محمد سرافراز، رئیس پیشین صداوسیما، با ادعای وجود «نفوذی اعظم» در سطوح بالای امنیتی کشور، هشدار داد که این نفوذ از طریق افراد و نهادهایی که خود را انقلابی نشان میدهند، صورت میگیرد. اظهارات جنجالی محمد سرافراز، درباره وجود «نفوذی اعظم» در بالاترین سطوح امنیتی کشور، مانند زلزلهای سیاسی، بنیانهای گفتمان امنیتی حکومت خامنه ای را به لرزه درآورده است. این ادعا، که از سوی یکی از چهرههای ارشد سابق حکومت مطرح شده است، نهتنها بحث «نفوذ» را برجسته کرده، بلکه با افشای شکافهای عمیق درونحکومتی، پرسشهای بنیادینی را درباره ماهیت و کارآمدی ساختار قدرت در حکومت ولایت فقیه پیش کشیده است. صحبتهای محمد سرفراز که در رسانه آسیا نیوز درتاریخ ۳۰مردادماه ۱۴۰۴درج شده است پرده از یک رسوایی در مورد نفوذی اعظم را بر میدارد که نشان میدهد حکومت خامنه ای از درون موریانهوار در حال پوسیدن است.
نفوذی اعظم با نقاب انقلابیگری
محمد سرافراز با صراحت هشدار داده که نفوذ، نه از دشمنان خارجی، بلکه از درون نهادهای امنیتی و توسط افرادی صورت میگیرد که با «شعارهای تند» و ژست انقلابی، به هسته قدرت نفوذ کردهاند. این ادعا، فراتر از یک اتهام ساده، به یک پارادوکس ساختاری اشاره دارد، نهادهایی که برای صیانت از حکومت ولایت فقیه طراحی شدهاند، خود به کانون مزدوری برای بیگانه تبدیل شدهاند.
این تناقض، مفهوم «دوست» و «دشمن» را در گفتمان امنیتی حکومت خامنه ای به چالش میکشد و پرسشی هولناک را مطرح میکند، اگر نگهبانان حکومت خود متهم به همکاری با دشمن خود باشند، چه مرجعی برای حفاظت باقی میماند؟ این نفوذی اعظم در ساختار قدرت کیست؟
اشاره سرافراز به «اتفاقات» موردنظرش،آیا او به شکستهای اطلاعاتی، رخنههای امنیتی، یا ناکامیهای راهبردی حکومت خامنه ای اشاره دارد؟ در شبکههای اجتماعی، نامهایی چون شمخانی بهعنوان مصداق احتمالی مطرح شدهاند، اما هنوز چهره واقعی نفوذی اعظم پنهان است. صحبت سرفراز گویای وضعیت تضعیف انسجام درونی حکومت خامنه ای است.
در همین زمینه
سکوت سپاه پاسداران بر سر عامل نفوذی و گزارش حیرتانگیز پاریزین
رقابت درونالیتی، جنگ قدرت در سایه انقلابیگری
رقابت درونالیتی (Intra-elite Competition) اصطلاحی در علوم سیاسی است که به درگیریها، کشمکشها یا رقابتهای بین گروهها، افراد یا جناحهای مختلف درون طبقه حاکم یا رجل سیاسی یک حکومت اشاره دارد. این اشخاص معمولاً کسانی هستند که در ردههای بالای قدرت (سیاسی، اقتصادی، نظامی یا فرهنگی) قرار دارند و بر تصمیمگیریهای کلان تأثیر میگذارند.
از منظر علوم سیاسی، سخنان سرافراز نشانهای آشکار از «رقابت درونالیتی» است؛ پدیدهای که در آن گروههای مختلف درون حاکمیت، با شک و تردید یکدیگر را هدف قرار میدهند اما چهره نقاب پوشیده نفوذی اعظم را شناسایی نمیکنند و نمیبینند. این وضعیت که ریشه در بحران مشروعیت و عدم انسجام در قدرت دارد، به کاهش کارایی حکومت و تشدید سوءظن در میان افراد رده بالای حکومت منجر میشود.
وقتی یک مقام ارشد سابق، نهادهای امنیتی را به نفوذ متهم میکند، فضای احتیاط و بدگمانی چنان گسترش مییابد که هماهنگی بین نهادها و تصمیمگیریهای کلان را مختل میکند. بیتردید نفوذی اعظم هم شاهد تمام اتفاقات و اوضاع درون حکومت است وچنان میخهای خود را کوبیده که به سادگی قابل شناسایی نیست.
پیامدهای نظاممند، فروپاشی اعتماد و فلج استراتژیک
مطرح شدن نفوذی اعظم در قلب نهادهای امنیتی، پیامدهایی ویرانگر برای امنیت حکومت خامنه ای به همراه دارد. بیاعتمادی سیستماتیک در بدنه حاکمیت، نهتنها همکاری بین نهادها را تضعیف میکند، بلکه اعتماد به ساختار قدرت را نیز به مخاطره میاندازد. در شرایطی که حکومت با چالشهای داخلی و فشارهای خارجی دستوپنجه نرم میکند، اینگونه افشاگریها میتوانند بهعنوان کاتالیزوری برای تعمیق بحرانهای موجود عمل کنند.
پرسش بنیادین این است، وقتی نهادهای امنیتی خود متهم به نفوذ میشوند، چگونه میتوان از یکپارچگی حکومت صحبت کرد؟. این امری محال است. نفوذ در ارکان حکومت خامنه ای پدیده ای است که منجر به ضربات جدی به بدنه نظامی حکومت ولایت فقیه گردید. علیرغم اینکه نیروهای امنیتی به گفته سرکردگان حکومتی تا کنون12هزار نفر را هم در این رابطه دستگیر کردند، اما نفوذی اعظم یا نفوذی های اعظم همچنان با چهره دفاع از ولایت فقیه حضور دارند و تا کنون چهره شان برملا نشده است. این همان وحشتی است که خامنه ای آن را به خوبی حس میکند. اظهارات سردمداران سابق حکومتی هم آتش بیار این کابوس جهنمی است که کل حاکمیت را دچار تزلزل میکند.
آینده در مه، حکومت در برابر خود
اظهارات سرافراز، فارغ از انگیزههای پشت آن، زخمی عمیق در پیکره نظام گشوده است، آیا دشمن واقعی در بیرون است یا در درون؟ این پرسش، در بستری از بحرانهای چندلایه سیاسی و اجتماعی، میتواند به فروپاشی اعتماد درونی و تشدید بیثباتی منجر شود. تا زمانی که حکومت نتواند با شفافیت و قاطعیت به این اتهامات پاسخ دهد، سایه سنگین سوءظن و ابهام بر آینده سیاسی حکومت سنگینی خواهد کرد. حکومت خامنه ای، در برابر خودش و در درون خودش دشمنانش که به قول سرافراز نفوذی اعظم هستند را بر کرسی های متعدد نشانده است. آیا این یک رسوایی بزرگ برای حکومت خامنه ای نیست؟







