نماد آوارگی، جسد زنی است که به دوش کشیده است!
در میان ملتها، مردم فلسطین همیشه نماد آوارگی بودند. آنان به دلیل اشغال سرزمینشان بیش از ۵۰سال است که آواره سرزمینهای دیگر هستند. اکنون کودکان فلسطینی به بزرگانی تبدیل شدهاند که هرگز سرزمین پدری خود را ندیدند. از همین روست که محمود درویش شاعر پر آوازه فلسطین سروده بود:
تو نه دوری تا انتظارت کشم
و نه نزدیکی تا دیدارت کنم
و نه از آنِ منی
تا قلبام آرام گیرد
و نه من
محروم از توام
تا فراموشات کنم
تو در میانهی همه چیزی
زمستانات هرگز
مرا نخواهد کشت
خیالام میتواند
هزاران هزار تابستان بیافریند
نماد آوارگی در میانه مرزهای بی آیندگی
… اما عکسی که اکنون نماد آوارگی یک ملت شد، عکس مردی ایرانی است- نه فلسطینی. او در حالی که پیکر بی جان همسرش را به دوش کشیده است با دو دختربچه خردسال گریه کنان میان یونان و ترکیه سرگردان است.
عکس او انعکاس رنج ملتی است که حاکمیت و سرزمین او توسط راهزنان غصب شده است. او فرزند کرد این میهن است. او از شلاق و سرکوب و فقر و نداری، به امید رسیدن به یک سرزمین امن ترک وطن کرد. لابد همسرش «مهری» هزاران آرزو برای دختران خردسالش داشت.
آنها از این وطن کوچ کردند به امید آنکه وطنی بیابند برای آسایش کودکانشان. سرزمینی که در آن اعدام نباشد. گلوله باران شبانه نباشد. شکنجه نباشد و زندان نباشد. اما…
اما آنان در میانه راه نماد آوارگی یک ملت شدند.
دو دختر خردسال شاهد مرگ مادر بودند
همسر و دو دختر ۴ و ۷ ساله مهری نبیزاده، پناهجوی اهل سردشت که هفته گذشته در مسیر رفتن به کشور یونان جانش را از دست داد، هم اکنون در وضعیت نامناسب روحی در قرنطینه کمپ “فلایکو” واقع در کشور یونان نگهداری میشوند.
سردار ابراهیمنژاد، پدر خانواده با درد و اندوه میگوید: «در مسیر خشکی ما بین ترکیه و یونان همسرم از شدت خستگی مفرط قادر به پیاده روی نبود. افرادی که در این مسیر همسفر ما بودند، ما را همکاری نکرده و تنها گذاشتند. در نهایت همسرم دچار ایست قلبی شد و جلوی چشم خودم و فرزندانم جانش را از دست داد».
وی میگوید: «من بیش از دو ساعت جسد همسرم را کول کردم و همراه با دو دختر خردسالم گریه کنان در جنگلهای یونان پیاده روی کردهایم تا به فردی رسیدهایم و پلیس را مطلع کرده است».
وی با نومیدی ادامه میدهد: پس از مطلع شدن پلیس جسد همسرم را به سردخانه یکی از بیمارستانها برده و من و دو کودک خردسالم را بازداشت کردند. هم اکنون در کمپ فلایکو نگهداری میشویم و میگویند تا پایان اتمام دوره ۱۴ روزه قرنطینه اجازه دیدن جسد همسرت را ندارید.
پایان آوارگی فرا خواهد رسید
وی از تمام سازمانهای حقوق بشری و نهادهایی که در امور پناهجویان فعالیت میکند درخواست دارد که برای انتقال جسد همسرش به شهر زادگاهش یعنی سردشت و همچنین انتقال فرزندانش به کشور سوم با آنها همکاری کنند و مانع از دیپورت آنها به ترکیه شوند.
همان طور که عکس کودک سوری در کنار ساحل مدیترانه نماد بیپناهی و آوارگی مردم سوریه شد، عکس این مرد با همسری بیجان بر دوش، و دو کودک گریان در جلو نماد مظلومیت ملت ایران در عصر ستم خامنهای است. اما این نماد آوارگی به زودی جایش را به نمادهای شورش و قیام در شهرها خواهد داد. کانونهای شورشی شهرها نماد و تضمین این مسیر هستند.








