دولت جوان حزباللهی یا نظام چند حزبی ؟…اظهارات روز یکشنبه خامنهای در مورد تشکیل دولت جوان و حزباللهی و تأکید برخی مهرههایش بر کنارهگیری روحانی و برگزاری انتخابات زودرس، با واکنشهای پیاپی روحانی در روزهای گذشته مواجه شد و جنگ قدرت درون رژیم شدت گرفت. روحانی ضمن هشدار به خامنهای، نسبت به بروز شقه در نظام در صورت تضعیف دولت گفت: حاکمیت دوگانه همیشه موجب ضرر بوده است. وی قبل از این هم علاج دردها و بحرانهای رژیم را تشکیل دو سه حزب اصلی دانست تا بهتناوب نظام را اداره کنند. برای بررسی این موضوع همراه هستیم با آقای محمد حیاتی که گفتگوباتلویزیون ایران آزاد به این سئوالات پاسخ داده است.
محمد حیاتی: ما برای اینکه یک موضعگیری را خوب بفهمیم، لازم است که بدانیم این موضعگیری در چه شرایطی انجام میشود؟ هر چه شرایط را بهتر بفهمیم، عمق قضیه را بهتر میتوان فهم کرد. بخصوص در مورد رژیمهایی که سرمایهشان دروغ و ریا و قلبکردن حقایق است. در مورد رژیمهایی مثل خامنهای و مثل روحانی، آدم باید بیشتر به شرایط توجه کند. اتفاقا خود خامنهای هم در صحبتهای خودش ناگریز اول شرایط را مطرح کرد. خامنهای میگوید؛ ما در شرایطی هستیم که نباید بگذاریم در جامعه اضطراب ایجاد بشود و نسبت به آینده، ناامیدی و تردید ایجاد بشود. یعنی خودش متوجه هست که جامعه در چه وضعی است. او در حالی این حرف را میزند که خودش و تمام دست اندرکاران، فریادشان از برخوردهای رژیم در برخورد با کرونا به آسمانها بلند شده. چند نمونه اش را برایتان میگویم:
- مسعود مردانی عضو کمیته حکومتی مبارزه با کرونا، در روزنامه حکومتی جهان صنعت در باره عواقب فاجعه بار سیاست مجرمانه رژیم این را میگوید: « با چنین وضعیتی، تا دو هفته دیگر فاجعه وخیمی در کشور رخ خواهد داد. به دولت هم هشدار دادیم که بازگشایی را به تاخیر بیانداز تا ماه بعد دچار پشیمانی نشوند».
- از نظر اقتصادی، گفته میشه: وضع فروش نفت ۷۵۰۰۰۰بشکه که تو میخواهی در بودجهات حساب کنی کجا ۷۰۰۰۰بشکه کجا؟ تحریمهای روزافزون پشت سرهم را هم داریم. اینها وضعیت رژیم را به کجا رسانده که دلار حول و حوش ۱۸۰۰۰تومان است. گرانی بیداد میکند. این وضعیت جامعه است.
- من یک گزارش هم از فلاحت پیشه بگویم که نماینده اسلام آباد است. او میگوید: ما شاید ۲۰تا ۳۰ میلیارد دلار به سوریه پول دادیم و باید از سوریه پس بگیریم. درمورد آینده کشور مسیر پرچالشی داریم. میگوید پولهای ملت را به آنها دادیم. این را نفرات خود رژیم خود خامنهای دارد مطرح میکند
محمد حیاتی: گفتم که باید به شرایط توجه بکنیم. اگر ما وخامت شرایط را که خشم فروخفته خلق بزودی فوران خواهد کرد را در نظر داشته باشیم، البته خود خامنهای خوب احساس میکند. ایادیش هم خوب احساس میکنند. و این را به زبانهای مختلف میگویند. اینجاست که میبینیم تنها راهی که برای یک رژیم قرون وسطایی باقی مانده، انقباض و سرکوب بیشتر است. ازیک حکومتی با الگوی قاسم سلیمانی، که با کشتار با رعب و دستگیری میخواهد جامعه را مهار کند. به همین دلیل، خامنهای اشاره کرده به یک حکومت جوان. اما نه جوان ۳۹ یا ۴۰ ساله، بلکه از نوع کسانی که مثل قاسم سلیمانی هستند. اما چرا خامنهای میگوید دولت جوان؟ خود خامنهای میگوید مکرر گفتهام که به یک دولت جوان و حزب الهی معتقدم و به آن امیدوارم. البته بعضی اوقات افرادی که در سنین جوانی هم نیستند، کارهای جوانانه خوبی را هم میتوانند انجام بدهند. به هرحال به نظر من تنها راه علاج مشکلات کشور دولت جوان حزب الهی و جوان مومن است که بتواند آنچه خامنهای میخواد را انجام بدهد. تا کشور را از راههای دشوار عبور دهد.
ببینید اینهمه مشکل به لحاظ اجتماعی، اقتصادی، همچنین مشکلات کارگران در جامعه هست، اما به هیچ یک از اینها اشاره نمیشود یعنی مشکل او چیزی است که بقول خودش، تنها راه تغییر نظام است.
محمد حیاتی: در واقع خامنهای از روی ناعلاجی، به تنها راهی که میخواست بهش پناه بیاورد، تعویض حکومت است. ولی هنوز ۱۵ماه به پایان دوره ریاست جمهوری روحانی باقی مانده، اما باز تحمل نتوانست بکند و این را مطرح کرد. ایادیش هم موضوع را میگیرند و متوجه میشوند. او میخواهد بگوید؛ من همین که شما گفتید را دارم دنبال میکنم. به نمونه هایی از حرفهای دم و دنبالچههای خامنهای در همین رابطه اشاره میکنم: یکی از اعضای مجلس بنام فتحی حسین شاهی میگوید؛ برداشتم از سخنرانی خامنهای این بود که، موقع آن است که روحانی حتما همین الان باید استعفا بدهد و انتخابات زودرسی صورت بگیرد تا دولت مد نظر خامنهای تشکیل شود. نفر دیگری بنام گودرزی میگوید: آقای روحانی پا را روی گاز گذاشته و حد و مرز هم نمیشناسد، واقعا وحشتناک است. ببینید در درون رژیم چطوری به هم ریختهاند؟ میگوید: آقای روحانی نمیتوانی برو کنار، تا کسی بیاید وضع را روشن کند. از آن بدتر، همین آدم خطاب به آخوند رئیسی میگوید: آقای رئیسی شما دستگاه نظارتی هستید. راسا وارد شوید و دستگیر کنید. حرفش هم بی ربط نیست. زیرا میبیند که دستگاه قضایی، برادر همین روحانی را بخاطر دزدی و چپاول گرفته و زندان است. برادر جهانگیری هم در زندان است. میگوید پس حواستان جمع باشد. یکی دیگر هم هست که میگویم تا ببینید به کجا رسیدهاند؛ فریدون احمدی داد وبیداد میکند. دست وپاشون را گم کردهاند و هیچ رعایت ادب و نزاکت و سیاست را نمیکنند. آخر توجه کنید که داری علنی حرف میزنید. فریدون احمدی میگوید: مسئولان سرشان را بگذارند بمیرند و خجالت بکشند. قوه قضاییه هنوز بعنوان ابزاری برای سرپوش نهادن بر ضعفها و سوء مدیریت کشور عمل میکند. ببینید کار به کجا رسیده؟ به انفجار در درون حاکمیت؟
محمد حیاتی: روحانی میگوید: اگر چنین بشه، خطای استراتژیک است. خطابش به کیست؟ کی این خطا را کرده؟ رک و پوست کنده در مقابل خامنهای ایستاده و میگوید بالاترین خطای ممکنه را داری انجام میدهی. داری تضعیف میکنی. یعنی روحانی دیگه برای خامنهای تره هم خرد نمیکند. تازه این روحانی است. وای به حال بقیه دنبالچههایش که براتون خواهم گفت. واقعا باید گفت دیگر اتوریتهای برای خامنهای نمانده. و به این ترتیب برخورد میکنند. خود روحانی میگوید که اگر بخواهیم نظام پایدار بماند و تقویت بشه، باید دوسه حزب در کشور ایجاد بشود، تا بتناوب کشور را اداره کنند. روحانی این حرفها را کجا داره میزند؟ او آمده یک جمعی را که خامنهای اسمشان را گذاشته حضرات پشیمان، اینها را جمع کرده و تلاش میکنند که به خامنهای زهر را بخورانند. مثل زهر آتشبس. بهش اخطار میدهند که اگر بخواهی نظام را عوض بکنی و حکومت حزبالله ایجاد بکنی، انفجار خشم مردم است. بقایی برای تو باقی نخواهد ماند.
از دیگر دم و دنبالچههای روحانی هم برایتان بگویم؛ انصاریراد عضو سابق مجلس رژیم میگوید؛ استعفای روحانی نظم کشور را به هم میزند. یعنی وقتی خود روحانی جلوی خامنهای میایستد و میگوید داری خطای استراتژیک میکنی، خوب دم و دنبالچهها او که بدتر میتوانند بگویند. میگوید استعفای روحانی نظم کشور را بهم میزند و با رفتن روحانی، کشور گرفتار وضعیت اضطراری خواهد شد. البته همه اینها از جمله خامنهای، از وضعیت اضطراری جامعه اطلاع دارند. می ترسند و وحشت دارند. اینها نشانه آنست که همگی قافیه را باختهاند و کنترل خود را از دست دادند. نمازی نماینده سابق مجلس ارتجاع، با به رخ کشیدن تناقض دم زدن رژیم از انتخاب و رای مردم، حرفهای خود روحانی را تکرار میکند میگوید: اگر چرخش قدرت با رای مردم است، چرا پیشنهاد دولت حزباللهی طرح میشود؟ قبل از او هم خود روحانی طرح کرد گفت: مگر رای مردم نیست؟ این حرفها چی هست تو میزنی؟ اینها بیانگر این است که دیگر چیزی برایشان باقی نمانده است.
محمد حیاتی: به این سوال اینطور میشود جواب داد: بله کرونا هست اما خود خامنهای میگوید استفاده از این فرصت. آیا مشکل اینها کلان تلفات جانگداز مردم است؟ هرگز. نه روحانی نه هیچکدام اینها. اصلا مسالهشان هرگز جان مردم نیست. اینها پوش است ما میتوانیم از خلال صحبتها و از خلال پیشنهادات خودشان بفهمیم که مشکل اصلی و درد مشترک و آن چیزی که ازآن وحشت میکنند چی هست؟ حرفهای خامنهای پاسخ این سوال را خواهم داد. او که خطاب به نمایندگان تشکیلات دانشجویی میگوید که همه به این توجه داشته باشند. به چی؟ به درد اصلی و آنچیزی که از آن وحشت میکنند. یعنی مخالفینش که روی جوانان ما کار میکنند. چه کسانی کار میکنند؟ او ادامه میدهد که؛ «آنها هم سعی میکنند از جوانان ما سوء استفاده کنند. برای این برنامهریزی میکنند. یک جاهایی به عوامل داخل کشور نیاز دارند، روی جوانان داخل کشور کار میکنند» بعد میگوید: «هر چه میتوانید جبهه انقلاب را گسترش بدهید. جذب کنید البته منظورم جذب منافق نیست». .ببینید من از سایت حکومتی ارجاع نیوز برایتان میگویم. میگوید: «مجاهدین و سلولهای خفتهای که بیدارمیشوند» از چی میترسه؟ عین کلماتش را میخوانم:
«شاهد هستیم (منافقین) یعنی مجاهدین، هزاران سلول خفته خود را دسته دسته بیدار کردند نام آنها را کانونهای شورشی گذاشته و با فرماندهی متمرکز به آنها ماموریت عملیات و تخریب میدهند». حتی به وقایع پس از آبان ۹۸ اشاره میکند و مینویسد: «سرکرده شرور مجاهدین پیام میدهد که استراتژی ظفرنمون ارتش آزادی در کانونها و در محلهها و در شهرهای شورشی محک خورد». خوب برادر مسعود میگوید «این دو فاکت نشان داد که کانونهای شورشی چکار میکنند؟ کانونهای شورشی تثبیت شدند. به این وسیله اعتراف میکند که قائله و توطئه ای نیست که مجاهدین در آن نقشی پررنگ نداشته باشند». بله مشاهده میکنیم که وحشت خامنهای از چیست؟ از کانونهای شورشی. بخصوص این را اشاره کنم. میگوید که جوانان به سمت رزم میآیند. نه جوانان متفرق. بلکه جوانان سازمان یافته. و این کانونهای شورشی برای خامنهای وحشتناک است
محمد حیاتی: واقعیت این است که وقتی که این دو باند به همدیگر اجازه مانور نمیدهند، امکان ندارد خامنهای آنچه را میخواهد بدست بیاورد. زیرا دیگر آن اتوریته را ندارد. مثل گذشته نیست که بتواند بزند کنار. در انتخابات گذشته هم خامنهای میخواست ناطق نوری را رئیس جمهور بکند، اما نتوانست و محمد خاتمی جلو آمد. به مراحل بعدی هم نگاه کنید؛ رئیسی را هم نتوانست رئیس جمهور بکند و روحانی آمد. یعنی آنموقع نتوانست، الان که دیگر چیزی برایش نمانده. به نظر من هرگز قدرت نخواهد داشت که روحانی را بزند. روحانی تنها که نیست. خودش هم میگوید؛ میلیونها نفر توی دولت هستند. تو مگر میتوانی این دولت را بزنی؟ بنابراین تنها نتیجهای که میخواهم بگیرم اینکه: با روشن شدن زوال رژیم، هیچ راه حلی ندارند. برای ملت ایران هم یک راه حل بیشتر وجود ندارد. آنهم همان است که اینها بوجودش اقرار کردند. همان که گفتند هزاران سلوله خفته سر برآوردند. میخواهم بگویم تنها راه برای نجات ملت، همین کانونهای شورشی هستند.
ببینیدخود خامنهای چه میگوید. خامنهای به دانشجویان حزبالهی میگوید: «من هیچ توصیه نمیکنم با کسی که مبانی انقلاب را قبول ندارد و ایجاد تردید در این مبانی میکند و دشمن را تضعیف میکند و راه غلط را مقابل پای ما میگذارد با مماشات رفتار کنیم. خیر، آنجا با صراحت رفتار کنید. با قوت رفتار کنید. تردید ایجاد نکنید. این ستون فقرات کار فرهنگی دشمن است. این نخنبات جنگ نرم دشمن است که ایجاد تردید بکند. نباید تردید کنید. بکوبید. بزنید و قاطع بایستید». خامنهای از همان علتی میترسد که فرمانش را به آنها میدهد. که آقا اینها را بگیرید.
من یک نکته به کانون شورشی میگویم: «کانون شورشی عزیز، شما با فدای خودتان، با فدای حداکثر، با وفای به پیمانتان به خلق محروم، نشان دادید که رژیم از پس شما بر نمیآید. ازشما میخواهم با قاطعیت هرچه تمامتر، کاری بکنید که رژیم نتواند مردم را مرعوب بکند. نتواند به مردم القا کندکه نمیشود. میشود و میتوان. این هم نمونهاش. اگر ما بتوانیم طلسم اختناق و تبلیغات رژیم را که میگوید مردم نمیتوانند را بشکنیم، دیگر کار تمام است و من این را از کانون شورشی میخواهم که با گسترش کارشان طلسم اختناق را بشکنند. میتوانند و اینکار را انجام بدهند.







