گزارشی از انعکاس رسوایی شمخانی در رسانههای حکومتی ایران
رسوایی تازه علی شمخانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی رژیم ایران، موجی از اعتراض، تناقضگویی و افشاگری بهراه انداخت. رسانههای حکومتی که معمولاً در برابر فساد مقامات سکوت میکنند، اینبار ناچار شدند با لحنی متفاوت از «فقدان اخلاق» و «شکاف طبقاتی» سخن بگویند. آنچه در ظاهر فقط یک عروسی لاکچری بود، در عمق خود بحران مشروعیت اخلاقی و شکاف اجتماعی عظیمی را در ساختار حاکمیت آشکار کرد.
از مرثیه اخلاق تا فریاد نان
روزنامه جمهوری اسلامی در یادداشتی با عنوان مرثیهای برای غربت اخلاق به طرز بیسابقهای از زوال اخلاق در رأس قدرت سخن گفت و نوشت: «متولیان نظام نه عدالت را برقرار کردهاند و نه اخلاق را». این روزنامه اعتراف کرد که مقامها در «باتلاق فقر اخلاقی» دستوپا میزنند و جامعه از عدالت و انسانیت تهی شده است.
در مقابل، روزنامه هممیهن با یادداشتی تند از عبدالجواد موسوی، شاعر و روزنامهنگار، عروسی مجلل شمخانی را «آینه فاصله طبقاتی و خشم عمومی» نامید. موسوی نوشت: مردمی که زیر بار تورم لجامگسیخته له میشوند، چگونه باور کنند کسانی که از «اقتصاد مقاومتی» دم میزنند، میلیاردی جشن میگیرند؟ او تأکید کرد که مردم حق دارند از ثروتهای افسانهای فرزندان شمخانی بپرسند و سکوت حاکمیت را نشانهای از پنهانکاری و دروغ دانست.
روزنامه ابتکار نیز با یادآوری سخنان قدیمی شمخانی درباره «سادهزیستی» نوشت: «او روزی میگفت حتی یک ریال برای گل و شیرینی نمیدهم، اما حالا میلیونها تومان خرج همانها کرده است.» این روزنامه، جشن پرهزینه او را در کنار آمار تکاندهنده بازماندگی از تحصیل در خوزستان (بیش از ۳۱۰۰ کودک) قرار داد تا تضاد آشکار میان فقر مردم و اشرافیت مقامات را نشان دهد. ابتکار در ادامه نوشت: پسر شمخانی، محمدحسین، با نام مستعار «هکتور ف»، در تیرماه ۱۴۰۴ بهدلیل نقش در شبکههای نفتی تحریم شد و داماد او نیز پیشتر در پرونده تخلفات ساختمانی لواسان نامش مطرح بود.
در همین زمینه
علی شمخانی از شاگرد دوچرخهسازی تا مافیای نفت و امپراتوری ثروت
بحران مشروعیت و بیاعتمادی اجتماعی
روزنامه اعتماد، اگرچه بهطور مستقیم به عروسی نپرداخت، اما در گزارشهای همزمان خود از «فرصتهای از دست رفته» و «نگرانی از سفرههای لاغر مردم» نوشت. این روزنامه آمار رسمی وزارت بهداشت را یادآور شد که طبق آن، حدود ۳۰ درصد مرگهای کشور به سوءتغذیه و کمبود مواد غذایی مربوط است؛ تناقضی آشکار میان سفره مردم و ضیافتهای اشرافی سردمداران نظام.
در همین حال دنیای اقتصاد از شکست طرحهای حمایتی دولت در تأمین معیشت نوشت و تأکید کرد که سرانه کالری دریافتی مردم به زیر ۲۱۰۰ کالری سقوط کرده است.
کیهان؛ دفاع متناقض و وارونهنمایی
روزنامه کیهان که همواره نقش مدافع اصلی جریان امنیتی و نظامی را دارد، انتشار تصاویر عروسی را «ترور شخصیت نیابتی» خواند و حملات به شمخانی را کار «غربگرایان داخلی» دانست. کیهان با تطهیر چهره شمخانی مدعی شد که او قربانی «جنگ روایتها»ست. با این حال، همین روزنامه در یادداشتی دیگر نوشت که اشرافیت، دوقطبیسازی و فساد، میراث دولتهای روحانی و اصلاحطلبان است؛ تناقضی آشکار که نشان از بنبست تبلیغاتی این جریان دارد.
در یادداشت روز خود نیز کیهان از «مسئولیت سنگین میدان روایت» گفت و بهطور تلویحی اعتراف کرد که حکومت در جنگ رسانهای با مردم شکست خورده و برای بقا نیازمند کنترل روایتهاست.
بازتابهای جانبی: از بیحجابی تا شکاف نسلی
ماجرای عروسی شمخانی در شرایطی افشا شد که رسانهها همزمان از طرحهایی چون «فعالسازی ۸۰هزار آمر به معروف» برای کنترل پوشش زنان مینوشتند. روزنامههای ستاره صبح و جهان صنعت این طرحها را عامل دوقطبیسازی جامعه دانستند و نوشتند: «وقتی جوانان میبینند مقامات با تجمل زندگی میکنند و از مردم میخواهند ریاضت بکشند، دیگر هیچکس به ارزشهای رسمی باور ندارد.»
در همین زمینه نجفیتونا، حقوقدان، گفت: «وقتی مسئولان چون به خلوت میروند، آن کار دیگر میکنند، طبیعی است که مردم از چارچوبهای اخلاقی نظام فاصله بگیرند.»
روزنامه هممیهن نیز در تحلیلی از «شکاف دائمی نسلی» نوشت و تأکید کرد که نسل جوان از شعارزدگی و دروغهای حاکمیت خسته است و احساس بیگانگی در وطن میکند.
رسوایی شمخانی، آینه بحران مشروعیت
مرور تیترها و محتوای این روزنامهها نشان میدهد که رسوایی شمخانی صرفاً یک حادثه شخصی نیست، بلکه بازتابی از فروپاشی اخلاقی و طبقاتی در ساختار قدرت است. از «مرثیه اخلاق» تا «سفرههای لاغر مردم»، از «عروسی میلیاردی» تا «کودکان بازمانده از تحصیل»، همه این روایتها تصویری واحد را ترسیم میکنند: جامعهای با اکثریتی درگیر فقر و اقلیتی غرق در ثروت نامشروع.
در این میان، شکاف میان حاکمان و مردم نهتنها اقتصادی، بلکه معرفتی و اخلاقی شده است. همان رسانههایی که سالها هر اعتراض اجتماعی را سرکوب تبلیغاتی میکردند، اکنون خود ناچارند از «بیاعتمادی، فقر غذایی و ناامنی نسلی» بنویسند.
سپاه، نفت و شبکه قدرت شمخانی
ابعاد مالی و امنیتی این پرونده، فراتر از یک جشن عروسی است. خانواده شمخانی سالها در شبکههای اقتصادی مرتبط با سپاه پاسداران و وزارت نفت نقش داشتهاند. پسر او در پروندههای نفتکشها و تجارت انرژی در خلیجفارس با واسطههایی از قرارگاه خاتمالانبیاء و شرکتهای صوری در دوبی و عمان همکاری میکرد. داماد خانواده نیز از پیمانکاران پروژههای لوکس وابسته به بنیاد تعاون سپاه معرفی شده است.
چنین پیوندهایی نشان میدهد که فساد در ایران ساختاری است؛ نه ناشی از خطای فردی، بلکه محصول اتحاد نظامی-اقتصادیای که از تحریمها سود میبرد. در حالیکه دولت از مردم میخواهد «در برابر تحریم صبوری کنند»، مقامات با سرمایههای نفتی و رانتهای دلاری، زندگی شاهانه دارند.
بحران اعتماد و فروپاشی اخلاقی
در مجموع، بازتاب رسوایی شمخانی در رسانههای حکومتی نشانهای است از بحران درونی نظام. از روزنامههای منتقد گرفته تا مدافعان تندرو، همه به شکلی ناگزیر به پذیرش واقعیتی واحد رسیدهاند: فروپاشی اعتماد عمومی.
وقتی نهادهای تبلیغاتی نظام از «غربت اخلاق» سخن میگویند و جامعه از «سفرههای خالی»، یعنی شکاف میان ادعا و واقعیت به اوج خود رسیده است. عروسی دختر شمخانی تنها نماد این فروپاشی نیست، بلکه نشانهای از تضاد طبقاتی، ریاکاری دینی و فساد ساختاری است که سراسر حاکمیت را فراگرفته است.
در پایان میتوان گفت این رسوایی، صرفاً یک حاشیه سیاسی نیست، بلکه بازتاب وضعیتی است که در آن حتی رسانههای حکومتی نیز نمیتوانند بر بحران اخلاقی و اقتصادی درون نظام سرپوش بگذارند. از خوزستان فقیر تا هتل مجلل اسپیناس، از سوءتغذیه کودکان تا تحریمهای میلیاردی نفتی، همه به حلقهای واحد از چرخه فساد و بیعدالتی متصلاند. و در این میان، نام شمخانی تنها یکی از نشانههای آن ساختار بیمار است که دیر یا زود زیر بار بیاعتمادی و خشم عمومی فروخواهد ریخت.







