خامنه ای و ابراهیم رئیسی متهمان ردیف اول
یکی از وجوه کمتر افشا شده نسل کشی زندانیان سیاسی در سال ۶۷، قتل عام دانش آموزان و نوجوانان و کودکان بود. خمینی همان طور که به صورت گله ای دانش آموزان را به جبهههای جنگ و میدان های مین می فرستاد و کشتار میکرد، در قتل عام دانش آموزان و نوجوانان در زندانها هم تردید نمیکرد.
یکی از سبعانه ترین اقدامات خمینی قتل عام دانش آموزان در سال ۶۷ بود. در اعدامهای جمعی سال ۶۷ هزاران دانش آموز به جوخههای اعدام سپرده شدند. در اینجا تلاش میکنیم اسامی برخی از این اعدام شدگان را مرور کنیم. به امید اینکه این اسامی به افشای ابعاد بیشتری از این جنایت توسط خانواده های قتل عام شدگان منجر شود. [پنجمین جلسه دادگاه حمید نوری، مشروعیت مبارزه مجاهدین خلق علیه خمینی]
فرخ و فرهاد جره
فرخ و فرهاد جره دو برادر دو قلو بودند. فرخ در سال۶۲ اعدام شد و فرهاد در جریان قتلعام۶۷ به دار آویخته شد. آنقدر این دو برادر شبیه به هم بودند که گاهی فقط مادرشان میتوانست آنها را از هم تشخیص دهد.
فرهاد تعریف میکرد: در یکی از روزهای سال۶۰ شرایط زندانها خیلی ملتهب و آمار اعدامها خیلی زیاد بود، در یکی از ملاقاتهایی که با پدر و مادرم در زندان شیراز داشتیم اول فرخ با آنها ملاقات کرد و بعد من وارد کابین ملاقات شدم. مادرم با نگرانی به من گفت فرهاد تو بزرگتری خواهشا مواظب فرخ باش. به قول خودش من ۱۰دقیقه زودتر بدنیا آمده بودم. اما فرخ را در زندان عادلآباد شیراز بعد از کلی شکنجه و اذیت و آزار اعدام کردند.
نسرین شجاعی
نسرین شجاعی در حالی که ۱۱سال بیشتر نداشت در مشهد دستگیر شد. بعد از مدتی آزاد شد. مجدداً در بهار۶۴ دستگیر شد و تحت شدیدترین فشارها و شکنجههای پاسداران قرار گرفت. او پس از ۳سال از زندان آزاد شد. اما در فاصله کوتاهی دوباره دستگیر شد. روز ۱۳ مرداد ماه سال ۶۷ در حالی که ۱۷سال بیشتر نداشت همراه دیگر یاران مجاهدش سربهدار و جاودانه شد. حدود ۱۲نفر از خانواده نسرین شجاعی توسط عوامل خمینی اعدام شدند.
امیر عبداللهی لاکلایه
امیر عبدالهی لاکلایه در سال۱۳۴۴ در تهران متولد شد. در جریان قتلعام زندانیان سیاسی در سال۶۷ در حالی که ۲۳سال بیشتر نداشت با فتوای خمینی اعدام شد. چند روز پیشتر از او، برادر مجاهدش ابوالحسن (مجید) عبداللهی نیز با امضای رئیسی جلاد سربهدار شد.
مسعود علایی خستو
مسعود علایی خستو، نوه دختری آیتالله طالقانی، در سال۱۳۴۳ در تهران بهدنیا آمد. از همان دوران کودکی با مفهوم مبارزه و دردهای ناشی از آن آشنا گردید. مسعود بهخاطر اینکه نوه پدر طالقانی بود، بارها توسط خود لاجوردی تهدید شده و از او خواسته شده بود که همکاری کند. یکبار هم لاجوردی جهت مصاحبه پیش او رفت، ولی باز جواب رد شنید. نیری که مسعود خستو را میشناخت، پس از توهین به او و پدربزرگش، گفت: «نوه طالقانی هستی؟ برو… اعدام! او با دفاع جانانه از مجاهدین هیبت پوشالی «هیأت مرگ» خمینی را به هیچ گرفت. او با سرافرازی به دار بوسه زد.
فایل صوتی منتظری در قتل عام دانش آموزان
در فایل صوتی که از دیدار آقای منتظری با هیأت مرگ منتشر شده در قسمتی از آن می گوید: «حدود بیست و چند نفر هم داریم که اینها وقتی آمدند زندان حدود ۱۶ – ۱۷سالشون بوده. الآن بیست و سه چهار سالشونه. حدود ۴۰مورد از اینها که فقط سه تا امضا شده باز هنوز اجرا نکردیم. فقط به این لحاظ که گفتیم تا آخرین روز یه اتمامحجت دیگری هم با اینها بشه که اگه واقعاً راهی برای برگشت نبود آنوقت تصمیم گرفته بشه. [فایل صوتی منتظری در مورد قتلعام ۶۷]
احمد غلامی
احمد غلامی در حالیکه سال۶۰ حدوداً ۱۴ساله بود دستگیر شد. او را در تاریخ ۲۰مرداد۶۷ از بند بردند و اعدامش کردند. یکی از همبندیهاش نوشت: «با احمد غلامی همبند بودیم. چند روز بود که او را از سلول آورده بودند. در طول این چند روز با بچههایی که از منطقه (ارتش آزادیبخش) آمده و حالا در زندان بودند، آشنا شد. از آنها خبرهایی از وضع سازمان و ارتش گرفته بود. آنها را با شور خاصی برایمان تعریف میکرد. احمد حوالی ۲۰مرداد از سلول برده شد و دیگر او را ندیدم.
حمید خضری
یکی دیگر از قهرمانان دانشآموز سید حمید خضری بود. وقتی نیری جنایتکار به حمید خضری میگوید: «برادرت اصغر را اعدام کردهایم. برادر بزرگتان هم که در سال۶۰اعدام شده، حالا تو برو انزجارنامه بنویس تا برای مادرت بمانی». حمید قهرمان در مقابل نیری غریده بود که: «هرکس راه و آرمان خودش را دارد. اصغر راه خودش را رفت. منهم راه خودم را میروم. باز هم تکرار میکنم من هوادار سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران هستم».







