حکومت ایران ببر کاغذی در خانه شیشهای تعبیری است که نزار جاف در مورد حکومت ایران بکار میبرد. سایت ایلاف لندن در تاریخ ۱۸مرداد ماه ۱۴۰۳مقالهای به قلم نویسنده و تحلیلگر عراقی درج کرده است. این مقاله تحت عنوان خانه شیشهای خامنهای درج شده است.
آبروی برباد رفته حکومت ایران
نزارجاف در قسمت مقدمه مقاله در مورد ترور اسماعیل هنیه مینویسد: «ترور اسماعیل هنیه در تهران توجه بیشتری را نسبت به ترورهای قبلی از این نوع جلب نمود. ترور چهرهها و شخصیتهای بلندپایه رژیم ایران مانند دانشمند هستهای محسن فخریزاده و فرمانده برجسته سپاه پاسداران محمدرضا زاهدی. این عملیات جدید سئوالات نسبتا زیادی را برانگیخته است.
ترور هنیه همچنین یادآور دستیابی به نیم تن اسناد مربوط به برنامه هستهای ایران توسط اسرائیل است. بیتردید ایران هر قدر هم که تلاش کند توضیح یا تفسیری در مورد حادثهای که برای هنیه افتاد ارائه کند، هرگز این تفاسیر و توضیحات همانند موارد قبلی قانعکننده نخواهد بود. مخصوصا که در این زمینه رژیم بیش از یکبار آبرویش در برابر جهانیان رفته است».
در همین زمینه
توجه حکومت ایران به تئوری توطئه
نزارجاف در این مورد مینویسد: «تئوری توطئه که حکومت ایران بسیار به آن توجه دارد و از آن در تفسیر و توضیح اوضاع و مسائل گیجکنندهای استفاده مینماید دیگر زیاد سودبخش نیست. این دیگر کافی نیست و خصوصا محافل سیاسی که از نزدیک مسائل ایران را دنبال میکنند را فریب نمیدهد.
چرا که تئوری توطئه جوابگوی این موضوع نیست و برای موارد استثنائی قانع کننده نخواهد بود. بهخصوص اگر چند بار تکرار شود همچنان که این امر قبلا اتفاق افتاده و باز هم خواهد افتاد. این امر باعث میشود علی خامنهای که بیش از دیگران از این موضوع نگران است، مهار دستگاه خود و بطور خاص سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات را کشیده تا توضیحاتی فراتر از کلیگوئی و نکات مبهم ارائه دهند».
نفوذ در سطح بالای دستگاه حکومت ایران
آقای نزار جاف سپس موضوع نفوذ در سطح بالای حکومت ایران را تشریح میکند و مینویسد: «ترور هنیه در تهران، آنهم در اوج تشدید اوضاع بین اسرائیل و حزبالله و احتمال وقوع جنگ بین دو طرف، یک حادثه تصادفی نیست. موضوعی بسیار بزرگتر و عمیقتر از آن است که خود رژیم را زیر علامت سئوال بزرگی میبرد.
یک چنین حادثه غیرعادی و ناگهانی را تنها با دو موضوع میتوان تبیین نمود. این که یک نفوذ در سطوح بالای دستگاههای امنیتی حساس وجود دارد. یا این که یک معاملهای صورت گرفته است.
اما مهمتر این که، تفسیر این ترور هر قدر هم که قوی باشد و یا حتی جهان را با استدلال و اعداد و ارقام قانع نماید. اما تا زمانی که واکنش خود (رژیم) ایران و نه نیروهای نیابتیاش در کشورهای منطقه که از دست این رژیم به تنگ آمدهاند، را در پی نداشته باشد، ناقص است. این واکنش اگر در سطح عملیات مورد هدف قرار گرفتن زاهدی باشد (البته بر اساس همه برآوردها این واکنش نمیتواند فراتر از آن باشد). رژیم ایران در عمل نشان خواهد داد که آنچنان که ادعای آن را دارد قوی و شکستناپذیر نیست. حکومت ایران چیزی جز یک ببر کاغذی در یک خانه شیشهای نمیباشد!».







