روزهای آخر حکومت شاه؛ در حرفهای تمام سطوح سرکردگان حکومت از خامنه ای و روحانی و … تداعی میشود و در جنگ لفظی باندهای حکومتی در مجلس بیشتر نمود پیدا میکند، اینبار روزهای آخر حکومت شاه در صحبتهای ظریف شنوندگان را متعجب میکند چرا که او کلیت قیام و اعتراضات رشد یابنده مردمیرا بهزیر سوال میبرد.
امید کوهنورد
ظریف طی مصاحبه ای گفت: «الان بیشتر حضور در توییتر از ایرانی ها کسانی است که با ما رابطه خوبی ندارند و بیشتر هم از خارج هدایت میشود مخصوصا از سعودی و آمریکا یک حرکت بسیار گسترده ای در این زمینه هست. تعجب میکنم از این شرکت ها که حساب های ایرانی ها را بستند ولی این حساب ها… که شاید هم بیشترشان به صورت ربات انجام شود… را آزاد گذاشتند… به هر حال احساس من این است که حضور گستردهتر کاربران واقعی ایرانی میتواند یک پاد زهری باشد برای این حضور هماهنگ شده و در واقع خریداری شده…» [با اقتصاد ۹ شهریور ۹۷]
ظریف در این مصاحبه چهار موضوع را مطرح کرد:
اول اینکه حضور گسترده از ایرانی ها در توییتر کسانی است که با ما رابطه خوبی ندارند
دوم اینکه بیشترشان ربات هستند و یا حضوری است هماهنگ شده و خریداری شده و از خارج هدایت میشوند مخصوصا سعودی و امریکا
سوم هم خواستار حضور گسترده تر کاربران واقعی ایرانی شد
چهارم هم از شرکتهایی که حسابهای ایرانی ها (بخوانید وزارت اطلاعات رژیم ) را بستند میخواهد که این حسابها (که علیه حکومت هستند) را ببندند.
خوب است که قبل از هر توضیحی ابتدا به حرفهای ازهاری در اواخر حکومت شاه و تشابه آن با حرفهای ظریف که تداعی روزهای آخر حکومت شاه است، نگاه کنیم:
ارتشبد ازهاری، طی نطقی برای تکذیب این نکته که مردم بر روی بامهای خانهها میروند و شبها علیه حکومت شعار میدهند، از پشت تریبون مجلس اظهار داشت: «آقايان! اينها دروغ است. ضبط صوت گذاشتهاند روی پشت بامها و صدای آن را بلند میكنند. من خودم، همراه خانومم، رفتيم روی پشت بام، دوربين انداختيم، كسی روی بامها نبود. اينها همهاش نوار است…» [رادیو زمانه ۲۳ آذر ۸۷]
در رابطه با موضوع اول که کاملا مشخص است و اعتراف به مخالفت اکثر مردم ایران با این حکومت است که صرفا مختص فضای مجازی نیست و در قیامها و خیزشهای عمومیخودش را نشان داده امری که خامنهای و اخیرا هم روحانی در مجلس بهصراحت مطرح کردند. [احضار روحانی به مجلس و اعتراف به قیام! گفتگو با حسین ربوبی]
و در رابطه با موضوع سوم هم که اشاره اش به مزدوران و سایبری وزارت اطلاعات است که خواستار وارد شدن بیشتر آنها شده که موضوع این بحث ما نیست.
و اما در رابطه با موضوع دوم، در حالی که باندهای اطلاعاتی حکومت از نقش و جایگاه فضای مجازی در پیشبرد کار قیام و تاثیرات آن آه و فغان سر میدهند که «فضای مجازی نیز نقش آتش تهیه» قیام با کانونهای شورشی را برعهده دارد و از این بابت به هشدار وآماده باش دادن میپردازند که مجاهدین «امروز در همه صنوف اعم از کامیونداران، بازاریان، مالباختگان، معلمان، کارگران و… نیز نفوذ کرده و خط دهی میکنند… و یا کُر هماهنگی را به صدا در آوردهاند که جمهوری اسلامیایران در فاز پایانی خود میباشد، فضای مجازی نیز نقش آتش تهیه آنان را برعهده دارد». [بهارستانه ۶ شهریور ۹۷]
این همه در حالیست که سرتا پای رژیم از استمرار قیام، لرزه سرنگونی گرفته و به تاثیر ارتباطات در فضای مجازی اقرار میکنند. سخنگویان رژیم میگویند: «اما کیفیترین تحول صورت گرفته، وصل عقبه این کانونها به رهبری آن است، درحال حاضر، خط دهی اصلی این کانونهای شورشی توسط مسعود رجوی… در قالب «پیام به کانونهای شورشی» صورت میگیرد.» [بهارستانه۶ شهریور ۹۷]
اما چرا ظریف به میدان میآید و اساسا کار را مربوط به خارج از مرزهای ایران و نه مجاهدین بلکه آمریکا و سعودی وانمود میکند!؟ اولین موضوعی که بعد از تشابه حرفهای ظریف با ازهاری به ذهن میرسد، تداعی روزهای آخر حکومت شاه است و نشانه پایانی دوران حکومت استبداد دینی و این قانونمندی که همه دیکتاتورها با هر روش حکومتی سرانجام به یک وادی و سراشیب میافتند که ناتوان از درک و پذیرش خواسته های مردم خودشان میشوند و در نتیجه با منتسب کردن شورش و قیامهای مردمی به خارج از کشور، میخواهند به نیروهای وارفته و ریزشی که حالا بیش ازهمه در نیروها و فرماندهان نظامی سپاه خود را نشان میدهند، تسلی خاطر بدهند که خبری نیست و همچنان به حکومت خود ادامه خواهند داد![بخشهایی از سپاه معترض به خامنهای؟!؛ ریزش یا اختلاف؟]
هرچند که سیر شتابان تحولات و گستردگی قیامها با کانونهای شورشی آینده تیره و تاری را برای استبداد دینی در چشم انداز دارد و این مسائل برای مزاح و پر شدن دست کاربران فضای مجازی و البته عبرت تاریخ شدن، لازم است.[ قیام با کانونهای شورشی یا اعتراضات صنفی و رویای خامنهای]
و سرانجام ظریف از شرکت هایی که حساب های «ایرانی ها» را بست، خواست که آن حسابها را هم که مخالف حکومت هستند، آزاد نگذارند یعنی آنها را هم ببندند.
بنظر میرسد که این مهمترین و اصلی ترین موضوعی است که برای ظریف و کل حکومت مهم است و معنی این حرف این است که ما هرکار کردیم از عهده مهار قیام برنیامدیم ولی شما همانطور که حسابهای ما را یعنی وزارت اطلاعات و سایبری حکومت را بستید، پس حسابهای مردم و قیام کنندگان را هم ببندید تا ما بتوانیم به حکومت مان ادامه بدهیم.
بیشک، این ترس و وحشت سرکردگان حکومت از حجم گسترده مواضع مردمی در فضای مجازی، خود گواه این واقعیت است که قیامها با کانونهای شورشی ادامه دارد و البته که چنین مواضع سخیف و کودکانه خود باعث شعلهورتر شدن این قیامها و استمرار آن تا سرنگونی تام و تمام این دیکتاتوری با تمامی باندهای آن خواهد شد.







