد. او گفته بود: کسی پسری مثل خدا نور بدنیا نیاورد و خدا کسی مثل او را نیافرید!
چه زیبا گفت. هر انسانی منحصر بفرد است و کسی نمیتواند رسالت دیگری را بدوش بکشد. رسالت خدانور آن بود که با خونش که بدست پاسداران خامنه ای بر زمین ریخته می شود، یک بار دیگر فریاد مظلومیت مردمش باشد و چنین شد…
در همین زمینه
مادر شهید خدا نور لجعی؛ خدا هیچکس را مثل او نیافریده است
انسانی که جهانی شد
حالا دیگر تنها این مرد و زن آفتاب خورده بلوچ نیست که نام خدا نور را فریاد می زند، بلکه دانشجویان سراسر کشور فریاد می زنند؛
من دیدم که خدا را بستند، نور را نشاندند و رقص را کشتند!
حالا دیگر دختران و پسران دانشجو از تهران تا تبریز دستهای خود را به میلهها زنجیر می کنند و به زبان حماسه میگویند من هم یک خدانورم…
خدا نور باورکن الان تو تنها در ایران تکثیر نشدی در همه جای جهان از پاریس تا لس آنجلس این تصویر نمادین توست که برپاست.
خدا نور! تو و ۱۲۱ شهید همرزم تو در خاک پاک زاهدان و ۲۰ همراهتان در خاش و ۵۵۰ همگامتان در سراسر ایران شاهد و بینه ای برای پیروزی مردم ایران هستید.
پاسداران و تبهکاران ولایت فقیه به زودی ریشه کن خواهند شد و نام و یاد شماست که برای فردای آزادی ایران و مردم رنجدیده بلوچ الهام بخش آزادی و رهایی است.






