نگاهی به پروژه جدید رضا پهلوی و همدستانش
فراخوان تازه رضا پهلوی برای ثبتنام و برقراری ارتباط با تیم او از طریق یک ربات تلگرامی، پرسشهای جدی درباره امنیت اطلاعات شخصی و سرنوشت افرادی برانگیخته است که اگر از داخل ایران به این سیستم وصل شوند. وقتی پای امنیت و جان انسانها در میان است، نمیتوان با چند فراخوان تبلیغاتی و وعدههای کلی از کنار این پرسش اساسی گذشت: اطلاعات مردم به دست چه کسانی میرسد و چه تضمینی وجود دارد که امنیت آنان به خطر نیفتد؟ و سوال مهمتر اینکه مگر افشاگریهای زیادی در مورد نفوذ گسترده سرویسهای امنیتی رژیم ایران در دفتر و اطرافیان رضا پهلوی صورت نگرفته ا ست؟ چه کسی تضمین میکند که اطلاعات شخصی افراد مستقیا به وزارت اطلاعات یا اطلاعات سپاه نرسد؟
رضا پهلوی در یک بنبست استراتژیک و در یک بازی مضحک بار دیگر از مردم ایران خواسته است از طریق یک ربات تلگرامی به کارزار موسوم به «همکاری ملی برای نجات ایران» بپیوندند. اما این فراخوان، بهجای آنکه با توضیحات شفاف درباره سازوکار حفاظت از اطلاعات همراه باشد، نگرانیهایی را درباره محرمانگی ارتباطات و امنیت کسانی ایجاد کرده است که ممکن است از داخل ایران با این سامانه تماس بگیرند.
پروژه رضا پهلوی یک پروژه شکستخورده است
در شرایطی که رژیم ایران مخالفان خود را تحت تعقیب قرار میدهد و برای شناسایی و سرکوب معترضان تلاش میکند، افشای هویت یک فرد میتواند پیامدهایی بسیار فراتر از نقض حریم خصوصی داشته باشد. برای کسی که در داخل ایران زندگی میکند، اعتماد به یک سامانه اینترنتی بدون اطلاع از سازوکار امنیتی آن خطرات زیادی ایجاد میکند. این همان نگرانی اصلی است که کاربران شبکههای مجازی در مقابل این ابتکار جدید پهلوی و اطرافیانش ابراز کردهاند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، گفتوگو با رباتهای تلگرامی از رمزگذاری سرتاسری برخوردار نیست و پیامهای کاربران در اختیار گردانندگان ربات قرار میگیرد پرسش اصلی این است که چه کسانی به اطلاعات جمعآوریشده دسترسی دارند، این اطلاعات کجا و برای چه مدتی نگهداری میشوند و چه تضمین قابل راستیآزمایی برای جلوگیری از نفوذ، دسترسی غیرمجاز یا افشای آنها وجود دارد؟
دفتر رضا پهلوی در مقابل این اظهار نگرانیها مجبور شد در مورد نفوذ رباتهای جعلی هشدار بدهد، خود همین هشدار هم بیانگر ناتوانی این دستگاه در مقابل افشای اطلاعات کاربران و مراجعهکنندگان احتمالی است.
بیشتر بخوانید
اما این همه ماجرا نیست. پرسش مهمتر به سابقه فراخوانهای پیشین بازمیگردد. رضا پهلوی در مرداد ۱۴۰۴ مدعی شد دستکم ۵۰ هزار نفر از مقامهای حکومتی و نیروهای نظامی در سامانه همکاری ملی ثبتنام کردهاند! دفتر او نیز بعدتر از ثبتنام دهها هزار نفر و حضور هزاران عضو نیروهای مسلح در میان آنان سخن گفت. اما دفتر رضا پهلوی و شخص او هرگز به این پرسش پاسخ ندادند که سرنوشت آن چند هزار مقامات و نیروهای مسلح مورد ادعا چه شد و قرار است چه شقالقمری انجام بدهند.
راستی آن ۵۰ یا ۶۰ هزار نفری که با استفاده از کد QR ثبتنام کردند، چه گلی به سر مردم ایران زدند؟ چند نفر از آنان عملاً از ساختار سرکوب جدا شدند؟ چه اقدام مشخصی در نتیجه آن ثبتنامها صورت گرفت؟ و اگر قرار است اطلاعات این افراد به دلیل ملاحظات امنیتی منتشر نشود، چه کسی تضمین میکند که تمام این سامانه یک بازی سایبری و اطلاعات توسط رژیم نبوده باشد؟
نمیتوان از یکسو با ارقام بزرگ از موفقیت یک کارزار سخن گفت و از سوی دیگر، هرگاه نوبت به ارائه شواهد و پاسخگویی درباره دستاوردهای آن میرسد، به ملاحظات امنیتی استناد کرد. حفظ هویت افراد ضروری است، اما این ضرورت نباید به سپری برای فرار از پاسخگویی درباره عملکرد یک پروژه سیاسی تبدیل شود.
اکنون نیز همان پرسشها در برابر فراخوان تازه قرار دارند: آیا این بار قرار است نتیجهای مشخص حاصل شود یا افراد بار دیگر به ثبتنام و ارائه اطلاعات تشویق میشوند، بیآنکه تصویر روشنی از سرنوشت اطلاعات و دستاوردهای این اقدام داشته باشند؟
راستی آیا همه این اقدامات رضا پهلوی در راستای ابراز وجود در مقابل قیام محتوم مردم ایران نیست؟ آیا این اقدامات کمکی به خیزش و قیام در تقدیر مردم ایران میکند؟ آیا این پروژه هم تلاش ناکام دیگری برای تضعیف جنبش سرنگونیطلب مردم ایران نیست؟ چرا رضا پهلوی و دفترش تلاش دارند اطلاعات غیر ضروری شخصی افراد را بگیرند؟ اگر قرار است این افراد وارد یک مبارزه جمعی شوند چه ضرورتی دارد که اطلاعات شخصی و ریز این افراد در دست کسانی باشد که ماهیت سیاسی و امنیتیشان روشن نیست؟
این پرسشها قطعا هرگز پاسخی از طرف رضا پهلوی نخواهد گرفت و به گواهی کاربران شبکه اجتماعی این پروژه با توجه به افول سیاسی هولناک این شخص یک مولود نامشروع و سقطشده است.
