م.حلاج
حکایت بعد از مرگ رییسی و حکومت دزدان به داستان زیر شبیه است. مردی بعد از دریافت حقوق ماهانهاش سوار اتوبوس شد تا به خانه برگردد و دزدی جیبش را زد!
زمان پرداخت پول بلیت مرد متوجه شد که هیچ پولی ندارد و از شدت خجالت سرخ شد و به لکنت افتاد.
راننده گفت: مردحسابی خجالت بکش، اصلا به قیافه ات این کارها نمیخورد.
دزد که این صحنه را دید دلش به حال مرد سوخت و گفت: کرایه استاد را من حساب میکنم.
مرد که انگار جان تازه ای گرفته بود به دزد گفت؛ درود بر تو! خداوند امثال شما را در این کشور زیاد کند!
بقیه مسافران هم در حق دزد دعا کردند و از کرامت او سخنها گفتند، آنقدر که خود دزد هم باورش شد که کار بزرگی کرده است!
از آن روز دزدی به عنوان یک کرامت در حکومت دزدان تکثیر شد و مدح و ثنای دزدان و جنایتکاران هم هر روز بالا گرفت.
ما هم همه مسافران این اتوبوس هستیم و زیر منت دزدان و قدیسان بزرگ که پول کرایهمان را از جیب خودمان میدهند!
بیشتر بخوانید
رییسی، نمیدانی این ۱۲ساعت بر من چه گذشت! (طنز)
رییسی دزد بزرگ که قدیس هم شده است!
حتما وعده های انتخاباتی رییسی را همه به یاد دارید. ساخت ۴ میلیون مسکن و شاید هم بیشتر! از بین بردن فقر! از بین بردن بیکاری! گشایش در زندگی کارگران و بزرگ شدن سفره مردم! بالا بردن سرعت اینترنت! گران نشدن اقلام اساسی از جمله بنزین و نان!
شاید هیچکس به خوبی رییسی نمیتوانست در یک مدت کوتاه نشان دهد که نه تنها هیچکدام از وعدهها عملی نشد بلکه در عمل نشان داد که نه خودش و نه وزرا و… هرگز نیتی برای تحقق این وعده ها ندارند.
اما نکته قابل توجه این است که اکنون بعد از مرگش دزدان دیگر که از کنار او نان میخوردند برای ادامه همان مسیر تلاش دارند که از او یک قدیس بسازند!
کسی که تمام هدایای مردم به امام رضا را بالا میکشید اسمش شده خادم الرضا! او که بنا به گفته خودیهای حکومت کاری جز اعدام و شکنجه و زندان در پرونده اش ندارد شده سید مظلوم!
یکی از نگرانی امام زمان در رابطه با او میگوید و دیگری خواب کرامتهای او را میبیند!
ولی این دزدان با کرامت نمیدانند که دورهشان به سر رسیده و دور نیست که لشکر مالباختگان و تهیدستان و ستمدیدگان همه آنها را جارو کنند







