صالح شهنی
۱۶آذر روز دانشجو، روزی آشنا برای همگان در تاریخ جنبش دانشجویی ایران میباشد. روز ۱۶آذر سال ۱۳۳۲ چهارماه بعد از کودتای ۲۸مرداد، دانشجویان در اعتراض به سفر معاون رئیس جمهور آمریکا اقدام به برگزاری تظاهرات کردند. همان روز درگیری شدیدی رخ داد که در دانشکده فنی دانشگاه تهران ۳دانشجو به شهادت رسیدند.
بر همین اساس این روز را «روز دانشجو» نامگذاری کردند. جنبشهای دانشجویی از آن زمان به بعد در ایران همواره به عنوان یک قشر پیشرو و آگاه تلقی میشدند. بیدلیل هم نیست که نام دانشگاه و دانشجو در ۴دهه گذشته مسئله روز این حاکمیت بوده است.
نگاهی به سیر تحولات و مسئلهداری حاکمیت
در جامعه ما، دانشگاه و جنبش دانشجویی از ارج و قرب خاصی بین مردم برخوردار است. ولی از شروع حاکمیت ولایت فقیه، دانشگاهها طبق نظر خمینی که گفته بود: «هرچه سرمان میآید از دانشگاه است» تعطیل گردیدند. پس از سرگیری و باز شدن مجدد دانشگاهها، دیگر همه چیز رنگ و بوی امنیتی به خود گرفته بود. دانشجویان میبایست در زیر چتر امنیتی و حراست، آن هم فقط در زمینه صنفی، خوابگاه و … فعالیت میکردند.
محدودیتهای بیسابقهای برای فعالیتهای سیاسی در آن دوران وجود داشت و با حرکات اعتراضی نیز برخورد شدید صورت میگرفت. نمونه آشکار آن در سال ۱۳۷۸ بود که آن برخورد نیز هنوز از یاد دانشگاه و دانشجویان نرفته است. آن دسته کسانی که حکمرانی میکنند، در آن روز افتخار داشتند، دانشجویان را چوب زده و با گونی از بالا به پایین پرتاب کردند.
این رویداد یک تحول کیفی در دانشگاه بود که مسئلهداری حاکمیت را دو چندان کرد. از آن زمان سختگیریهای بیشتری برای ثبتنام دانشجویان وجود داشت. دانشگاه سهمیهبندی شد و حاکمیت توانست نیروهای وابسته را با سهمیه بندی وارد این صحن مقدس کند.
در همین زمینه
آیا خامنه ای هم سرانجام مثل خمینی دانشگاه را تعطیل خواهد کرد؟
چرا مجددا دانشگاهها و جنبش دانشجویان تبدیل به مسئله روز شدند؟
سران حاکمیت تمامی تلاش خود را بکار گرفتند تا از راههای مختلف کنترل کامل بر دانشگاهها و دانشجویان داشته باشند. آنها تا توانستند از عدم رسیدگیهای صنفی، عدم حل خوابگاهها، نابرابری و ستاره گذاری نامها به دانشجویان سخت گرفتند. اما این ترفندها راه به جایی نبرد و شاهد موج گسترده اعتراضات ۱۴۰۱ جنبش دانشجویان در کل دانشگاههای کشور بودیم. بعد از وقایع سال گذشته، تغییرات بسیاری صورت گرفت که نمونه آشکار آن اخراج اساتید دانشگاه بود.
در یک کلام جنبش اعتراضی دانشجویان مجددا در صدر مسائل حاکمیت قرار گرفت و مسئله روز آنان شد. محدودیتها و فشارهای زیادی، نه تنها فعالیتهای سیاسی بلکه حتی فعالیتهای علمی و فرهنگی به دانشجویان اعمال شد. دانشجویان با احکام متعدد تعلیق و تبعید و اخراج و «کمیتهایشدن» برای یک توییت یا استوری اینستاگرام مواجه شدند. مسئولان فعلی دانشگاه، فضای دانشگاه را بطور کامل امنیتی کردهاند.
قانونی کردن سرکوب با مصوبهای غیر قانونی
یک مصوبه انضباطی، پس از اعتراضات سال گذشته به تصویب دولت رسید. این مصوبه کاملا دست حراست دانشگاه را برای برخورد با هر فعالیت دانشجویی باز گذاشته است. دانشجویان پیش از رسیدن به مرحله بررسی پروندهشان در کمیته انضباطی، توسط حراست دانشگاه تنبیه میشوند!!!. دوربینهای تشخیص چهره در معابر پرتردد دانشگاه نصب و دانشجویان مرتبا توسط حراست دانشگاه رصد میشوند.
تعداد نیروهای حراست بدون اتیکت رسمی در دانشگاه افزایش داشته و دانشجویان بهراحتی توسط این نیروها به حراست منتقل میشوند. هیچ نهادی بابت رسیدگی به رفتار این کمیتهها و دادخواهی دانشجویان وجود ندارد. چنانچه کمیته انضباطی تشخیص دهد که پوشش دانشجوی دختر مناسب نیست، از ورود وی به دانشگاه جلوگیری میشود.
آمار تعلیقیها و دانشجویان احضارشده افزایش پیدا کرده و درحال حاضر هیچ آمار و ارقامی از دانشجویان تعلیقی وجود ندارد. چنین فشارهای غیر انسانی بر یک قشر پیشرو جامعه نشان از چه دارد؟ در پاسخ بایستی گفت: نشان از حاکمیتی دارد که دوران تاریخیاش به سرآمده است. دغدغه او بقای خود به هر قیمت با سد بستن در برابر اعتراضات و جنبشهای اعتراضی دانشجویان است.







