پزشکیان برگ دجالگری و شیادی را برای منویات رهبری بازی کرد
در ادامه موج اعتراضات سراسری و تشدید فضای امنیتی، اظهارات تازه پزشکیان رئیسجمهور منصوب خامنهای بار دیگر توجه افکار عمومی را به سرکوب خونین جلب کرد. موضعگیریای که از سوی رسانههای حکومتی بازتاب یافت و واکنشهای گستردهای را در پی داشت.
بازتاب یک دستور در رسانههای حکومتی
تلگرام خبرگزاری وابسته به صدا و سیمای حکومت خامنه ای، روز ۲۱ دیماه ۱۴۰۴، به نقل از پزشکیان نوشت: «نیروهای امنیتی با قدرت با تروریستهای مسلح برخورد کنند». این جمله در شرایطی منتشر شد که اعتراضات خیابانی در شهرهای مختلف ادامه داشت و گزارشهای متعددی از برخوردهای خشن منتشر میشد. رسانههای رسمی این اظهارات را در چارچوب «حفظ امنیت» توصیف کردند. در عین حال، همین رسانهها از بهکارگیری واژههایی استفاده کردند که منتقدان آن را زمینهساز سرکوب خونین میدانند.
پزشکیان و چهرهسازی سیاسی پیش از بحران
پزشکیان در ماههای گذشته تلاش کرد خود را چهرهای متفاوت از دیگر مقامات نشان دهد. او علم کردن نهج البلاغه شیادی را در قالب شسته رفته تر نشان میداد. او تلاش می کرد که سخنرانیها و مواضع خود را بر مفاهیم دینی و ارجاع به متون مذهبی متمرکز کند.
این رویکرد با هدف ایجاد فاصله ظاهری از سیاستهای سختگیرانه معرفی میشد. با گسترش اعتراضات و افزایش فشار اجتماعی، این تصویر بهتدریج تغییر کرد. حرفهای اخیر او در رسانههای حکومتی، این تغییر لحن را آشکارتر ساخت و بار دیگر بحث سرکوب خونین را در مرکز توجه قرار داد. به راستی که پزشکیان چاقوی خونین کشتار را مجبور شد عیان کند و نقاب فریب را کنار بزند.
اعتراضات سراسری و واکنش امنیتی
اعتراضاتی که از مطالبات معیشتی آغاز شد، در هفتههای بعد ابعاد گستردهتری پیدا کرد. گزارشها از حضور گسترده جوانان و اقشار مختلف حکایت داشت. در این میان، مقامهای رسمی از «عناصر مسلح» سخن گفتند و بر برخورد قاطع تأکید کردند. این ادبیات در اطلاعیهها و خبرهای رسمی تکرار شد. ناظران حقوق بشری این روند را نشانهای از تشدید سرکوب خونین علیه معترضان ارزیابی کردند.
پزشکیان همزمان با مواضع امنیتی، بارها از برنامههای اقتصادی و درمانی سخن گفت. او مدعی شد که دولت برای بهبود معیشت مردم اقدام خواهد کرد. این وعدهها در حالی مطرح شد که گزارشهای میدانی از کشته و زخمی شدن سه هزار جوان آزادیخواه و معترض منتشر میشود. منتقدان میگویند همزمانی وعدههای اقتصادی با دستورهای امنیتی، شکاف عمیقی در اعتماد عمومی ایجاد کرده است که تمام دار و دستهها و باندهای حکومتی سروته یک کرباس هستند. هم اکنون واژه سرکوب خونین در شبکههای اجتماعی به یکی از پرکاربردترین کلیدواژهها تبدیل شد.
آمار قربانیان و سکوت رسمی
بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی نهادهای مستقل، هزاران نفر در جریان اعتراضات بازداشت یا زخمی شدند. برخی منابع از جانباختن شمار قابل توجهی از معترضان خبر دادند. مقامهای رسمی آمار دقیقی ارائه نکردند و رسانههای دولتی از پرداختن به جزئیات پرهیز کردند. این سکوت، به گسترش روایتهای غیررسمی درباره سرکوب خونین دامن زد.
آلترناتیو انقلابی و سازمان یافته شورای ملی مقاومت اعلام کرد: «آمار کل شهدای قیام در سراسر کشور از روز ۷ دیماه تا ۲۱ دی بیش از ۳ هزار نفر است. این آمار بر اساس تحقیقات از منابع محلی، بیمارستانها، پزشکی قانونی و خانواده شهیدان و ناپدید شدهها در ۱۹۵ شهر به دست آمده است. حکومت خامنه ای مجبور شده شماری از پیکرها را در تلویزیون حکومتی نشان بدهد اما به حساب مخالفان و تظاهر کنندگان گذاشت. این بخشی از شیادی رسانهای حکومت خامنه ای است که برای سرپوش گذاشتن برجنایتی که مرتکب شده است میباشد.
اظهارات پزشکیان و بازتاب آن در رسانههای حکومتی، بار دیگر ماهیت ساختار قدرت در ایران را آشکار کرد. هنگامی که مشروعیت سیاسی با بحران روبهرو میشود، حاکمیت به ابزار قهر متوسل میشود. تجربه چهار دهه گذشته نشان میدهد سرکوب خونین نه اعتراض را خاموش کرده و نه خواست تغییر و سرنگونی را از بین برده است. تاریخ بارها ثابت کرده است که دیکتاتوری با گلوله و فریب دوام نمیآورد. جامعهای که هزینه سنگین میدهد، در نهایت مسیر خود را پیدا میکند و این چرخه سرکوب نیز از این قاعده مستثنا نخواهد بود.







