زریبافی اصفهان را چه کسی به مرز نابودی رساند؟
زریبافی اصفهان از کهنترین هنرهای نساجی ایران بهشمار میرود و ریشه در تاریخ چندصدساله این شهر دارد. این هنر ارزشمند اکنون در آستانه فراموشی کامل قرار گرفته است. کارشناسان، رسانههای داخلی و صاحبان این حرفه سنتی، بارها از افول شدید این صنعت خبر دادهاند. کاهش شمار استادان، از میان رفتن مسیر آموزش و دشواری روزافزون معیشت، سه محور اصلی این بحران به شمار میروند. این گزارش، علل گوناگون این افول را از زبان کارشناسان، صاحبان حرفه و منابع خبری اخیر بررسی میکند. در کنار بررسی علل فرهنگی و آموزشی، بعد اقتصادی و معیشتی این بحران نیز در این گزارش دیده میشود.
روزگار پرشکوه زریبافی اصفهان و آغاز افول
در دوران صفویه، هنر زریبافی در اصفهان به اوج شکوفایی خود رسید. پارچههای زربفت، از ابریشم و نخهای گلابتون پوشیدهشده با طلا یا نقره بافته میشدند. این پارچهها برای دوخت لباس درباریان، تزیین پردهها و مصارف ویژه دیگر به کار میرفتند. اصفهان در آن دوره، یکی از مراکز اصلی بافت پارچه زری و تولید نخ گلابتون در سراسر ایران بود. زریبافی اصفهان برای سدهها، بخشی جداییناپذیر از هویت فرهنگی این شهر محسوب میشد. صادرات این پارچههای نفیس نیز در دورههایی از تاریخ ایران، منبعی برای کسب اعتبار جهانی این هنر بود.
بیشتر بخوانید
فقر غذایی؛ چرا گوشت از سفره ایرانیها حذف میشود؟
پیش از انقلاب، محدوده ابنسینای اصفهان محل تجمع کارگاههای متعدد این هنر بود. مجدالدین تاج، رئیس اتحادیه صنایعدستی اصفهان، شمار کارگاههای فعال زریبافی را به کمتر از ۵ واحد اعلام کرده است. این کاهش چشمگیر، نشانه روشنی از عمق بحران زریبافی اصفهان در دهههای اخیر است.
مهدی شمسعلی، چهره ماندگار این هنر و تنها استاد باقیمانده رشته زریبافی در استان اصفهان است. او میگوید یادگیری کامل این حرفه به سالها آموزش و تجربه نیاز دارد. به گفته او، یک زریباف باید افزون بر بافت، آمادهسازی دستگاه، چلهکشی، نقشبندی، طراحی و شناخت مواد اولیه را نیز بیاموزد. نبود جانشینی برای این استاد سالخورده، آینده زریبافی اصفهان را با ابهامی جدی روبهرو کرده است.
کمبود آموزش و از میان رفتن مسیر انتقال دانش
خانه تاریخی شیخالاسلام اصفهان، زمانی محل آموزش زریبافی و موزه تخصصی نساجی این شهر بود. این مجموعه فرهنگی اکنون جایگاه پیشین خود را بهکلی از دست داده است. هنرمندان میگویند حمایت از این خانه تاریخی کاهش یافته است. این کاهش، یکی از مهمترین فرصتهای آموزش و معرفی این هنر را از میان برده است. این خلأ، فاصله میان نسل استادان و نسل جوان علاقهمند را عمیقتر کرده است.
هزینه بالای مواد اولیه و پیچیدگی فنی دستگاه بافندگی، آموزش دانشگاهی این رشته را دشوار کرده است. نیاز به نیروی انسانی متخصص و فضای کارگاهی گسترده نیز، زریبافی را از اولویتهای آموزشی دانشگاهها دور نگه داشته است. در نتیجه، نسل جدید هنرجویان، فرصت چندانی برای فراگیری این حرفه پرزحمت پیدا نمیکند. بسیاری از آنان، رشتههای سادهتر و کمهزینهتر را جایگزین آن میکنند. کاهش انگیزه اقتصادی برای ورود به این رشته نیز، این روند را تشدید کرده است.
معیشت هنرمندان و بحران بیمه در صنایع سنتی
مشکلات معیشتی، تنها به زریبافی اصفهان محدود نمیماند و بخش گستردهتری از صنایعدستی استان را نیز درگیر کرده است. مشکلات بیمهای، به خروج گسترده قالیبافان اصفهان از این حرفه منجر شده است. این وضعیت، رکود ۸۰ درصدی را در صنعت فرش دستباف این استان رقم زده است.
هنرمندان صنایعدستی ایران این روزها، روزهای خوبی را نمیگذرانند. بسیاری از زنانی که در روستاها به تولید صنایعدستی مشغول بودند، اخیرا بیکار شدهاند. برخی دیگر نیز بخشی از درآمد خود را پس از آن از دست دادهاند. این وضعیت، فشار اقتصادی مضاعفی بر خانوارهای وابسته به این مشاغل سنتی وارد کرده است.
نبود بیمه پایدار برای هنرمندان مستقل، یکی از دلایل اصلی ترک تدریجی این حرفههاست. زریبافان اصفهان نیز، مانند بسیاری از صنعتگران سنتی دیگر، فاقد کارفرمای رسمی هستند. این کمبود ساختاری، آنان را از پوشش بیمه تأمین اجتماعی و امنیت شغلی در دوران سالمندی محروم نگه داشته است. بسیاری از هنرمندان صنایعدستی اصفهان، به همین دلیل، بهتدریج به مشاغل دیگر روی میآورند.
زریبافی اصفهان؛ توسط حاکمیت به حاشیه رانده شده است
صنایعدستی در تبلیغات رسمی حکومت، نماد هویت ملی و میراث فرهنگی معرفی میشود؛ اما در عمل، وقتی پای حفظ معیشت هنرمندان و نجات مشاغل سنتی به میان میآید، این شعارها رنگ میبازند. زریبافی اصفهان نمونه روشنی از همین تناقض است؛ هنری که قرنها دوام آورده، اما امروز زیر فشار بیتوجهی، بحران اقتصادی و نبود حمایت پایدار، در آستانه نابودی قرار گرفته است.
سیاست حمایتی حکومت در قبال مشاغل سنتی، بهجای ایجاد یک برنامه پایدار برای حفظ اشتغال، عمدتاً به اقدامات مقطعی و نمایشی محدود شده است؛ نمایشگاه برگزار میشود، مسئولان از میراث فرهنگی سخن میگویند، اما وقتی نوبت به تأمین مواد اولیه، بازار فروش، بیمه، آموزش نسل جدید و ایجاد درآمد پایدار میرسد، هنرمند عملاً رها میشود.
این وضعیت را نمیتوان صرفاً یک ضعف اداری یا کمبود بودجه دانست. اینها محصول تصمیمگیریهای دولت در صرف منابع برای سیاستهای امنیتی، نظامی و جنگافروزانه میباشد، و در نتیجه حوزههایی مانند صنایعدستی و اشتغال سنتی عملاً به حاشیه رانده شدهاند و هزینه حفظ و بقای این میراث، به جای آنکه بر دوش سیاستگذار باشد، بر دوش خود هنرمند و خانواده او گذاشته میشود.
این همان سازوکاری است که میتوان از آن بهعنوان «انتقال هزینه از حکومت به مردم» یاد کرد: حکومت منابع خود را در اولویتهای سیاسی و نظامی هزینه میکند، اما هزینه فروپاشی اقتصاد محلی، بیکاری هنرمندان و نابودی مشاغل سنتی را به جامعه واگذار میکند.
زریبافی اصفهان فقط یک پارچه یا یک صنعت قدیمی نیست. پشت هر کارگاه، خانوادهای قرار دارد؛ پشت هر استادکار، سالها دانش و تجربه وجود دارد و پشت هر نقش و طرح، بخشی از حافظه تاریخی ایران نهفته است. وقتی یک کارگاه تعطیل میشود، تنها یک شغل از بین نمیرود؛ زنجیرهای از مهارت، آموزش و انتقال تجربه نیز قطع میشود.
حکومتی که از «هویت ملی» سخن میگوید، اما در عمل اجازه میدهد چنین هنرهایی یکی پس از دیگری از چرخه تولید خارج شوند، با یک تناقض آشکار روبهروست. نمیتوان از میراث فرهنگی سخن گفت و همزمان شرایط اقتصادی را چنان رقم زد که صاحب همان میراث نتواند از هنر خود زندگی کند.
مسئله فقط نابودی زریبافی نیست؛ مسئله اولویتهای حکمرانی است. هنگامی که منابع کشور درگیر بحرانهای اقتصادی، امنیتی و سیاستهای منطقهای میشود، سهم هنرمند، کارگاه کوچک و اشتغال سنتی از این منابع هر روز کوچکتر میشود.
اگر این روند ادامه پیدا کند، زریبافی اصفهان نیز مانند بسیاری از مشاغل سنتی دیگر نه به دلیل فقدان استعداد یا علاقه، بلکه به دلیل فقدان امکان اقتصادی برای ادامه حیات، از بین خواهد رفت.
این پرسش همچنان باقی است: چرا باید هنرمند ایرانی هزینه سیاستهایی را بپردازد که خود نقشی در تعیین آنها ندارد؟
منابع
- ۱. «زریبافی اصفهان در آستانه فراموشی؛ کمتر از پنج کارگاه فعال مانده است» ایرانوایر ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
- ۲. «مشکلات بیمهایِ قالیبافان اصفهان» انصافنیوز ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
- ۳. «گره کور بر دار معیشت» روزنامه شرق ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
- ۴. «خاموشی چراغ کمجان صنایع دستی ایران زیر فشار جنگ و تورم؛ فروپاشی تدریجی بازارهای هنرهای تاریخی ایرانیان» آوش ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
- ۵. «چتر حمایتی دولت بر سر بافندگان فرش دستباف گسترش مییابد» خبرگزاری مهر ۲۱ شهریور ۱۴۰۵







