به قلم عبدالرحمن، نویسنده و تحلیلگر سیاسی
ایران جای دیکتاتوری نیست و مردم ایران میخواهند یک حاکمیت ملی و مردمی داشته باشند.
این قاعده مبارزه در گذشته و حال بوده و سنگ بنای حکومت آتی کشور است. سنگبنایی که گردآورنده همه اقشار مختلف مردم ایران با گرایشات ملی، مذهبی و سیاسی متفاوت است.
این قاعده گرچه مردم ایران را دور خود به وحدت رسانیده اما در جبهه مقابل، رژیم دیکتاتوری حاکم و پسماندههای دیکتاتوری سابق را هم به هم نزدیک کرده است.
آنها در مقابل مردم ایران صفآرایی کرده و هر کدام به گونهیی در پی بقای یک نظام دیکتاتوری هستند!
اولی با سرکوب و اعدام و کشتار و ارعاب و ترور و جنایت و غارتگری و دیگری در حمایت از اولی تحت شعار اپوزیسیون و مخالفت ریایی با اولی! که خود بر پیچیدگی و هوشیاری در مسیر حرکت افزوده است.
البته عوامل دیگری هم هستند که بر پیچیدگی اوضاع میافزایند. اما این بستر واقعی تحولاتی است که اکنون در رابطه با ایران در جریان است.
در پیشاپیش مبارزات مردم ایران، یک سازمان پیشتازی وجود دارد که از دیر باز مورد حمایت مردم بوده و نقش محوری در شکلگیری مقاومت آنها و همچنین تشکیل یگانه هماورد رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه، یعنی «شورای ملی مقاومت ایران» داشته است.
یک اقدام تاریخی و مهم
این شورا اخیر طی یک اقدام تاریخی و بیسابقه، اسامی بیش از (۳۳۰۰۰) پرسنل سازمان زندانهای رژیم ولایت فقیه، شامل رؤسا، بازجویان، مأموران اطلاعات و دژخیمان اجرای احکام، همراه با (۲۲۰۰۰) عکس را منتشر نمود که خشم سران رژیم را برانگیخت.
این افشاگری البته نخستین افشاگری مقاومت ایران علیه رژیم دیکتاتور حاکم نبوده و سابق بر این هم، این مقاومت ایران بود که پروژههای اتمی رژیم را در سطح جهانی افشاء نمود.
اقدامی که از جانب بالاترین مقامات دولتی کشورهای ابرقدرت جهان مورد تایید قرار گرفت که اگر چنین نمیکرد، اکنون جامعه بینالملل در یک وضعیت بسیار دردناک قرار میگرفت.
بیشتر بخوانید
افشای اسامی ۳۳ هزار تن از پرسنل سازمان زندان ها و شکنجهگران
شورای ملی مقاومت ایران در افشاگری اخیر اعلام کرد که: «سازمان زندانها یکی از مخوفترین و جنایتکارترین ارگانهای فاشیسم دینی و دیکتاتور حاکم بر ایران در سرکوب و شکنجه و اعدام است. در پی نگرانیهای مجمع عمومی سازمان ملی متحد در شصت و هشتمین قطعنامه محکومیت نقض حقوق بشر در ایران در تاریخ ۲۵ آذرماه ۱۴۰۰، «مسئول شورا از کمیسیون امنیت و ضدتروریسم خواست حقایق مربوط به قضاییه جلادان در ایران بهویژه آنچه را در زندانهای این رژیم گذشته و میگذرد، سرجمع نموده و در اختیار عموم هموطنان، ملل متحد و سازمانهای بینالمللی مدافع حقوقبشر قرار دهد تا دنیا بداند که در ایران چه میگذرد».
در این افشاگری همچنین اسامی (۱۱۶۹) نفر از ستاد سازمان زندانهای قوه قضاییه ولایتفقیه، شامل لیست ۲۲۳نفر رؤسا، سرکردگان، دژخیمان اطلاعات و اجرای احکام تحت عنوان کارشناس، پرسنل ستاد مرکزی در تهران همراه با شماره تلفنهای مستقیم و داخلی و شماره فکس و ۱۰۰ قطعه عکس از قضاییه رژیم ولایت فقیه در ۲۳استان ایران و همچنین اسامی ۲۲۷۳زندانی سیاسی و عقیدتی در قضاییه ولایت فقیه افشاء شده است.
یک نمونه از لیستهای «خیلی محرمانه» شامل زندانیان قیام مردم ایران علیه حکومت بخشی از افشاگری فوق است و بر اساس آن، علاوه بر ۲۶۷زندان و بازداشتگاه و اردوگاه و کانون اصلاح و تربیت متعلق به سازمان زندانهای رژیم در تیر ۱۳۹۹، نیروی انتظامی ۱۵۹بازداشتگاه و وزارت اطلاعات ۱۴۷بازداشتگاه جداگانه داشته است.
طبق آمار دفتر زندانها ۵۱۹۷ نفر زیر حکم اعدام یا حکم قصاص نفس به سر میبرند. ۱۰۷نفر محکوم به قطع عضو، ۵۱ نفر محکوم به سنگسار و ۶۰ اعدامی زیر ۱۸سال در ۱۳۹۹ بوده و اسامی ۵۳۷۰ زندانی محکوم به اعدام و قصاص در زندانهای ولایت فقیه، شامل موارد متعدد از وارد کردن موضوعات سیاسی در فهرست جرایم عادی قید شده است.
شورای ملی مقاومت در افشاگری خود میگوید که در حال حاضر بیش از ۴۸۰۰۰ زندانی «بلاتکلیف» وجود دارد و آمار زندانیان «اتباع بیگانه» ۵۳۹۸ نفر میباشد.
در این افشاگری، لیست اسامی ۱۲میلیون زندانی از جمعیت ۸۵ میلیونی ایران، (از ۳۰خرداد۱۳۶۰ تا ۱۶اردیبهشت۱۴۰۱) ذکر گردیده که (۵۷۹۰۱۵) نفر از آنها زنان زندانی بوده است.
جرم ۸۷۶۲ زندانی از دیماه ۹۶ به بعد، توهین به ولیفقیه، شرکت در اغتشاشات، آتش زدن و نابود کردن بنرها و بیلبردهای ارگانها و سران رژیم است».
طبق یک «گزارش محرمانه و غیرقابل انتشار» که در شهریور۱۳۹۴ «صرفاً جهت اعضای هیأت دولت» روحانی تهیه شده است «سالیانه نزدیک به ۶۰۰ هزار زندانی وارد زندانها میشوند» و«۲،۴۰۰،۰۰۰ نفر خانوادههای آنان درگیر مسائل و مشکلات عدیدهای» هستند.
آخرین جدول کدبندی شده ۳۲۵ زندان و بازداشتگاه سازمان زندانها در قضاییه جلادان در ۳۱ استان در این افشاگری اعلام گردیده است.
بیشتر بخوانید
افشاگری بزرگ اپوزیسیون؛ افشای اسامی ۱۱۶۹نفر از شکنجهگران و بازجوها
فصل تهاجم مردم علیه دیکتاتوری
در فصل تهاجم علیه دیکتاتوری دینی حاکم بر ایران و طنینانداز کردن شعار سرنگونی در جامعه و تسخیر فضای عمومی شهرها و به موازات این افشاگریهای مقاومت، روزی نیست که کانونهای شورشی و هواداران مقاومت در سراسر ایران اقدام به تسخیر شبکهها و دوربینهای کنترلی نکنند.
روز ۱۲خرداد۱۴۰۱ در آستانه سالمرگ خمینی، کانونهای دلاور شورشی طی عملیات گستردهیی دوربینهای کنترلی در شهرداری تهران و سامانه «تهران من» و دوربینهای مراقبتی گور خمینی، مقر رئیسی جلاد، وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران، نیروی سرکوبگر انتظامی و بهشت زهرا؛ که در مجموع ۵۱۳۸ دوربین نظارتی میباشد را تسخیر و از دسترس خارج کرده است.
اگر چه این دوربینها تحت کنترل شهرداری تهران قرار داشتند، ولی بهطور واقعی آنها در خدمت بیتالعنکبوت ولی فقیه دیکتاتور علی خامنهای و ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری آخوندها و سپاه پاسداران، و ابزار اصلی دستگاه سرکوب و اختناق هستند.
بیشتر بخوانید
قیام سراسری مردم ایران در آغاز سال۱۴۰۱ بهدلیل افزایش قیمت مواد غذایی، شروع شد، و با فرو ریختن ساختمان متروپل در آبادان، و افشای نقش سپاه پاسداران خامنهای در این جنایت اوج تازهیی گرفت.
این عملیات به این دلیل حائز اهمیت فراوان است که در بحبوحه این قیامها و همزمان با سالمرگ خمینی دجال، و در زمان آمادهباش نیروهای رژیم صورت گرفت که در واقع ضربهای سنگین بر دیوار سانسور و اختناق حکومت آخوندی است.
مردم بر دیکتاتوری پیروز میشوند!
در چنین شرایط خطیر و سرنوشتسازی است که بقایای رژیم محمدرضاشاه پهلوی با رژیم حاکم بر ایران همصدا شده و به قول رهبر انقلاب مردم ایران، آقای مسعود رجوی «شاه و شیخ میخواهند به مردم ایران بقبولانند که غلط کردید انقلاب کردید! خیال خام انقلاب و برانداختن استبداد و وابستگی را از سر بیرون کنید!… حالا گذشتهها گذشته، اما عبرت بگیرید و به خامنهای و استبداد دینی رضایت بدهید. خشونتپرهیز باشید و فکر به آتش کشیدن حاکمیت آخوندی و مظاهر آن را کنار بگذارید. در حسرت گذشته بسوزید، با حال حاکم بسازید، اما رو به آینده نداشته باشید.».
آقای مسعود رجوی افزودند که نسل ما «با پرچم نه شیخ نه شاه خروش آزادی سر داد، سلاح به دست گرفت و به مقاومت برخاست» و گفتند که «هیچ قدرتی در جهان نمیتواند مانع قیام و پیروزی مردم ایران شود».
در نگاهی به تحولات چند ماهه اخیر، شاهد این واقعیت هستیم که در دو جبهه متخاصم، نبردی شدیدی در رابطه با ایران در جریان است. در یک طرف نیروهای دو دیکتاتوری شاه و آخوندها و حامیان استعماری آنها، که وجه بارزی آنها دشمنی با حاکمیت ملی و مردمی است و در طرف دیگر مقاومت و مردم ایران که با شعار «نه شاه و نه شیخ» عزم جزم کردهاند که دیکتاتوری آخوندها را هم به زبالهدانی تاریخ بیاندازند و حرف و خواسته مردم را به کرسی بکشانند و ایران را به جایگاه واقعیاش در جامعه بینالملل برگردانند.. صحنهیی که در خردادماه امسال شاهد اوج گرفتن آن هستیم! پایان







