سیل در ایران چرا به یک بلای خانمانسوز تبدیل می شود؟ دوباره پاییز شد و فصل بارش. بارانی که میبایست مایه حیات و خرمی باشد به اسباب مصیبت و درد تبدیل میشود. چرا؟
طی روزهای گذشته در پی بارندگیهای شدید و وقوع سیل و آبگرفتگی در ۸ استان کشور، خسارات زیادی به مردم وارد شده است. استانهای بوشهر، ایلام، خوزستان، فارس، قزوین، کهگیلویه و بویراحمد و گلستان و لرستان از روز جمعه با سیل و آب گرفتگی روبهرو هستند. میگویند خوزستان به باتلاق تبدیل شده است. فاضلاب تمام شهر اهواز را فراگرفته و بیماری به شدت مردم را تهدید میکند. در ۵۱شهر و روستا نیز با آب گرفتگی معابر، خسارات زیادی به خانههای مردم و زمینهای کشاورزی وارد شده است.
سیل یک پدیده تکراری برای رنج مردم
زهکشیهای غیراستاندارد و فقدان لایروبیهای لازم، باعث شده معابر و کانالهای تخلیه آب، ظرفیت خروج حجم بالای آب ناشی از بارندگی را نداشته باشند. پیآمد آن سیل و آبگرفتگیهای بزرگ در استانهای جنوبی، غربی و بخشهایی از شمال کشور است.
در خوزستان شهرهای اهواز، ماهشهر، امیدیه و رامشیر دچار آبگرفتگی شده و عبور و مرور و حمل و نقل را مختل کرده است. در بخش سوسن از توابع شهرستان ایذه به خانههای مردم آسیبهای جدی وارد شده است. در کهگیلویه و بویر احمد مردم با سیل درگیرند وکسی به فریادشان نمیرسد. در معابر کوهستانی، ریزش کوه و بسته شدن جادههای مو اصلاتی و مهم بین شهری، بر مشکلات مردم افزوده است.
بیشتر بخوانید
سیلاب و آبگرفتگی در شهرهای خوزستان + کلیپ
آبگرفتگی در شهرک کورهها در ماهشهر + کلیپ
وضعیت آنقدر بحرانی است که ناصرینژاد عضو مجلس ضمن اعتراف به وخامت اوضاع هشدار داد: «با توجه به شیوع گسترده بیماری کرونا، در صورت وقوع سیلاب و آبگرفتگی معابر، سلامت جامعه بهشدت بهخطر خواهد افتاد. این در حالیست که مطابق پیشبینیها بارندگیهای فراوانی در روزهای آینده خواهیم داشت».
چرا فلات ایران دچار سیلاب می شود؟
تبلیغات حکومتی تلاش میکند علت این وضعیت را ناشی از شدت بارانهای فصلی معرفی کند. اما نخستین سؤال مطرح این است که مگر هواشناسی از مدتها پیش نسبت به بارش بارانهای شدید در آذرماه هشدار نداده بود؟ مگر طی ۲سال گذشته، سیل و آبگرفتگیهای شدید در بیشتر استانهای ایران تجربه نشده بود؟ دولت چه اقدامی برای مقابله و پیشگیری از این وضعیت کرده است؟
آیا حکومت اقدام به ترمیم، لایروبی و گسترش زهکشیها کرد؟ آیا مانند سایر کشورها، با بررسیهای کارشناسانه و تخصیص بودجه و بسیج امکانات، کشور را برای مقابله با سیل و آبگرفتگی آماده کرد؟
واقعیت این است که دولت با وجود آگاهی از بارانهای شدید آذرماه و احتمال سیل هیچ تلاشی برای مقابله با سیل نکرد. بلکه به اعتراف رسانه وابسته به سپاه پاسداران حتی «با گذشت دو سال هنوز مردم سیلزده لرستان بلاتکلیف هستند و به ناچار زیر خانههای گلی و سیلزده قبلی زندگی میکنند. کسی هم به حرف این مردم گوش نمیدهد. گویا جان آنها مهم نیست».
خوزستان قربانی اصلی سیلاب بی لیاقتی
ناصرینژاد، عضو مجلس از خوزستان نیز با یادآوری خسارات باقی مانده از سیل طی دو سال گذشته به بیعملی حکومت اعتراف کرد: «شبکه آب و فاضلاب شهرهای خوزستان علیالخصوص آبادان، خرمشهر، اهواز، شادگان، دشت آزادگان، یندرخمینی و ایذه … کماکان با مشکلات عدیدهای روبهرو است. اعتبارات تخصیصی جوابگوی رفع نواقص نبوده است. لذا خطر وقوع سیل و آبگرفتگیهای باز هم گستردهتر بسیار جدی است».
بنابراین میبینیم که عامل سیل نه بارندگیهای شدید، بلکه بیعملی حکومت است که حاضر نیست بودجه و هزینهای برای مقابله با سیل و آبگرفتگی اختصاص دهد. علت دزدیهای کلان، اختلاسهای نجومی و گمشدنهای پیاپی میلیاردها دلار در حاکمیت دزدسالار است. با گران کردن پایهایترین نیازمندیهای مردم، مانند مرغ و گوشت و لبنیات و… هر چه بیشتر دست در جیب مردم میکند تا تهمانده دارایی آنها را هم غارت کند.
از این رو باید گفت راه حل مقابله با سیل در ایران هم از طریق برانداختن ولایت فقیه امکان پذیر است. سیل یک پدیده طبیعی است اما آن چه که آن را ویرانگر میکند یک حاکمیت ضد مردم است.






