میگویند دنیا دار بقا برای انسانها نیست. انسانها بعد از عبور از پل دنیا میراثی از خود بجا میگذارند. بعضیها نام نیک و بعضیها نفرت و انزجار و بعضیها رسم و مرام، که گوشهای از تاریخ را به خود اختصاص میدهد.
سالها از مرگ چنگیز مغول میگذرد، اما نام و رسم مغول ازبین نرفت. در گذر زمان چهره عوض کرد. اما ماهیت و اندیشه او به شکل دیگری ظهور کرد. روزگاری این مغول هیبت یک دیکتاتور خونریز را گرفت که انقلاب مشروطه را به سرقت برد. دگر با در نقش یک دیکتاتور متوهم ظاهر شد و نهضت ملی ایران را سر برید. سپس عمامه به سر کرد و در معیت استعمار و به به و چه چه آنها به بهشت زهرا فرود آمد و تمام ایران را به بهشت زهرا تبدیل کرد و بار دیگر خلف او بر جایش نشست و سنت چنگیز مغول را با نابودی حرث و نسل ایران اجرا کرد.
چنین گفت چنگیزخان مغول!
چنگیز اخیر در دیدار با باصطلاح شاعران چنین گفت:
«امروز بنظر من اون تاخت و تازی که زمان مغولها اتفاق افتاد داره تکرار میشه! البته این مغولهای جدید مغولهای کراوات بسته و پاپیون زده و ادکلن زده و کت و شلوار پوشیده نوع تاخت و تاز اینها با اون مغولها تفاوت داره اما تاخت و تاز است دارند تاخت و تاز میکنند!».
این چنگیز اصلا به روی خود نیاورده است که آیا اساسا چیزی از ایران سرزمین شیر و خورشید برای نابودی باقی مانده است؟
هبوط چنگیزی به نام خمینی رجعت به سوی دروازههای قعر تاریخ و قرون واعصار بود و این چنین جزیره ویران شاه را به سمت مرگ و ویرانی سوق داد. لباس این مغول با چنگیزخان وجغتای و طغرل و چغرل از حیث عبا و ردا و عمامه وجه تشابه زیادی داشت و به لحاظ اندیشه هم در زروق ولایت فقیه خودش را حاکم بلامنازع جا زد، البته جایگاه او بر فرشی که جنایات شاه آن را به رنگ خون درآورده بود، قرار گرفت.
او تاخت و تازید و زمین ایران را با بذر جان انسانهایش زراعت کرد و برای ماندگاری خود و اندیشهاش که با ماهیت چنگیز خان مغول تفاوتی نداشت، هرچه بیشتر قتل عام کرد، اما سرانجام با کفنی پاره به گورسپرده شد و خامنه ای را یک شبه بر تخت سلطنت نشاندند..
مهملات خامنهای در دیدار با شاعران
مثلا در مورد شعر اینگونه اظهار فضل میکند: «هیچکدام از رسانهها مثل شعر تاثیرگذار به معنای خاص نیستند البته بعضی از رسانهها مثل مثلا سینما تاثیر بیشتری دارند احتمالا از شعر رسانههای تصویری و اینها لاکن تمام میشه فراموش میشه یکبار شما فیلم را دیدید دو بار دیدید دیگه تمام میشه اما این شعر مانده میماند هزار سال میماند». [فرهنگ گفتار بی در و پیکر، مربوط به خود خامنهای است]
اینکه شعر و هنر چه ربطی به خامنهای دارد بماند، چون تعجب بیشتری را بر میانگیزد. آنچه که انسان دچار تعجب نباید بشود، آن وقتی است که خامنهای از داغ و درفش و شکنجه و کشتار و اعدام و قتل عام صحبت کند، چون با ماهیت ولی فقیه سازگاری دارد.
البته همه مردم ایران بخصوص بعد از قیام شهریور ماه ۱۴۰۱خوب میدانند که شعر و محفل شاعری و مداحی دکانی بیشتر برای ولی فقیه نیست که چهره منفور خود را با این سیرکهای تهوع آور بزک کند.
در همین زمینه
چگونه چنگیز خان مغول رو سفید شد؟!
خامنهای و فرافکنی در مورد حقوق زن
مردم ایران در این شش ماهه قیام جنایات خامنهای در حق زنان را به چشم دیدند. وقتی ایلغاز خامنهای در خیابانها جولان میداد، چه سرهای نازنینی همچون گلهای زیبای بهاری بر زمین میافتادند. مهسا، نیکا، آرمیتا، شیرین علیزاده، هدیه نعیمانی، پریسا ، سارینا و ده ها زن آزاده و دلیر که به دستور خامنهای کشته شدند و در لیست شهدای جاوید نام قیام ایران قرار گرفتند.
حال خامنهای گویی کرسی ولایت آنچنان کورش کرده که حاضر نیست حقایق را ببیند و برای پوشاندن جنایات خود در حق زنان اینگونه مهملات میبافد: «امروز هدف دشمن این است که نقاط قوت فکری و معارفی ما را از ما بگیرد تدین زن را حیای زن را تضعیف کند اینها دنبال این چیزها هستند ، غربیها نسبت به زن ایرانی ترحم ندارند که بگویند حقوق زن رعایت بشه کینه دارند از زن ایرانی قطعا اگر چنانچه حضور زنها نبود انقلاب پیروز نمیشد».
عجبا مزدوران سرکوبگر خامنهای زنهای آزاده ایرانی را کشتار کردند، اما خامنهای درون مایه خودش را به دیگران نسبت میدهد. این فرافکنی از خود جنایت وقیحتر است
چرا خامنهای مغول را از دهلیزهای تاریخ بیرون کشید؟
در جریان قیام به دلیل جنایاتهای فراوانی که خامنهای مرتکب شد، مردم به او لقب ضحاکعلی دادند. ضحاک همان ولی فقیه افسانهای هست. داستان او را همه میدانند و اگر کسی نمیداند، میتواند به چهره کریه خامنهای وجنایاتی که مرتکب شده، نگاه کند و به تمام داستان پی خواهد برد.
بی تردید اگر مردم ایران در قیام هویت وحشی مغول را به او نسبت میدادند، هرگز یادی از اجداد خود نمیکرد. حال با دست بازتر از نیای عقیدتی خود یاد میکند، اما برعلیه دیگران و در این باره میگوید
حال قضاوت بر عهده مردم ایران گذاشته میشود که چه کسی مغول وار به همه چیز ایران، به مردم و زندگی مردم، به هستی مردم تاخت و تاز میکند؟ آیا غیر از مغولعلی خامنهای کس دیگری هست؟







