دیپلماسی گروگانگیری
از همان ابتدای روی کار آمدن رژیم آخوندی، «دیپلماسی گروگانگیری» بهعنوان یک ابزار کلیدی در سیاست خارجی آن مطرح شد. ماجرای تسخیر سفارت ایالات متحده در تهران و به گروگان گرفتن دیپلماتهای آمریکایی، قدرت باجخواهی این اهرم را نمایان کرد. سران حکومت در تهران، عمق اثرگذاری این اقدام را حتی تا تعیین رئیسجمهور آمریکا و متعاقباً و «متقابلاً» در دریافت امتیازات مشوقانه تجربه کردند.
از آن پس، گروگانگیری به بخشی جداییناپذیر از سیاست خارجی رژیم تبدیل شد. فهرست بلندبالای گروگانگیریهای رژیم، چه بصورت مستقیم و چه از طریق گروههای نیابتی مانند حزبالله، به تفصیل در نوشتههای مختلف بررسی شده است. اما این مقاله بر تغییرات اخیر در این سیاست و راهکارهای مقابله با آن تمرکز دارد.
در همین زمینه
سازمان ملل: استفاده ابزاری رژیم ایران از گروگانگیری برای باجگیری و فشار سیاسی
اهداف رژیم از گروگانگیری
رژیم ایران بهطور سنتی از گروگانگیری برای معاوضه با تروریستهای بازداشتشده و یا آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران در غرب استفاده کرده است. در برخی موارد، مانند گروگانگیریهای دهه ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ در لبنان توسط حزبالله، اهدافی مانند تأثیرگذاری بر وضعیت نظامی و سیاسی منطقه نیز دنبال شده است. در عین حال، رژیم از هر گونه مذاکره، برای فشار به اپوزیسیون اصلی خود، شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق، از طریق دولتهای غربی بهره برده است. در جریان مذاکرات برجام در سال ۱۳۹۴ نیز گزارشهایی از استفاده رژیم از گروگانگیری برای چانهزنی مطرح شد.
اما در سالهای اخیر، شواهد نشان میدهد که این سیاست دستخوش تغییری شده است. گروگانگیری دیگر صرفاً به یک هدف مشخص مانند معاوضه یا اخاذی محدود نمیشود. بلکه رژیم با در نظر گرفتن چندین گزینه، بهصورت پیشدستانه اقدام به بازداشت اتباع خارجی و دوتابعیتی میکند تا در زمان مناسب، از آنها بهعنوان ابزار کسب امتیاز استفاده کند. اگر به نخستین خواسته خود نرسد، به سراغ گزینههای بعدی میرود.
احتمالاً به همین دلیل است که اخبار برخی گروگانها هیچگاه، تا پیش از فرارسیدن این فرصت مناسب برای رژیم، در رسانهها مطرح نمیشود. این در حالی است که مذاکرات پشت پرده میان دولتهای دخیل در جریان است. این تغییر رویکرد، احتمال افزایش تعداد گروگانهای اعلامنشده را بالا برده است. رژیم اکنون از این روش نه تنها برای آزادی تروریستها و قاتلانی مانند اسدالله اسدی و حمید نوری، بلکه حتی در جهت فشار برای حمله به مراکز اپوزیسیون در اروپا یا انتشار مقالات تبلیغاتی سخیف علیه رهبران آن استفاده میکند.
باجدهی غربیها
کشورهای غربی، بهویژه اروپاییها، با تن دادن به بازی رژیم و پاسخدادن به آن به سبک «پینگپنگ»، عملاً باعث تداوم این روند شدهاند. هرگونه امتیازدهی به رژیم، آن را به تکرار و حتی گسترش این سیاست تشویق میکند.
علاوه بر این، تغییرات در وضعیت داخلی ایران و در عرصه بینالمللی، رژیم را بیشازپیش به سمت توطئههای گروگانگیری سوق داده است. بحرانهای داخلی، نارضایتی گسترده مردم، بنبستهای اقتصادی و مدیریتی، رژیم را به تنگنا کشانده است. از سوی دیگر، تغییر سیاست آمریکا و از دستدادن برخی متحدان استراتژیک مانند بشار اسد و گروههای نیابتی، رژیم را به صرافت تشدید گروگانگیری انداخته است.
عامل مهم دیگر، موعد انقضای برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل، در اکتبر سال جاری میلادی است. سه کشور اروپایی طرف برجام (انگلستان، فرانسه و آلمان) زمان محدودی برای تصمیمگیری در مورد فعالکردن «مکانیسم ماشه» به منظور احیای کلیه تحریمهای پیشین سازمان ملل دارند. در چنین شرایطی، رژیم ممکن است برای کسب امتیاز یا جلوگیری از فشارهای بیشتر، سیاست گروگانگیری و حتی اقدامات خرابکارانه در خاک اروپا را تشدید کند.
باجدهی به رژیم، بهویژه در قالب مبادله تروریستها، امنیت اروپا را به خطر میاندازد. این سیاست موجب جریتر شدن رژیم میشود و زمینه را برای افزایش عملیات تروریستی در خاک اروپا فراهم میکند. سیاستمداران اروپایی، دانسته یا نادانسته، با افتادن در دام این سیاست، امنیت ملی خود را قربانی ملاحظات و پیروزیهای کوتاه مدت سیاسی میکنند.
راهکارها
تنها راه مقابله با رژیم باجخواه، اتخاذ یک سیاست متحد و سختگیرانه است. توقف گروگانگیری فقط از طریق امتناع از باجدهی امکانپذیر است. اما ضروریست که این سیاست پیشگیرانه باشد. کشورهای غربی باید اعلام کنند که در صورت بازداشت شهروندانشان، اقدامات و تحریمهای خودکار علیه رژیم اعمال خواهند شد. این اقدامات باید شامل قطع روابط دیپلماتیک و اخراج دیپلماتها و افراد مرتبط با رژیم باشد.
اجرای برخی از این اقدامات، بهویژه در صورت وجود گروگانهای فعلی، نشاندهنده جدیت و اراده در مقابله با این سیاست خواهد بود. در غیر این صورت، این روند ادامه خواهد یافت و با وخیمتر شدن اوضاع رژیم، تشدید نیز خواهد شد.
هشدارهای دولتها درباره سفر شهروندانشان به ایران کافی نیست. هنوز هم برخی افراد، بهویژه دوتابعیتیها، ممکن است با پاسپورت ایرانی خود به ایران سفر کنند. همچنین، رژیم میتواند اقدام به آدمربایی در کشورهای ناامن و نزدیک کرده و قربانیان را به داخل ایران منتقل کند.
یکی از گامهای مؤثر دیگر، اقدام مشترک اروپاییها در قراردادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی و اعمال تحریمهای گسترده علیه آن است. سپاه پاسداران نقش کلیدی در عملیات گروگانگیری، خرابکاری و تروریسم داخلی و خارجی رژیم دارد. محدود کردن آن، میتواند این سیاست را تضعیف کند.
در نهایت، مقابله با سیاست گروگانگیری رژیم ایران، تنها با یک استراتژی هماهنگ، سختگیرانه و بدون امتیازدهی ممکن خواهد بود. هرگونه عقبنشینی در برابر این تاکتیک، امنیت جهانی را بیشازپیش به خطر خواهد انداخت.







