نگاهی به زندگی نابغه بزرگ ایرانی مریم میرزاخانی
این روزها که حکومت ایران با بهانه بیحجابی تیغ سرکوب علیه زنان را بلند کرده است، آدم بیش از هر زمانی به یاد مریم میرزاخانی میافتد. زنی که با بیرق علم به جنگ جهل و خرافه رفت و به یک افتخار برای زنان ایران تبدیل شد.
مریم میرزاخانی ریاضیدان نخبه ایرانی و نخستین زن و ریاضیدان برنده جایزه فیلدز بود. او اولین دختر ایرانی بود که در المپیاد ریاضی طلا گرفت و اولین کسی بود که دو سال مدال طلا گرفت.
میرزاخانی پس از دوره کارشناسی در دانشگاه شریف، در مواجهه با انبوه محدودیتهای حکومتی از کشور خارج شد و به دانشگاه هاروارد رفت. بعد از دکترا استادیار دانشگاه پرینستون شد.
مروری بر زندگی مریم میرزاخانی
این نابغه ریاضیات ایران در روز ۲۳ تیر ۱۳۹۶ و در سن ۴۰ سالگی در اثر ابتلاء به سرطان بدرود حیات گفت.
مریم میرزاخانی به تاریخ ۲۲ اردیبهشت سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد. با تکمیل تحصیلات ابتدایی و شرکت در آزمون «سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان» (سمپاد) وارد دبیرستان فرزانگان تهران شد.
بیشتر بخوانید
مریم میرزا خانی؛ زنی که برای تغییر تاریخ آمده بود
کسب مدال المپیاد کشوری و جهانی
میرزاخانی در دوران تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران، برنده مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری در سالهای ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ شد. وی همچنین در سال ۱۳۷۳ در المپیاد جهانی ریاضی هنگ کنگ مدال طلای جهانی را با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز کسب کرد.
او در سال ۱۳۷۴ نیز در المپیاد جهانی ریاضی در کانادا توانست رتبه اول جهان را با نمره کامل از آن خود کند.
میرزاخانی به عنوان نخستین دانشآموز ایرانی نمره کامل را بهدست آورد. وی همچنین نخستین دانشآموز ایرانی بود که دو سال پیاپی مدال طلا گرفت.
اخذ مدرک کارشناسی و دکترا و اشتغال به کار
در سال ۱۳۷۸ مدرک کارشناسی خود را در رشته ریاضی از دانشگاه شریف و دکترای خود را در سال ۱۳۸۳ از دانشگاه هاروارد گرفت و پس از اخذ مدرک دکترای خود از دانشگاه هاروارد، به عنوان استادیار در دانشگاه پرینستون مشغول به تدریس شد.
در سال ۱۳۸۴ نشریه پاپیولار ساینس آمریکا از او به عنوان یکی از ده ذهن جوان جهان یاد کرد.
وی مدت سه سال را به عنوان استادیار در دانشگاه پرینستون گذراند و پس از آن در سال ۱۳۸۷ و پس از اخذ درجه استاد تمامی به دانشگاه استنفورد نقل مکان کرد.
میرزاخانی از ۱۱ شهریور ۱۳۸۷ با درجه استاد تمامی در دانشگاه استنفورد به تدریس مشغول شد.
جوائز مریم میرزاخانی
وی در سال ۱۳۸۸ به خاطر تلاشها و دستاوردهایش در ریاضیات برنده جایزه بلومنتال شد.
میرزاخانی در سال ۲۰۱۴ به خاطر کار بر دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانهای آنها برنده مدال فیلدز که بالاترین جایزه و نشان علمی در ریاضیات است، شد.
زمینه اجتماعی
تمام واقعیت داستان مریم میرزاخانی مدارج و افتخارات علمی او نبود. او همانند میلیون ها نفر از هم نسلهای خود در دوران مشخصی از تحولات سیاسی و اجتماعی زندگی میکرد که بر انتخاب های او تأثیر میگذشت.
قتل های زنجیرهای
مریم میرزاخانی در آذر سال ۷۷ دانشجوی دانشگاه شریف بود و حتما به یاد میآورد که خاتمی به بهانه روز دانشجو به آن دانشگاه رفت و در حالی که تلاش میکرد نمایی جدید از جمهوری اسلامی! نشان دهد اما در همان حال مشغول معامله بر سر پرونده قتلهای زنجیرهای بود.
مریم میرزاخانی از نسلی بود که پاییز سال ۷۷ و رو شدن قتلهای زنجیرهای را به چشم دید. نسلی که دید چگونه مترجمی همچون محمدجعفر پوینده را با طنابی بر گردن خفه میکنند تا مبادا نظام مقدس! از جانب کسی که تنها سلاحش قلمش بود، تهدید شود. مریم میرزاخانی شاید در آن لحظات در ضمیر خود مییافت که در این سرزمین نمیتوان زیست و باید جایی و راهی دیگر برگزید.
درگذشت افتخار علمی ایران
مریم میرزاخانی نابغه ریاضی ایرانی در روز ۱۵ژوئیه ۲۰۱۷ (۲۳ تیر ۱۳۹۶) به دلیل بیماری سرطان در یکی از بیمارستانهای آمریکا درگذشت.
نهاد زنان سازمان ملل در سال ۲۰۱۹ (۱۳۹۸) به معرفی هفت دانشمند زن تأثیرگذار در دنیا پرداخت و نام مریم میرزاخانی نابغه ریاضی را در میان ۷ زن تأثیرگذار در دنیا قرار داد.
در ۱۳ آبان ۱۳۹۸ بنیاد جایزه بریکترو اعلام کرد که جایزه جدیدی به نام جایزه «مریم میرزاخانی مرزهای نو» را ایجاد کرده که به زنان پیشتاز در علم ریاضی تقدیم خواهد شد.
این جایزه به مبلغ ۵۰ هزار دلار هر ساله به زنان ریاضیدان تازهکار که دکترای خود را دو سال قبل از تقدیم جایزه گرفتهاند پرداخت میشود.
در ۱۸ اسفند ۱۳۹۸ و به مناسبت روز جهانی زن، نام مریم میرزاخانی دانشمند ایرانی به پیشنهاد دانشجویان دانشگاه فنی برلین بر یکی از خیابانهای این شهر گذاشته شد.
پس از مرگ وی سالروز تولدش، از سوی اتحادیه بینالمللی انجمنهای ریاضی در جهان «روز جهانی زن در ریاضیات» نامگذاری شده است.
زندگی شخصی میرزاخانی
وی با یک ریاضیدان اهل چک به نام یان واندارک ازدواج کرده بود و از او یک دختر به نام آناهیتا به جا مانده است.
او مانند صدها و هزاران مغز متفکر و اندیشمند ایرانی، به دلیل وجود یک حاکمیت ضد علم، اندیشه و پیشرفت، از ایران مهاجرت کرده بود و نتوانست توانایی شگرف فکریاش را در راه خدمت به مردم کشورش به کار بگیرد.







