آخوند شاهرخی امام جمعه خرم آباد مرکز استان لرستان از مشکلات مردم به گونه ای صحبت میکند که انگار باعث این مشکلات افراد موهوم یا حکومت دیگری است که در ایران حکمروایی میکند. تلویزیون شبکه حکومتی افلاک که صحبتهای او را در تاریخ ۹آذرماه۱۴۰۳پخش میکرد انبوهی از مشکلات را اعتراف میکند که بیانگر سختیهای زندگی مردم استان لرستان است.
لرستان و مشکلاتی که مردم از آن رنج میبرند
استان لرستان بهعنوان یکی از مناطق کمتر توسعهیافته ایران، با مشکلات متعددی دستوپنجه نرم میکند. این مشکلات، نهتنها تأثیرات منفی بر زندگی روزمره مردم دارند، بلکه بیتوجهی حکومت ضد بشری خامنهای به آنها موجب احساس بیعدالتی و رنجش عمیق در میان مردم این استان شده است.
اولویت مردم، سفرهای که کوچکتر نشود
آخوند شاهرخی در قسمتی از صحبتهای خود از سفرههای مردم میگوید. کوچک شدن سفرههای مردم تنها به استان لرستان محدود نمیشود. عملکرد حکومت ضد بشری ولایت فقیه است که هم اکنون این درد همگانی شده است و زندگی سراسر مردم ایران را فرا گرفته است.
در همین رابطه یکی از اساسیترین دغدغههای مردم لرستان، کاهش روزافزون قدرت خرید آنهاست. هر ماه و هر سال، هزینههای زندگی افزایش مییابد، در حالی که درآمدها ثابت میمانند یا بهسختی رشد میکنند. برای مردم، اولویت اصلی این است که بتوانند نیازهای اولیه خود را تأمین کنند، اما گرانیهای بیمنطق، حتی سفرههای ساده آنها را کوچکتر کرده است.
مسکن؛ رؤیایی که دستنیافتنی شده است
برای بسیاری از خانوادههای لرستانی، داشتن یک خانه امن و مناسب به رؤیایی تبدیل شده است. اجارهبها سر به فلک کشیده و خرید یا ساخت مسکن برای بخش بزرگی از مردم غیرممکن شده است. در حالی که سیاستگذاریها باید در جهت تسهیل ساختوساز و ارائه تسهیلات مناسب به مردم باشد، هیچ تدبیر عملی و مؤثری در این زمینه دیده نمیشود.
آنچه آخوندهای حکومتی از جمله آخوند شاهرخی امام جمعه نمایش جمعه بازار خامنهای در خرم آباد لرستان از بیان آن طفره می روند این است که مشخص نمیکنند که متهم کیست؟ چه کسی بانی و باعث این مشکلات است؟.
در مقام حرف آنگونه صحبت میکنند که سنگ را آب میکند اما در عمل جز دزدی و غارت وچپاول چیزی دیگر در کردار و رفتار و اعمالشان نیست. درحالی که عامل اصلی این وضعیت تنها و تنها حکومت محتضر ولایت فقیه است که بر پایه عوامفریبی، ریا و تظاهر بنا شده است.
برای اینکه این دردها این زخم ها سر باز نکند، خامنهای با احکام اعدام و سرکوب، بقای خود را میخواهد تضمین کند. این نشان دهنده پایان یک دیکتاتور خونریز است که چاره را در سرکوب و اعدام میبیند. اما غافل از آن است که دیگر سرکوب دردی را برای دردهای لاعلاج خامنهای درمان نخواهد کرد و محکوم به سرنگونی است.
اشتغال و ازدواج؛ مطالبات جوانان
شاهرخی در قسمت دیگری از صحبتهای فریب کارانه خود از وضعیت شغلی و بیکاری میگوید. درحالی که صندوق خالی دولت و ورشکستگی اقتصاد ولایت فقیه بهدلیل هزینههای جنگ طلبانه است که باعث شده که جوانان لرستان از فقدان فرصتهای شغلی پایدار رنج ببرند وحکومت هیچ اشتغال زایی به عمل نیاورده است چون توان تامین حقوق و دستمزد آنها را ندارد. بیکاری نهتنها معیشت آنها را تهدید میکند، بلکه مانعی جدی برای ازدواج و تشکیل خانواده شده است. پرداخت تسهیلات ازدواج و وامهای مرتبط با جوانی جمعیت، تنها روی کاغذ باقی ماندهاند و اجرای آنها بسیار ناکارآمد است. این در حالی است که جوانان این استان مستحق توجه ویژه برای آیندهای روشن هستند.
وسیله نقلیه ایمن؛ حق طبیعی مردم
شاهرخی در قسمت دیگری از صحبتهای خود تحت نام در اولویت قرار دادن مشکلات، وضعیت دردناک وسایل حمل ونقل را طرح میکند بی آنکه اشاره کند که مقصر حکومت است. درحالی که در لرستان، بسیاری از مردم هنوز با مشکلات حملونقل ایمن دستوپنجه نرم میکنند. وسایل نقلیه فرسوده و جادههای غیراستاندارد، جان مردم را در معرض خطر قرار داده است. سرمایهگذاری در بهبود زیرساختهای حملونقل باید از اولویتهای اصلی باشد، اما بهنظر میرسد این مطالبه مهم به حاشیه رانده شده است.
در همین زمینه
گرانی و تورم، نان را از سفره مردم ربودند!
گرانیهای بیمنطق؛ فشار بر معیشت مردم
شاهرخی در قسمت دیگری از اعترافات خود با اشاره به وضعیت اسفناک گرانی می گوید: «افزایش قیمت بسیاری از کالاها و خدمات هیچ منطقی ندارد». درحالی که این گرانیها، بهویژه در کالاهای اساسی، زندگی مردم را دشوارتر کرده است. نظارت ضعیف بر بازار و سیاستهای ناکارآمد اقتصادی، باعث شده است که مردم توان مقابله با این فشارها را نداشته باشند.
سخن پایانی خطاب به آخوند ریاکار شاهرخی
مشکلات مردم لرستان، فراتر از یک لیست ساده از نیازها و خواستههاست؛ این مشکلات، نماد بیتوجهی سیستماتیک به خواستههای واقعی مردم است. اولویت مردم، زندگی شرافتمندانه و برخورداری از حداقلهای معیشتی و رفاهی است. بیتوجهی به این اولویتها، تنها به افزایش نارضایتی و شکاف میان مردم و حکومت ولایت فقیه منجر خواهد شد. این مشکلات همچون زخمی چرکین روزی دهان باز میکند و به آتشی سوزان بدل می گردد که مرگ محتوم حاکمیت ضد مردمی ولایت فقیه را بهدنبال دارد.







