خمینی چگونه انقلاب را سرقت کرد ؟! . مردم ایران چهلویکمین سال انقلاب ضدسلطنتی را پشت سر گذاشتند. آخوندهای حاکم، تلاش کردند، با برگزاری نمایشهای مضحکی، ربودن انقلاب ضدسلطنتی و غصب حق حاکمیت مردم ایران را، جشن بگیرند.اما، با بیاعتنایی گسترده مردم، در سراسر کشور مواجه شدند. مردم و مقاومت ایران، در این چهار دهه، بارها با برپایی قیامها و خیزشهای سراسری، انزجارشان را، از نظام آخوندی، که چیزی جز فقر، فساد، تباهی و مرگ و ویرانی برای مردم به ارمغان نیاورده بود، ابراز کرده و خواهان سرنگونی این رژیم شدند…
اما خمینی، با استفاده از چه شرایطی، حاصلِ جانفشانیهای مردم، و پیشتازان و جوانان انقلابی را ربود؟آیا آن همه خونها، که در انقلاب ضدسلطنتی بهراه آزادی ریخته شد، نتیجهاش، اینهمه فساد و سرکوب و جنگافروزی است؟ آقای محمدرضا مرادی در گفتگویی با تلویزیون ایران آزاد به این موضوع پرداخته و به سئوالات پاسخ میدهد
محمدرضا مرادی: آنچه در نمایش ۲۲ بهمن دیدیم بخش خیلی کوچکی از واقعیت صحنه ای است که اتفاق افتاده است. عکس هایی که در رسانه خود رژیم منعکس شده و یا خبرگزاری های بین المللی داده اند فضاحت این نمایش ۲۲ بهمن را نشان می دهد.تصاویر اینقدر واضح است که نیازی به شرح ندارد رژیم طی این مدت خیلی تلاش کرد که برای قدرت نمایی از ۲۲ بهمن استفاده کند و نمایش میلیونی بگذارد و می گفتند که حرف مان در ۲۲ بهمن خواهیم زد خیز زیادی برداشته بودند و کارهای زیادی برای این نمایش کرده بودند ولی حاصل آن مشخص شد و مردم حرف شان را زدند حرف مردم از قیام ۹۶ شروع شد و در آبان و دی ۹۸ تکرار شد و این هم آن روی سکه استمرار و ادامه حرف مردم ایران به کلیت این رژیم است پاسخی است که مردم به رژیم در ۲۲ بهمن دادند همه نمایش رژیم را بایکوت کردند.
محمدرضا مرادی: صحبت های آخوند شیاد روحانی، آنروی سکه همین سوال قبلی شما بود و پاسخی است که مردم ایران به کلیت این رژیم دادند. خود روحانی مجیز گویی خیلی کثیف و مشمئز کننده ای در باره سلیمانی داشت و آمار و ارقام بسیار نجومی و دروغ های نجومی که در این صحبت هایش کرد که از آن بگذریم اصلی ترین صحبت هایش التماس و درخواست از مردم بود که در انتخابات ۲ اسفند شرکت کنند. سوالی که اینجا بطور مشخص هست این عجز و لابه هایی که الان خود روحانی در این سخنرانیش به نمایش گذاشت اصل بحث کسی است که تا همین چند روز قبل صحبت از انتصاب می کرد و می گفت که انتخاباتی در کار نیست و می گفت انتخابات مثل این است که وقتی وارد یک فروشگاه می شویم که فقط یک جنس وجود دارد دیگر انتخابی وجود ندارد و بصورت مشخص این کسی است تا همین روز قبل در رابطه با همین باصطلاح انتخابات و انتصاباتی که خودش می گفت زده است ولی الان وقتی که این جنایتکاران که همه شان در یک موضوع فصل مشترک دارند که حفظ نظام است. وقتی پای حفظ نظام پیش می آید چطور به التماس و زاری می افتند و خواهش می کنند که هر طور هست برغم هر انتقادی که دارید ولی بیایید در انتخابات شرکت کنید چونکه انتخابات منجی ماست و اگر این ما را در گیومه بگذارید گویا هست که چیزی جز کلیت این رژیم بطور مشخص نیست. عین همین حرف ها اگر یادتان باشد خود خامنهای زد که گفت اگر از من هم بدتان می آید و از من نفرت دارید ولی برای حفظ این نظام بیایید و رای بدهید بنابر این اگر بخواهم خلاصه کنم حرف اصلی روحانی در این نمایش یک التماس و زاری برای انتخابات بود انتخاباتی که می داند پاسخ آن چیست و پاسخ آن همین چیزی بود که مردم در ۲۲ بهمن دادند و ما پاسخ مردم ایران در ۲ اسفند بمراتب سنگین تر خواهیم دید که چیزی جز بایکوت نیست.
محمدرضا مرادی: سوال بسیار خوب و پایه ای است و برای اینکه عمیق تر جواب بدهم ناچاریم که مقداری به آن زمان برگردیم و اشاره خیلی کلی به تاریخچه شکل گیری انقلاب و قیام ۵۷ بکنیم. بعد از سرکوب قیام ۱۵خرداد ۴۲ انجمادی بر جامعه ایران حاکم شد سرکوب خونین بود وجامعه در انجماد قرار گرفت. دو سال بعد بود که بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران با نفی مبارزات رفرمیستی که پایانش اعلام شده بود پرچم مبارزه مسلحانه را برافراشته کردن و جنگ تمام عیار را با شاه آغاز کردند در سال های بعد هم چریک های فدایی خلق به صحنه آمدند و این دو سازمان یک نبرد بسیار سنگین و قهر آمیز و خونینی را با شاه برای سرنگونی نظام شاه آغاز کردند در استمرار این نبرد و این تک و پاتک های سازمان های انقلابی آن روزگار با شاه بود که در سال های ۵۴ تا۵۵ بود که هر دو سازمان ضرباتی خوردند و بصورت مشخص سازمان مجاهدین بدلیل خیانت جریان اپورتونیستی چپ نمایی که در آن زمان وجود داشت وضربه خیلی سنگینی به سازمان زد سازمان مجاهدین خلق ایران در صحنه بیرون دیگر حضور نداشت و در زندان بودند ایضا سازمان چریک های فدایی خلق نیز بدلیل ضرباتی که در سال ۵۵ خورد.
در اینجا یک نکته بسیار ضروری این است که اصلی ترین جنایتی که شاه مرتکب شد همین موضوع بود که همه رجال سیاسی واقعی مردم ایران را یا کشت و یا به زندان انداخت و جامعه ایران وقتی در آستانه قیام و انقلاب ۵۷ قرار گرفتیم صحنه فاقد سازمان رهبری کننده و هدایت کننده بود. در چنین روزگاری بود که بدلیل پروسه مبارزاتی که سازمان های انقلابی یعنی مجاهدین و فدایی ها طی شش سال مبارزه مسلحانه و حماسه هایی که خلق کرده بودند و شهدایی که تقدیم کرده بودند و قهرمانیها وحماسه هایی که در زندان های شاه خلق کرده بودند خونی را در رگ های جامعه دمیده بودند یک پتانسیل و یک حیاتی را در جامعه دمیده بودند بصورتیکه آمریکا که متحد اصلی شاه در آن زمان بود در جمعبندی که در آن روزگار داشتند به این نتیجه رسیده بودند که اگر ما بررسی نکنیم و مسیر شاه را تغییرندهیم، جریانات انقلابی بزودی می توانند شاه را سرنگون کرده و یک آلترناتیو انقلابی را در ایران حاکم خواهند کرد در نهایت به این نتیجه رسیدند که به شاه اخطار دادند و یا از او خواستند که مسائل حقوق بشر را رعایت کند و فضای باز دمکراتیک را در جامعه ایران برقرار کند به همین خاطر از شاه خواستند که دست از سرکوب خونین بردارد این در شرایطی بود که نیروهای انقلابی در بیرون از زندان اساسا ضربه خورده بودند و اساسا در زندانها بودند پس چونکه شاه وابستگی تام و تمام به آمریکا داشت حرف جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا را گوش کرد و در بهمن ۵۵ بود که ساواک شلاق را به زمین گذاشت و در بهار ۵۶ بود که صلیب سرخ برای بازدید از زندانها آمد که داستان های خودش را دارد. همین که شلاق زمین گذاشته شد همین که فضای باز بنسبه دمکراتیک فراهم شد و همین که شاه بقول معروف دیگر کسی را به زندان نمی برد و اعدام نمی کرد و کشتار نمی کرد فضایی ایجاد شد که یک سری عناصر فرصت طلب وارد صحنه شدند آنموقع که خطر وجود داشت فقط مجاهدین و فدایی ها در صحنه بودند وقیمت و هزینه آنرا می دادند. در چنین شرایطی بود که اگر یادم باشد خمینی نامه ای به اخوندها نوشت که الان دیگر خطری وجود ندارد و به صحنه بیایید و کارتان بکنید و هیچ تهدیدی وجود ندارد بنابراین وقتی که صحبت از دزدی می کنیم این است که این جنبش صاحبی داشته است. جنبشی به انقلاب ۵۷ منجر شد پروسه ای طی کرده بود خون هایی داده شده بود شما یک نهال را در نظر بگیرید که یکی این بذر را کاشته کسی در تابستان و زمستان آنرا آبیاری کرده است ذره به ذره به آن رسیدگی کرده تا این نهال بزرگ شده و به نقطه میوه دادن رسیده موقعی که می خواهد میوه بدهد و میوه اش را این خلق و این مردم بچینند این سازمان هایی که بایستی رهبری جنبش را بدست می گرفتند ضربه می خورند و به زندان می افتند یکی می آید و میوه آماده را شروع به چیدن می کند اسم این است سرقت بنابرین وقتی ما صحبت از سرقت می کنیم به این اعتبار است که دسترنج و خون یک خلق و یک مقاومتی آمد و آنرا چید و در مسند رهبریش نشست.
محمدرضا مرادی: بله و صد در صد با اشرافی که من خودم در آن روزگار دارم بی تردید و مطلق به شما می گویم که اگر مجاهدین ضربه نمی خوردند و اگر دچار آن ضربه خیانتبار اپورتونیستی نمی شدند این قدرت و توان را داشتند. تمام اخوندهای آن روزگار پشت سرمجاهدین حرکت می کردند. خود رفسنجانی می گفت تنها نمازی که از من قابل قبول است نمازی است که پشت سرمجاهدین خوانده ام در آن زمان همه آخوندها پشت سر مجاهدین بودند همین خمینی جنایت کار سر مجاهدین نمی توانست لب تر کند بنابراین مجاهدین یک جریان حاکم و اجتماعی با برد فوق العاده بالایی در جامعه بودند من بدون تردید می گویم اگر سازمان مجاهدین خلق ایران در صحنه بود همان پروسه ای که از سال ۵۰ طی شد تا سال ۵۴ و۵۵ که همه پشت سر مجاهدین حرکت می کردند امتداد پیدا می کرد و بی تردید انقلاب ایران سرنوشت دیگری پیدا می کرد. تصمیمی که کارتر گرفت و فشاری که به شاه آورد بخاطر همین مبارزاتی بود که سازمان مجاهدین خلق ایران کرده بود و از سرنگونی وحشت داشت به همین خاطر کسی که آمریکا و شاه را در وحشت سرنگونی فرو برد همین جریان بود.
محمدرضا مرادی: خیلی واضح و روشن است مردم ایران با هوشیاری تمام و البته با پرداخت هزینه آن با پیامی که در ۲۲ بهمن امسال دادند مثلا رویتر رقم هزاران نفر را ذکر می کند برای برگزاری تظاهراتی که اسمش میلیونی بوده است این پیام خودش را دارد پیامش این است که ملت ایران این رژیم را نمی خواهند در تمام این سالها رژیم با دود و دم و با تبلیغات و با انواع و اقسام شانتاژ های مختلف این را در اشکال مختلف به انظار جهانیان فرو کرده بود که مردم رژیمش را می خواهند.
از چهل سال سرکوب بعنوان رژیمی که حتما مایه ای داشته و حتما پایه ای و حمایت مردمی داشته استفاده کرده است که مانده است به همین خاطر این نمایش پاسخ به این مسئله است این رژیم فاقد کمترین پایگاه اجتماعی است و این بزرگترین دستاورد بین المللی است که در این روز نصیب مقاومت شده است اینها همه اش در جیب قیام می ریزد و در جیب استمرار قیام می ریزد و مسیر مماشات را می بندد که دیگر کسی به این سادگی با این رژیم تن به سازش و مماشات ندهد و جبهه عوض کند و به سمت جریانی بیاید که ماندگار است و جریانی که آینده متعلق به آن است.
محمدرضا مرادی: این انقلابی است بسیار اصیل و پر بار و ایستگاه بسیار جدی است که جامعه ایران برای رسیدن به آزادی نهایی خودش باید طی می کرده و طی کرده است. از فردای ۵۷ به این طرف سازمان مجاهدین خلق ایران و مقاومت ایران به نمایندگی از یک خلق بپا خواسته در برابر این رژیم ایستادند مقاومت کردند اسیر این رژیم نشدند تن به خواسته های رژیم ندادند و هزینه سنگین آن ۱۲۰ هزار شهید و ۳۰ هزار قتل عامی بود که دادند و با سرهای بدار رفته و با زندان های پر شده و با شکنجه و …پس مردمی و مقاومتی ۴۱ سال در برابر این رژیم ایستادند بنابر این آن روی سکه این همه جنایت ۴۱ سال مقاومت است ۴۱ سال سرمایه جنگ و جنگاوری است۴۱ سال طی طریق کردن برای رسیدن به قله های آزادی است. مردمی که الان در جامعه ایران هستند مردم ۴۱سال پیش نیستند مردمی هستند آبدیده و عبور کرده از یک ارتجاع بسیار سنگین تاریخی. ارتجاعی که تحت نام اسلام ۱۴۰۰سال ارتجاع را یدک می کشید این مردم ایران در حال دفن چنین جنایت کارانی هستند در حال دفن چنین جریان انحرافی در تاریخ بشر هستند به همین خاطر ما الان بالاترین سرمایه را در جنبش ایران و در تاریخ ایران و به عبارتی در تاریخ بشریت در حال حاضر داریم این همه سرمایه محصول ۴۱سال نبرد بین یک خلق و مقاومت با این رژیم است چه دستاوردی بالاتر از این و اگر ما در قیام های دی ماه و آبانماه و بهمن می بینیم همه اش عصاره نبرد و مقاومت در مقابل این رژیم است.







