دادگاه بلژیک و نقش وزارتخارجه رژیم ایران در اجرای عملیاتهای ترویستی: روز پنجشنبه ۱۶بهمن دادگاه آنتورپ در بلژیک اسدالله اسدی دیپلمات ارشد رژیم ایران را بخاطر طراحی و فرماندهی بزرگترین عملیات تروریستی در اروپا برای کشتار بزرگ در گردهمایی مقاومت ایران در پاریس، به حداکثر مجازات ۲۰سال حبس محکوم کرد.
تقارن دو حکم قضایی اروپایی در مورد تروریسم در یک روز؛ یکی در فرانسه، سالروز صدور حکم رفع اتهام تروریستی از مقاومت ایران پس از ۱۲سال تحقیق «موریانهوار» اما بینتیجه…! و دیگری در بلژیک صدور حکم محکومیت بیستساله برای دیپلمات تروریست رژیم پس از دو سال با بمب و انبوه اسناد و مدارک انکارناپذیر. از جمله یک دفتر ۲۰۰برگ حاوی اسامی کد شده جاسوسی،تروریستی. همچنین اهداف تروریستی رژیم ایران در اروپا، برای چندمین بار ثابت کرد که تروریست واقعی کیست…؟ و چه کسی باید در این زمینه حسابرسی شود….!
حکم دادگاه آنتورپ ضربه جبران ناپذیر
حکم دادگاه بلژیک آن هم در شرایطی که خامنهای و رژیمش در زنجیرهیی از شکست و بنبست گرفتار شده و بیش از هر زمان دیگری نیازمند رابطه با اروپا برای خروج از بنبستهاست. یک ضربه جبرانناپذیر به سیاست باجگیری از طریق تروریسم از کشورهای اروپایی است.
بخصوص اینکه در جریان این دادگاه، رژیم هر آنچه که در توان داشت بکار بست. تا شاید از برگزاری دادگاه و بعد از آن صدور حکم محکومت برای دیپلمات بمب به دستش جلوگیری کند. اما قضاییه بلژیک تسلیم شانتاژهای رژیم نشد.
آنقدر این موضوع برای رژیم مهم بود که محمدجواد ظریف دیگر پروتکلهای دیپلماتیک را که بیش از هر زمان دیگری برای آزادی دیپلمات خودش به آن نیاز داشت؛ کنار گذاشت. رسما در مقام یک «گروگانگیر» ظاهر شد و خطاب به آمریکا و اروپا اعلام کرد که «برای مبادله زندانیان آماده هستیم»…!!
اشاره «شفاف» ظریف به زندانی دو تابعیتی احمدرضا جلالی تبعه سوئد و استاد دانشگاه بلژیک بود. تا با فشار روی دولت بلژیک به اتهام آخوند ساخته جاسوسی با اسدالله اسدی مبادله کند.
بنابراین سوال این است که چه شد که ظریف پردهها را کنار زد و از پشت ماسک «دیپلماتیک» خارج شد. در نقش گروگانگیر ظاهر شد…؟ در این صورت نقش وزارتخانهیی که ظریف در رأس آن قرار دارد چیست…؟
بیشتر بخوانید
مریم رجوی؛ محاکمه اسدی یک محاکمه تاریخی است
۲۰سال زندان برای اسدالله اسدی، پیروزی مردم ایران و محکومیت خامنهای
سیاست خارجی و تروریسم دوروی یک سکه
واقعیت این است که سیاست خارجی و تروریسم در رژیم ولایتفقیه دو روی یک سکه و مکمل هم عمل میکنند. در واقع رژیم سیاست خارجیاش را با تکیه به تروریسم پیش میبرد. تروریسماش را پشت سیاست خارجی و مصونیتهای دیپلماتیک پنهان میکند. سپاه تروریستی قدس در اغلب موارد همان وزارتخارجه است. وزارت خارجه مجری و راه بازکن سپاه قدس. به همین دلیل ظریف احمقانه و یا از روی ناچاری میگوید هر هفته با سردژخیم قاسم سلیمانی، کارهای وزارتخارجه را هماهنگ میکرد.
ظریف گفته بود؛ «من با حاج قاسم قبل از وزارت خیلی رفیق بودم وقتی وزیر شدم… ما نیاز داریم که همه کارهامان را با هم هماهنگ کنیم. در حوزه منطقهیی… من و حاج قاسم الزاما دیدگاهامون یکسان نبود. ولی بلاخره در نهایت هر جلسهیی یک توافقی میرسیدیم… اگر به توافق نمیرسیدیم بالاخره رهبری بودن، شورای عالی امنیت ملی بود… من و حاج قاسم در دو حوزه مختلف کار میکردیم حاج قاسم وظیفهاش میدان بود واسه او موفقیت در میدان مهم بود من وظیفهام چیز دیگری بود اینکه بیاییم موفقیت در میدان رو با موفقیت در صحنه بینالمللی یکجوری همسو بکنی، خوب بعضی وقتها نمیشه. باید با همدیگر کلنجار میرفتیم بحث میکردیم…».
زیر تیغ بردن باند مقابل
دو سال پیش ظریف در جنگ باندی برای اینکه خودش را از زیر تیغ باند مقابل در ببرد، به صراحت گفت: «ما یک دستگاهی نیستیم که سر خود عمل کنیم. مگر میتوانیم تو این کشور کاری را بکنیم بدون این که گزارش بدهیم؟. اینطوری نیست که ما خواسته باشیم خلاف منویات مقام معظم رهبری کاری بکنیم».
او دانسته یا ندانسته اعتراف میکند که همه مسائل در نظام ولایت زیر نظر خامنهای است.
بله به این ترتیب یکی از واقعیتهای بسیار مهمی که در دادگاه بلژیک به ثبت رسید، این واقعیت بود که: سیاست خارجی رژیم ایران آن روی سکه تروریسم رژیم است. نقش وزیر خارجه هم فراهم کردن تسهیلات سیاسی و فنی برای سپاه تروریستی قدس است. همان نقشی که یواخیم ریبنتروپ در موضع وزیر خارجه آلمان نازی برای پیشرفت ماشین جنگی رایش سوم بازی میکرد.
دادگاه بلژیک و نقش وزارتخارجه رژیم ایران…! تفسیر سیاسی هفته






