نورمفیدی امام جمعه گرگان به تازگی طلبه مدرسه دمکراسی! شده و در خطبههای جمعه این هفته گرگان به نقد حجاب اجباری و کشف حجاب اجباری پرداخته و گفت:
سخنان امام جمعه گرگان
«با اجبار و زور هم نمیشه بالاخره چادر به سر زن ها کرد و زنها را با حجاب کرد. با فشار نمیشه با بگیر و ببند نمیشه. بالاخره این مسئله ای است که دوران رضا خان و اون فرزند ناخلفش ۴۰-۴۵ سال از سال ۱۳۱۴ تا ۵۷ اینها تلاش کردند که مسئله حجاب را در کشور نادیده بگیرند. ۴۰-۴۵ سال کار کردند اینها که فرهنگ جامعه را عوض بکنند. بنابراین ما اگر میخواهیم که جامعه ما انشاالله محجبه باشد که انشاالله خواهند بود، اینها باید کارهای فرهنگی انجام بگیرد … و الا به زور نمیشه حجاب بر سر مردم کرد رضا خان آمد به زور چادر را برداشت موفق نشد با زور هم نمیشه چادر بر سر کرد»
اینکه این امام جمعه گرگان با همه نفهمیاش این حرف درست را از کجا یاد گرفته نمیدانم اما تا همینجای کار میتوان به او نمره قبول داد یا حداقل میتواند آموزگار اکابر دو دیکتاتوری رضاشاهی و سلطان خمینی بشود.
تظاهرات مردمی علیه رییسی
بازنشستگان معترض رییسی را دشمن خدا نامیدند!
دیکتاتوری و اقتدار گرایی
در جامعه شناسی در تعریف اقتدارگرایی آمده است که اقتدارگرایی نظریه و سیستمی از حکمرانی است که با دیکتاتوری پیوند عمیق دارد و در تضاد با دموكراسي است. اصل اساسي در اقتدارگرايي اطاعت از اقتدار حاكم و مخالفت با اسـتقلال افـراد در انديشه و عمل است. اقتدارگرايي به مثابه يـك شـيوهی حكومـتداری قـدرت را در چهـره و دستان يك رهبر يا بخش كوچكي از نخبگان تقويت ميكند. رهبر يا گروهي كه هـيچ مسـئوليت قانوني نسبت بـه مـردم برعهـده نـدارند.
ويژگي بارز آن نيز قدرت بهشدت متمركز است كه با سـركوب سياسـي و طـرد مخالفـان بالقوه تثبيت ميشود. اين قدرت از احزاب سياسی و تشكيلات تودهای برای بسيج مردم در جهـت اهداف رژيم استفاده ميكند. اقتدارگرايي بر قانون حاكميـت تأكيـد دارد و نـه حاكميـت قـانون…
تصميمهای سياسي از سوی گروهي برگزيده از مقامها و در پشت درهای بسته گرفته ميشـود…در اقتدارگرايي تمايل به اعمال غيررسمي و غيرچارچوبمند قدرت سياسي نيز به چشم ميخـورد.
امام جمعه گرگان در نقش معلم!
وقتی ماهیت دیکتاتوری رضا شاه و خمینی را از زاویه پوشش زن مورد بررسی قرار دهیم، میبینیم هردو آنها یک حاکمیت اقتدارگرا هستند که میخواهند باور و ایدئولوژی خود را بر جامعه و در این جا بر زنان تحمیل کنند.
رضا شاه با زور امنیه و آژان میخواست چادر و روسری از سر زنان بردارد. زنان چادری و یا دارای روسری را تعقیب و یا آزار می کردند، اما خمینی که آمد با همان منطق سرکوب رویه عکس درپیش گرفت. این بار پاسدار و بسیجی زنان را در خیابان و کوچه پس کوچه ها تعقیب می کردند و میکنند تا مبادا چند تار موی زنان بیرون باشد و ناموس اسلامشان به خطر بیفتد!
منطق رضا شاه و خمینی و خامنه ای یکی است. هر دو خود را قیم زنان میدانند و هردو به خود حق میدهند که در خصوصیترین امور زنان دخالت کنند و هردو به خود حق میدهند که تصمیم گیرنده برای جامعه و بخصوص زنان باشند.
عجبا که نورمفیدی امام جمعه زنگ زده در گرگان این واقعیت را فهمیده، اما خامنه ای و سلطنت طلبان بیبته این را فهم نکردند که دوران حکومتهای اقتدار گرا گذشته است…







