شبرنگ به تاریخ؛ شباهت تاریخی شاهان قاجار و سران ولایت فقیه- حاج سیاح
میرزا محمد علی محلاتی ملقب به حاج سیاح در گذشته به سال ۱۳۰۴ شمسی یک کنشکر بنام عصر مشروطه بود که کتاب خاطرات حاج سیاح او را به شهرت رساند. حاج سیاح نخستین ایرانی بود که رسما تابعیت آمریکایی هم دریافت کرد. او در کتاب خاطراتش بخشی از تاریخ عصر شاهان قاجار را به تصویر کشیده است.
در این قسمت به خاطرات او در زمینه نفوذ روسیه در ایران در زمان مظفرالدین شاه از طریق ولخرجیهای شاه و دربار میپردازیم:
اصرار مظفرالدین شاه به سفر فرنگ!
بعد از آنکه وبا موقوف شد، باز مظفرالدین شاه را هوای سفر فرنگ به سر افتاد. ناصرالدین شاه اگر چه سفر کرد با فاصله و از مال خود ایران که از مردم ایران غارت شده بود، رفت و ایران را غرق قرض نکرد. مظفرالدین شاه هر سال و هر ماه میخواهد در تماشاخانههای فرنگ بسر برد و ایران را تمام خرج سفر و عیش خود کند. پس از آنکه عینالدوله اول وزیر اعظم بعد صدراعظم و بعد اتابک اعظم شد و این بلیه وبا هم رفع شد.
باز مظفرالدین شاه اصرار بر سفر فرنگ را از سرگرفت. بعضی خیرخواهان مملکت هر قدر با صراحت و کنایه گفتند صلاح نیست و سبب قرض و خرابی مملکت است، قبول نکرده، عین الدوله دیده که ایراد بزرگ خودش و سایر وطنخواهان و علما عتبات و سایر علما که از امین السطان پول نمی گرفتند، بر امین السلطان همین بردن شاه بفرنگستان و مقروض کردن ایران بود.
او خواست شاه را از این خیال منصرف کند. بالاخره شاه صریحا گفت: هر کس ممانعت از این سفر من کند، دشمن من است و نزد من مبغوض خواهد شد. حکما باید از روسها قرض کرده مرا بسفر فرنگ روانه کنید».
استقراض از روس برای سفر فرنگ!
سنه۱۳۳۲قمری ۱۲۸۴شمس
مجددا ده کرور از روس قرض کرده مصمم سفر فرنگ شدند. دیگر در ممالک اروپا و روس و عثمانی معلوم شده بود که این سفرشاهان ایران بفرنگ غیر از تماشا و هرزگی و مال مملکت را بخارجه مفت ریختن و نادانی و پستی خود را بتماشا گذاشتن نتیجهای ندارد.
دشمنان ایران بخصوص دولت روس مساعدت میکردند که ایران بدست خود ضعیف و مقروض و خراب و پامال شده برای نفوذ ایشان زحمتی باقی نماند و سایر ملل و دول متمدنه دیگر این سفرها را اهمیتی نداده مثل سفر یک نفر ولخرج در انظار بود.
تصرف روس و انگلیس کانه مسلم شده بود!
دیگر عموم مردم داخله و خارجه، از ایران و اصلاح و ترقی آن نومید گشته، تصرف روس و انگلیس کانه مسلم شده بود. بدبختانه اغلب بزرگان وطن فروش ایران هم این را یقین دانسته باعتقاد خود لازم میدیدند که از مال رعیت و مالیه دولت و قرض خارجه و قیمت فروش مملکت برای آینده خود ذخیره کنند. هر کس در هر کاری بود جز فکر ذخیره و جمع ثروت اگرچه بخرابی مملکت باشد مضایقه نداشت.
حکام و امراء و صاحب منصبان و بعضی از علماء جز این فکری نمیپروریدند و چون امین السلطان و جمعی دیگر را دیدند که از پول استقراض مبالغ بزرگ بردند …
حاضران از امراء و علماء توقع داشتند عین الدوله هم قرض را زیاده از خرج سفر کرده نصف را میان اینان تقسیم کند و نصف را خرج سفر فرنگ نمایند. لیکن عین الدوله فقط ده کرور قرض کرده و گویا جز خودش و معدودی از این پول فایده نبردند الله اعلم…
دولت روس که بواسطه گرفتاری بجنگ ژاپون مدت کمی زیاد توجه بحال ایران نداشت وقتی دید که احساسات ایرانیان مخالف ایشان است که از غلبه ژاپون اغلب شادمان بودند، بعد از تمام شدن جنگ و صلح کردن با ژاپون بشدت تمام خود را متوجه فنای ایران ساخته در دربار ایران نفوذ خود را بکار میبرد و در تعیین صدارت و حکام دخالت مینماید.
بشاه و ولیعهد تلقین کردهاند که بقاء سلطنت ایشان در دست روس است و بعضی طرفداران از وطن فروشان ایران هم پیدا کردهاند. بالجمله پولیتیک روس بشدت در ایران جریان دارد. در زمان ناصرالدین شاه شهرت یافته بود که روسها سندگرفته بودند که ۲۵ سال در ایران راه آهن ساخته نشود برای اینکه ایران راه آهن نداشته باشد و ترقی نکند و اگر وقتی خواست راه بسازد بوسیله روسها باشد.
در همین زمینه
خاطرات حاج سیاح و همزیستی تاریخی و ظالمانه شیخ و شاه
حکومت رذل پرور
بهرحال الان روس ایران را وطن خود می داند و بدبخت سست عنصران بزرگان هم همین اعتقاد را دارند. رعبی از ایشان در دلها جا گرفته که هر حکمی بکنند جز سر تسلیم در ایران نیست…
سنه ۱۳۲۴قمری ۱۲۸۵شمسی
بعد از عود مظفرالدین شاه از سفر فرنگ و وضوح و خرابی کارها و آزردگی علماء عتبات از این اوضاع شروع یک بحران بزرگی در مملکت دیده شد…
در زمان علو صدارت امین السلطان روزی بباغ پارک او رفته بودم. خودش در بازار بود. جمعی کثیر منتظر قدوم او بودند منجمله یک نفر سیاح فرنگی که اسمش فگراوس بود. دیدم منتظر است. چون کاری نبود با من نشسته مشغول صحبت شده گفت: «من مدتی است که باین پایتخت وارد شدهام. از امور مهمه این مملکت یکی عظمت و اقتدار این صدر اعظم و نفوذ قول او بیشتر از شاه میبینم و یکی هم نفوذ روحانیون و ملاهای این مملکت.
اول خیال کردم این شخص صاحب هوش فوق العاده و سیاستمداری بزرگ است برای دولت و مملکت خود کار کرده، بر اقتدار آن افزوده و روحانیون هم بخلاف روحانیون مذاهب دیگر شاید در نشر علوم حقیقیه و تنویر اذهان و اصلاح اخلاق کارها کردهاند که این اشتهار و اقتدار را دارند، لیکن حیرت کردم از اینکه دیدم شاه ما رذل پرور بوده و این شخص چون رذل شاه بوده شاه شما اقتدار را به او بخشیده…








