در چند روز گذشته ، رژیم درغافلگیری کامل، یک ضربه اساسی در سوریه خورد
و تمام پایگاههای سپاه قدس وحزبالله و مراکز سیاسی رژيم بهدست مخالفان بشاراسد افتاد
حالا سه روز بعد از شروع درگیریها، از شوک خارج شدهاند و عراقچی رفته سوریه که پیام خامنهای را به دولت آنجا بدهد.
سوال این است: علت این ماجرا چه بود؟ و سوریه چه اهمیتی در استراتژی بقای رژيم دارد؟
علت اصلی این وضعیت، ضعف مفرط رژیم و ضرباتی است که سپاه قدس و حزبالله بهعنوان نیروی پیاده رژیم خورده.
مدافعان حرم با مدافعان بیت
اما درمورد اهمیت سوریه،این کشور نقطه اتصال و پشتیبانی عمق راهبردی خامنهای است
که با بستهشدن راه پشتیبانی حزبالله، عمق راهبردی خامنهای فرو میریزد.
و فروپاشی عمقراهبردی هم بلافاصله جامعه ناراضی ایران را علیه رژیم بهحرکت درمیآورد
به همین خاطر چند میلیارد دلار خرج نگهداشتن بشاراسد کرد.
در همین زمینه
پیشروی شگفت انگیز شورشیان سوریه به سوی پایتخت
طوری که پاسدار چهارباغی اعتراف کرد: سردار سلیمانی میگفت که به شما میگن مدافع حرم، میدونید حرم چیه؟ حرم یعنی کل جمهوری اسلامی! فکر نکنید حرم یعنی حرم حضرت زینب!
همانطور که سلیمانی بهدرستی به نیروهایش شیرفهم کرد، ازهمان ابتدا هم «حرمی» در کارنبود، بلکه هرچه بود همین « بیت» بود.
یعنی همه این کشتارهای هولناک در عراق، سوریه، لبنان و فلسطین یک هدف بیشتر نداشته است.
هدف حفظ ولایت فقیه در ایران بود که امروز به «سرمار» گفته می شود.
اکنون تمامی این سنگرهای خود ساخته مار نشسته در تهران درحال فرو ریختن است. و این یعنی کانون بحران و جنگ اکنون برای همه مثل روز روشن شده است.
بی تردید این ضربه به عمق استراتژیک رژیم خامنهای، تاثیرات بلافصل بر ولایت فقیه خواهد گذاشت. تاثیرات این شکست استراتژیک را باید در ماههای سرد پیش رو در خیابانها و شهرهای ایران دنبال کرد. اکنون کانون جنگ به خیابانهای ایران و تهران منتقل شده است.






